انسان گاهی میبیند که حال دعا ندارد. حال خوش ندارد. گاهی میبیند اگر بخواهد به دنبال کاری برود، آن حالتها را از دست میدهد و اگر بخواهد دنبال آن حال خوش باشد، درس و کار را از دست میدهد. این اضطراری است که در ما هست و ما واقعاً توانایی جمع را نداریم. وا میمانیم و زمین میخوریم. انسان تا این ناتوانی را نفهمد، تسلیم نمیشود. در حج، انسان را به این فهم هدایت میکنند تا اضطرارش را بفهمد؛ چه در شروعها و چه در ختمها. و انسان حضور حق را در آنجا میبیند و اینجاست که تسلیم میشود و کل وجودش را واگذار میکند