کشیشی به تیمارستانی رفت و مردی را دید که خیلی آرام و ساکت در گوشهای نشسته. به کنار او آمد و پرسید: "ببخشید دوست عزیز، میشه بگی شما رو بابت چی آوردن تیمارستان." مرد پاسخ داد: "حقیقتش من فکر میکردم مردم دنیا دیوونهاَن و مردم دنیا فکر میکردن من دیوونهاَم. تعداد اونا بیشتر بود؛ زورشون چربید، من رو فرستادن تیمارستان."