
کتاب حقیقت حج
پدیدآورندگان:
علی صفایی حائریانتشارات:
انتشارات لیله القدر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
z.zahiri
۴
هر فردی در حج، از " تلبیه" شروع میکند؛ یعنی دارد جواب خدا را میدهد. پس دعوتی را شنیده است. منی که میگویم " بله"، دارم جواب میدهم. پس صدایی را باور کردهام و وقتی که با این تأکید ـ بله، بله ـ جواب میدهم، این تأکید نشان میدهد که من صداها و دعوتهای زیادی را شنیدهام و داعیهایی وجود دارند.
Mehdi Infinity
۳
انسان گاهی میبیند که حال دعا ندارد. حال خوش ندارد. گاهی میبیند اگر بخواهد به دنبال کاری برود، آن حالتها را از دست میدهد و اگر بخواهد دنبال آن حال خوش باشد، درس و کار را از دست میدهد. این اضطراری است که در ما هست و ما واقعاً توانایی جمع را نداریم. وا میمانیم و زمین میخوریم. انسان تا این ناتوانی را نفهمد، تسلیم نمیشود. در حج، انسان را به این فهم هدایت میکنند تا اضطرارش را بفهمد؛ چه در شروعها و چه در ختمها. و انسان حضور حق را در آنجا میبیند و اینجاست که تسلیم میشود و کل وجودش را واگذار میکند
z.zahiri
۳
در آیه " وَ لِلّهِ عَلَی النّاسِ حِجُّ الْبَیتِ مَنْ اِسْتَطاعَ اِلَیهِ سَبیلاً وَ مَنْ کفَرَ فَاِنَّ اللهَ غَنِی عَنِ الْعالَمینَ"، آمده چشم پوشی از حج، کفران است و کسانی که از حج اعراض میکنند، کافر هستند.
Mehdi Infinity
۲
آنجا که خدا در درون تو، به تو حق حکومت نمیدهد و تو با ولایت و سرپرستی او همراه هستی، چگونه در جامعه به منها و هوسها، راه خواهد داد و حکومتها را خواهد پذیرفت و طاغوتها را به سرپرستی خواهد رساند
z.zahiri
۲
کسی دست خالی از حج بر نمیگردد و هر کس از این دیدار بهرهای نصیبش میشود؛ که صاحب بیت غیور است و جواد واسع و کریم و او بنای بخشش دارد؛ میخواهد در جایی بدهد که ما غیر از او را نبینیم و واسطهها را نیز نبینیم. در جایی که تنها خودش حضور دارد. انسان هزار هم که کور و در حجاب و پرده باشد، باز دست او را در آنچه که عنایت میکند میبیند.
z.zahiri
۲
ما وقتی که به دعوت خدا جواب میدهیم، معنایش این است که به سایر دعوتها پشت کرده، خطهای دیگر را کور کردهایم. چرا؟ چون حمد و نعمت و مُلک را از او میدانیم و معتقدیم که سپاسها همه مال خداست. نعمتها و امکانات به اختیار حق است و از مالکیت حق بیرون نرفته و شریکی هم ندارد.
سمیه جنگی
۲
کسی دست خالی از حج بر نمیگردد و هر کس از این دیدار بهرهای نصیبش میشود؛ که صاحب بیت غیور است و جواد واسع و کریم و او بنای بخشش دارد؛ میخواهد در جایی بدهد که ما غیر از او را نبینیم و واسطهها را نیز نبینیم. در جایی که تنها خودش حضور دارد. انسان هزار هم که کور و در حجاب و پرده باشد، باز دست او را در آنچه که عنایت میکند میبیند.
سمیه جنگی
۲
" یمْلاَُ الاَْرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً کما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً".
جور این است که از امکانات خودت در بین مردم مساوی تقسیم نکنی و ظلم این است که از امکانات خودشان، حق خودشان را به آنها مساوی ندهی.
سمیه جنگی
۲
انسان وقتی به گناهان کوچک بیتوجه شد، این کوچکها او را به گندها میکشاند.
z.zahiri
۱
یعنی وجودهای دیگر و درهای دیگر را دیده و بنبست همگی آنها را شناخته و تجربه کرده، از همه چشم پوشیده و به سراغ حق آمده است
sam S
۰
ارزش هاجر وقتی روشنتر میشود و عظمت اسلام او وقتی بیشتر در چشمها مینشیند که با دیگران مقایسه شود که در اوج رفاه حتّی آنجا که تو آنها را در قصر بگذاری و دنبال تکلیفت بروی، جز نق و ناله و گلایه، کار دیگری ندارند. و این هاجر با وجود این اسلام و تسلیمی که دارد، به خاطر وثوق به امر حق و اطمینانی که به خود حق دارد با اینکه در منطقهای قرار گرفته که هیچ گمان آب و آبادانی نیست، به دنبال آب سعی میکند و حدود ۴ کیلومتر آن هم بین دو کوه صفا و مروه در رفت و آمد است و هرگز از هدفش رو بر نمیگرداند و دائم به هدف و کعبه توجه دارد.
mohammadtahheri
۰
به بیتوجّهیشان یک توجّه بده
یه داستان باحال، مثل همه شما
۰
آن گونه که علی در جواب مالک که از او درخواست میکند که سهم ما از بیت المال را به این افراد ضعیف و سست بده تا به سراغ معاویه نروند، میفرماید:
" اگر این پول و امکانات مال خودم بود بین مردم بالسّویه تقسیم میکردم، حال که پول خودشان است و در ادامه میفرماید: " ءَاَطْلُبُ النَّصرَ بِالْجَورِ"؛ آیا خواهان پیروزی همراه با جور باشم؟!".
عظمت و پایداری علی بر حدود و سنت، آنجا جلوه میکند که در معنای جور و تفاوت آن با ظلم تأملی بشود. جور در برابر قسط است و ظلم در برابر عدل؛ که در مورد حضرت حجت داریم: " یمْلاَُ الاَْرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً کما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً".
جور این است که از امکانات خودت در بین مردم مساوی تقسیم نکنی و ظلم این است که از امکانات خودشان، حق خودشان را به آنها مساوی ندهی.
