
بریدههایی از کتاب جنگ یا صلح
۳٫۹
(۲۲)
شما معتقدید همینکه دشمن پرچم سفید را بالا برد، باید او را پذیرفت و با او همراهی کرد و از کید و مکر او نهراسید که با توکل بر خدا و بیداری مؤمنین، مشکل حل میشود... .
این اعتقاد شماست، ولی نمیدانم چرا علی (ع) این فرزند کعبه و قرآن، آن روز که معاویه قرآنها را بر سر نیزه کرد و نه پرچم که قرآن را بالا گرفت، آنها را نپذیرفت و فریاد کشید که آنها را بکوبید و فرمود که این کید و نقشه است.
عباس صابری
جنگ ایران جنگی نبود که ما شروعش را بخواهیم و جنگی نیست که آنها که روشنش کردند، این شعلهاش را خواستار باشند. صلح در این مرحله که دشمن متزلزل است و تو آماده هستی و مردم خود را با آن هماهنگ کردهاند، جنایت است و مخالف سیرهٔ علی (ع) و سیرهٔ عقلا و حکم عقل است که میگوید: «اگر گلویی را از دشمن رها میکنی، گلوگاه سختتری از او بگیر». و این صلح، همان باطل کردن جهاد و کوششی است که ما را از آن نهی کردهاند؛ که: «لاٰ تُبطِلُوٓا اَعْماٰلکمْ... ».
چڪاوڪ
در حالی که نه شرق و نه غرب و نه جهان سوم، نه غیر متعهدها، نه ناسیونالیزم و نه ملیت مقدس شما هیچ کدام تکیهگاه خوبی نیستند. و برای درگیری رشته محکمی نیستند که فقط بر خدا و مؤمنین میتوان تکیه کرد.
MSadra
توکل این است که با تمامی امکانات مغرور نشوی، که داستان حنین در پیش است و با دستخالی مأیوس نباشی، که روز بدر را دیدهای.
چڪاوڪ
بهراستی، اگر جنگ ایران و صدام به این مرحله برسد که صدام حکمیت قرآن را فریاد کند و نه دادگاه لاهه، که حکمین از مسلمانان را بخواهد، شما چه خواهید گفت؟
آیا مثل آن روز که خوارج فریب خوردند و با تحمیل ابوموسی و کنار گذاشتن مالک و ابنعباس کار را به رسوایی کشاندند، فریب میخورید؟
و یا اینکه شعار سلم و رحمت را کنار میگذارید و به مقاصد و انگیزهها هم توجه میکنید و صدق و کذب و اختیار و اضطرار را در نظر میآورید؟
عباس صابری
مادام که اهداف دست نخوردهاند باید با حکومت همراه بود، حتی اگر تو را کنار گذارده باشد. باید در کنار مشغول بود و نیاز میاندارها را تأمین کرد.
MSadra
هنگامی که دشمن دست به کار شده تا جوانهایت را با شبهات و شهوات و فتنهها و بدعتها و انحرافها و خدعهها و نیرنگها خنثی و خراب و یا درگیرِ با هم و سر در جان هم بسازد، تو نمیتوانی بهخاطر ضعفهای تربیتی و یا اجرایی به گوشهای بخزی و قلم بزنی و دست از تربیت مجریانی که لازم هستند و باید در حد ایثار کار کنند و مزد نخواهند و سپاس نخواهند و خائف و ترسناک هم باشند ـ که کوتاهی کردهایم و آن طور که باید و میتوانستهایم کار نکردهایم ـ بکشی؛ که به شهادت سورهٔ هل اَتی تا این حد باید گام برداشت: «یطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَیٰ حُبِّهِ»،«لَا نُرِیدُ مِنْکمْ جَزَاءً وَلَا شُکورًا»،«إِنَّا نَخَافُ»، تا حد ایثار، بدون توقع مزد و سپاس و همراه ترس و خضوع.
عبدعلی
اگر داستان همین است که شما از قرآن میآورید: «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا... »؛ یعنی اگر برای صلح خضوع کردند و بال باز کردند، تو هم بال بگشا و خضوع کن... پس چرا علی (ع) در جنگ صفین که جنگ میان مسلمانان است، صلح دشمن را نمیپذیرد و قرآنهای بلند را میزند و به کید و مکر دشمن اشاره میکند؟
میبینید که در همین مسئله با اینهمه تحقیق، چقدر کوتاهبین و بیاحاطه و بیاطلاع از حدود و موازین هستید.
علی
آنها که با یک دنده راه نمیروند و مدام شگردها و روشهای خود را نقد میزنند، تداوم مییابند و حتی در باطل خود عمر بیشتری خواهند داشت تا آنها که در حق خود خام و گنگ هستند و فقط با یک پا راه میروند و همیشه یک نوع برخورد میکنند.
عبدعلی
آنچه نمیخواهند حضور برتر و عزت انقلاب اسلامی و پیروزی عمیق و فراگیر و یا مقطعی و محدود آن است.
آنچه ما میخواهیم شکستن این طلسم و تجربهٔ این تحرک و درک این حقیقت است که تا ستمکش نباشد ستمگر نیست
علی
حزب خدا و حزب شیطان با هم قدر مشترکی ندارند
mohdiu
امروز «جنگ ایران و عراق» یک مسئله تاریخی قلمداد میشود که زمانش به پایان رسیده، ولی تاریخ «اصول سیاسی اسلام در نحوه برخورد با دشمن» که در این جزوه کوچک مطرح شده، هیچگاه به پایان نمیرسد و میتوان با استفاده از این دیدگاه و با عبرت از آن تاریخ، از دیگر گردنههای تاریخی که بیشباهت به مسئله پایان جنگ نیست، بهسلامت عبور کرد.
علی
در سیرهٔ معصومین هر دو وجه و هر دو شکل برخورد وجود داشته. فاطمه (عها) میشورد و علی (ع) خاموش میشود. سلمان به مدائن روی میآورد و ابوذر و عمار فریاد میزنند. امام حسن (ع) صلح میکند و امام حسین (ع) با سر به راه شام میرود و... .
تو به کدامیک اقتدا میکنی و از کدامیک اسوه و مقتدا میسازی.
اسوهٔ حسنه بدون میزان نیست. با موازین، حدود و شرایط مشخص میشود که چه کسی نماز شکسته بخواند و چه کسی نماز تمام و چه کسی فریاد کند و چه کسی ساکت باشد.
علی
و اگر اصول مبارزه و انتظار و تقیه و قیام را نشناسیم، در توجیه حرکت معصومین لنگ میزنیم
علی
اگر حکومتی از هدف چشم نپوشید، باید تمامی نارساییهایش را به دوش کشید و بدون توقع دست به کار شد و عذر اینکه نمیگذارند، نیاورد
علی
آنها که با یک دنده راه نمیروند و مدام شگردها و روشهای خود را نقد میزنند، تداوم مییابند و حتی در باطل خود عمر بیشتری خواهند داشت تا آنها که در حق خود خام و گنگ هستند و فقط با یک پا راه میروند و همیشه یک نوع برخورد میکنند.
علی
رهبر نیامده تا جامعه اسلامی را به یک دامپروری بزرگ تبدیل کند که علوفهاش را بدهند و شیر و کشکش را ببرند.
صدرا
هنگامی که دشمن دست به کار شده تا جوانهایت را با شبهات و شهوات و فتنهها و بدعتها و انحرافها و خدعهها و نیرنگها خنثی و خراب و یا درگیرِ با هم و سر در جان هم بسازد، تو نمیتوانی بهخاطر ضعفهای تربیتی و یا اجرایی به گوشهای بخزی و قلم بزنی و دست از تربیت مجریانی که لازم هستند و باید در حد ایثار کار کنند و مزد نخواهند و سپاس نخواهند و خائف و ترسناک هم باشند ـ که کوتاهی کردهایم و آن طور که باید و میتوانستهایم کار نکردهایم ـ بکشی؛ که به شهادت سورهٔ هل اَتی تا این حد باید گام برداشت: «یطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَیٰ حُبِّهِ»،«لَا نُرِیدُ مِنْکمْ جَزَاءً وَلَا شُکورًا»،«إِنَّا نَخَافُ»، تا حد ایثار، بدون توقع مزد و سپاس و همراه ترس و خضوع.
آسِیّد جَواد
و اما جنگ ایران جنگی نبود که ما شروعش را بخواهیم و جنگی نیست که آنها که روشنش کردند، این شعلهاش را خواستار باشند. صلح در این مرحله که دشمن متزلزل است و تو آماده هستی و مردم خود را با آن هماهنگ کردهاند، جنایت است و مخالف سیرهٔ علی (ع) و سیرهٔ عقلا و حکم عقل است که میگوید: «اگر گلویی را از دشمن رها میکنی، گلوگاه سختتری از او بگیر». و این صلح، همان باطل کردن جهاد و کوششی است که ما را از آن نهی کردهاند؛ که: «لاٰ تُبطِلُوٓا اَعْماٰلکمْ... ».
آسِیّد جَواد
اسلام هدفی بالاتر از آزادی، عدالت، رفاه و تکامل دارد: «إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا یهْدِی إِلَی الرُّشْدِ... ». تکامل انسانی دو جهت دارد: یا در راه بالاتر است و یا در راه مقصدی پستتر و محدودتر. رشد و خسر، دو بعد و دو جهت تکامل انسانی است. و اسلام به رشد دعوت دارد.
آسِیّد جَواد
هنگامی که دشمن دست به کار شده تا جوانهایت را با شبهات و شهوات و فتنهها و بدعتها و انحرافها و خدعهها و نیرنگها خنثی و خراب و یا درگیرِ با هم و سر در جان هم بسازد، تو نمیتوانی بهخاطر ضعفهای تربیتی و یا اجرایی به گوشهای بخزی و قلم بزنی و دست از تربیت مجریانی که لازم هستند و باید در حد ایثار کار کنند و مزد نخواهند و سپاس نخواهند و خائف و ترسناک هم باشند ـ که کوتاهی کردهایم و آن طور که باید و میتوانستهایم کار نکردهایم ـ بکشی؛ که به شهادت سورهٔ هل اَتی تا این حد باید گام برداشت: «یطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَیٰ حُبِّهِ»،«لَا نُرِیدُ مِنْکمْ جَزَاءً وَلَا شُکورًا»،«إِنَّا نَخَافُ»، تا حد ایثار، بدون توقع مزد و سپاس و همراه ترس و خضوع.
چڪاوڪ
حق را آنگونه مطرح کنی که باطلها سر بر ندارند و خوراک مطبوعاتی و تبلیغاتی برای خود جمع نکنند و بر آتش دل تو کباب عروسی شیطان را باد نزنند.
چڪاوڪ
باطل را آنگونه بکوبی که حق تقویت شود و باطل دیگر تغذیه نکند.
چڪاوڪ
رهبری پشتسر جامعه نیست، که جلودار است و امام است.
چڪاوڪ
نه شرق و نه غرب و نه جهان سوم، نه غیر متعهدها، نه ناسیونالیزم و نه ملیت مقدس شما هیچکدام تکیهگاه خوبی نیستند. و برای درگیری رشته محکمی نیستند، که فقط بر خدا و مؤمنین میتوان تکیه کرد: «حَسْبُک اللَّهُ وَمَنِ اتَّبَعَک مِنَ الْمُؤْمِنِینَ».
mohdiu
خلاصه کنم: هدف، اهمیت، تقویت حق و تضعیف باطل میزانی است که باید در حرکت به آن توجه داشت. مادام که حکومتی از اهدافش چشم نپوشیده و تخفیف نداده، حتی در زیر فشارهای سیاسی و دخالتهای جاسوسی و نظامی و تحمیل جنگ و صلح قد خم نکرده و به جایی وابسته نشده. مادام که اهداف دست نخوردهاند باید با حکومت همراه بود، حتی اگر تو را کنار گذارده باشد. باید در کنار مشغول بود و نیاز میاندارها را تأمین کرد.
میثم
شما معتقدید همینکه دشمن پرچم سفید را بالا برد، باید او را پذیرفت و با او همراهی کرد و از کید و مکر او نهراسید که با توکل بر خدا و بیداری مؤمنین، مشکل حل میشود... .
این اعتقاد شماست، ولی نمیدانم چرا علی (ع) این فرزند کعبه و قرآن، آن روز که معاویه قرآنها را بر سر نیزه کرد و نه پرچم که قرآن را بالا گرفت، آنها را نپذیرفت و فریاد کشید که آنها را بکوبید و فرمود که این کید و نقشه است.
f.r
امام علی (ع) دستور میدهند میزان را به دست بیاور تا حق را بشناسی. حق را با افراد و حتی با معصوم نمیتوانی بفهمی؛ چراکه کارهای متنوع هر یک و اختلاف سلوک آنها انسان را به حیرت و یا تناقض و بنبست میکشاند.
f.r
دعوت به عبودیت حق، با عبودیت طاغوتها سازشی ندارد و حزب خدا و حزب شیطان با هم قدر مشترکی ندارند. و عشق خدا با مودت و دوستی دشمنان او جمع نمیشود که تولی و تبری از محکمترین رشتههای ایمان است
f.r
آنجا تو میتوانی گلوی دشمن را رها کنی که گلوگاه سختتری را بر او بسته باشی.
f.r
حجم
۴۴٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۳۸ صفحه
حجم
۴۴٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۸
تعداد صفحهها
۳۸ صفحه
قیمت:
۳۰,۰۰۰
تومان