جملات زیبای کتاب لبخند با یک مغز اضافه (درک فلسفه از طریق طنز) | طاقچه
تصویر جلد کتاب لبخند با یک مغز اضافه (درک فلسفه از طریق طنز)subscriptionAvailable

کتاب لبخند با یک مغز اضافه (درک فلسفه از طریق طنز)

نوع کتاب
۴.۳ امتیاز(از ۳۲ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Salar Nemati
۱۲۱
خدا پس از خلقت مرد چه کرد؟ به خودش گفت: من می‌توانم بهتر از این را خلق کنم. و زن را خلق کرد.
Amir
۵۰
درمان‌هایی هستند که از بیماری‌ها مرگبارترند.
shariaty
۴۶
کشیشی به تیمارستانی رفت و مردی را دید که خیلی آرام و ساکت در گوشه‌ای نشسته. به کنار او آمد و پرسید: "ببخشید دوست عزیز، می‌شه بگی شما رو بابت چی آوردن تیمارستان." مرد پاسخ داد: "حقیقتش من فکر می‌کردم مردم دنیا دیوونه‌اَن و مردم دنیا فکر می‌کردن من دیوونه‌اَم. تعداد اونا بیشتر بود؛ زورشون چربید، من رو فرستادن تیمارستان."
سپیده
۴۴
قانون اول فلسفه برای هر فیلسوفی یک فیلسوفِ معادل و مخالف وجود دارد. قانون دوم فلسفه جفت آن‌ها اشتباه فکر می‌کنند.
کوثر
۴۴
نصیحت من به شما این است که دنبال چرا و چگونه‌ها نروید. فقط تا زمانی که بستنی‌تان آب نشده از آن کمال لذت را ببرید. این فلسفهٔ من است. (تورنتن وایلدر)
هرمس
۴۰
برتراند راسل این‌گونه اشاره کرده: "من حاضر نیستم برای عقایدم کشته شوم. چون ممکن است عقاید من اشتباه باشد."
Mahdi Ziaei
۲۸
بلیز پاسکال، ریاضیدان و فیلسوف قرن هفدهم فرانسه، معتقد بود که تصمیم در مورد اعتقاد یا عدم اعتقاد به وجود خدا مثل شرکت در شرط‌بندی است و البته برندهٔ از پیش معلوم این شرط‌بندی کسی است که به وجود خدا اعتقاد دارد. چون اگر ما بر اساس اعتقاد به خدا و تعالیمش زندگی کنیم و پس از مرگ متوجه شویم که خدایی وجود ندارد، فقط لذاتِ گذرای حاصل از تجربهٔ هفت گناه کبیره را از دست داده‌ایم، اما از سوی دیگر، اگر مانند یک کافر زندگی کنیم و همهٔ عمرمان صرف عیاشی و لذت بردن از چیزهای خوشمزه‌ای شود که خالقشان مطمئناً شیطان بوده و پس از مرگ بفهمیم که خدا و آن دنیایی هم هست، برای یک ابدیت تمام‌نشدنی سر و کارمان با نیم‌سوزهای دردناک خواهد بود.
پروا
۲۶
آیین هندو: با دیگران رفتاری نداشته باش که دوست نداری با تو داشته باشند. (مهاباراتا) آیین یهود: آنچه مایهٔ بیزاری توست مایهٔ بیزاری همسایهٔ تو نیز هست، پس چنین نکن. (تلمود) آیین زردشت: سرشت آدمی تا آن زمان نیک است که آنچه برای او خوب نیست در حق دیگری روا ندارد. آیین بودا: به دیگران صدمه نزن، همان‌گونه که دوست نداری دیگران به تو صدمه بزنند. (کتاب مقدس تبت) آیین کنفسیوس: با دیگران کاری را نکن که دوست نداری با خودت بکنند. (کنفوسیوس)
m_oghab
۲۴
علت ناکامی اکثر شما جوونا در کسب خوشبختی و سعادت توصیف ذهنی غلطتون از معنای واقعی خوشبختیه ... خوشبختی، در حقیقت، به دست آوردن چیزی نیست، تعقیب اونه.
Anahita
۲۲
یکی از اعتقادات فلسفی مورد علاقهٔ من این است که مردم فقط در صورتی با شما موافقت می‌کنند که پیش از این تصمیم گرفته باشند موافقت کنند ... هیچ کس نمی‌تواند ذهن مردم را تغییر دهد. (فرانک زاپا)
هرمس
۱۸
تد دوستش آل را در خیابان دید و داد زد: "آل، پسر تو زنده‌ای؟ به من گفته بودن که مُردی." آل با خنده جواب داد: "همون‌طور که می‌بینی من سُر و مُر و گنده و کاملاً زنده‌ام." تد با تردید گفت: "مطمئنی؟ اون کسی که این خبر رو به من داد خیلی از تو آدم‌حسابی‌تره. بی‌خود یه حرفی رو نمی‌زنه."
محمدرضا
۱۴
آیا خدا وجود دارد؟
pedram
۱۴
سارتر گارسنی را در رستوران می‌بیند و متوجه می‌شود که برای گارسن بودن باید تظاهر به گارسن بودن کرد. یعنی به شیوهٔ گارسن‌ها راه رفت، به شیوهٔ گارسن‌ها سفارش مشتریان را آماده کرد، و به شیوهٔ گارسن‌ها، ضمن نشان دادن صمیمیت، فاصلهٔ خود را با مشتری حفظ کرد (طبعاً این مورد آخری مربوط به خانم‌های گارسن است). تا موقعی که فرد آگاه باشد که او دارد نقش یک گارسن را بازی می‌کند مشکلی وجود ندارد، مشکل از آنجا شروع می‌شود که نقش گارسن هویت فردی شخص را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. سارتر این موضوع را به طبقات اجتماعی و نهاد خانواده تعمیم می‌دهد و معتقد است که وقتی فرد، بیش از حد، در نقشی که جامعه برای او، به عنوان کارمند، کارگر، فروشنده، یا خانواده برای او، به عنوان پدر، مادر یا فرزند، در نظر گرفته فرورود به‌تدریج هویت اصلی خود را از دست می‌دهد و دچار مسخ شخصیت می‌شود.
آنشرلی
۱۴
مهم نیست که در طول عمرت تا کجا می‌روی و چه کارها می‌کنی. تمام عمرت در محدودهٔ ذهنت زندگی می‌کنی.
مروارید ابراهیمیان
۱۴
زمان زیادی از عمر ما صرف دویدن به دنبال چیزهایی می‌شود؛ که اگر بایستیم آن‌ها را سریع‌تر به‌دست می‌آوریم.
shariaty
۱۳
جان دین، رئیس دانشگاه آکسفورد، در نامه‌ای خطاب به دپارتمان فیزیک نوشت: "چرا من باید همیشه به شما و دپارتمان شیمی این‌قدر پول بدهم برای آزمایشگاه و تجهیزات و مواد گران‌قیمت؟ چرا شما مثل دپارتمان ریاضی نیستید که همهٔ آنچه آن‌ها احتیاج دارند پول برای قلم و کاغذ و سطل آشغال است و یا بهتر از آن‌ها دپارتمان فلسفه که به همان سطل آشغال هم احتیاجی ندارد."
سپیده
۱۱
دیمیتری: اگه اطلسْ دنیا رو نگه می‌داره، پس چی اطلس رو نگه می‌داره؟ تاسو: اطلس رو پشت یه لاک‌پشت وایساده. دیمیتری: صحیح! ... خُب اون لاک‌پشت رو چی وایساده؟ تاسو: معلومه! یه لاک‌پشت دیگه. دیمیتری: و اون لاک‌پشت دیگه چی؟ تاسو: دیمیتری عزیز، تا اون تهش، تا کف کف کهکشان همین‌جور لاک‌پشت رو لاک‌پشت وایساده.
سپیده
۱۰
وودی آلن در نمایشنامهٔ کوتاهی، که موضوع آن جابه‌جایی او با سقراط در جریان یک رؤیاست، چنین تک‌گویی می‌کند: ـ شعار من اینه: ... تئوری زیاد، مشاهده کم ... البته، از من نشنیده بگیرین. اما فلسفه فقط تا وقتی جالبه که روی صفحهٔ کاغذه. وقتی می‌خواد به صورت عملی اجرا بشه اصلاً چیز خوبی از کار درنمی‌آد.
پروا
۱۰
"دربارهٔ خدایان نه می‌توانم بگویم که هستند نه می‌توانم بگویم که نیستند و نه می‌توانم بگویم که چیستند، زیرا کاستی‌های دانش من فراوان، موضوع مبهم، و عمر آدمی کوتاه است."
Mahdi Ziaei
۸
یک استاد فلسفه در کلاس، با حرارت، مشغول توصیف جدید خود از مفهوم خوشبختی بود: ـ علت ناکامی اکثر شما جوونا در کسب خوشبختی و سعادت توصیف ذهنی غلطتون از معنای واقعی خوشبختیه ... خوشبختی، در حقیقت، به دست آوردن چیزی نیست، تعقیب اونه. یکی از دانشجویان پرسید: ـ ببخشید استاد، می‌شه بگین شما وقتی تو یه شب بارونی دارین دنبال آخرین اتوبوس می‌دویین، دقیقاً چه حسّی دارین؟
AmirHossein[AHS]
۸
جی‌کی چسترتن می‌گوید: "کلمهٔ خوب، بسته به محل کاربرد، معانی بسیاری دارد، مثلاً اگر مردی از فاصلهٔ پانصد یاردی مادرزنش را با تیر بزند، حتماً تیرانداز خوبی است، اما ضرورتاً آدم خوبی نیست."
هرمس
۷
دو گاو در چمنزاری مشغول چرا بودند. اولی بعد از کمی چریدن سر بلند کرد و اندیشمندانه گفت: "می‌دونی، هرچند عدد پی معمولاً تا چهار رقم نوشته می‌شه، اما می‌تونه تا بی‌نهایت ادامه پیدا کنه." گاو دوم سرش را بالا آورد و فقط گفت: "ماع‌ع‌ع."
mahdi
۶
خوشبختی، در حقیقت، به دست آوردن چیزی نیست، تعقیب اونه.
pedram
۶
گاروود نزد روانکاوی رفت و گله کرد که هیچ دختری حاضر نیست با او دوست شود. روانکاو به او گفت: "تعجبی نداره! ... تو واقعاً بوی گند می‌دی!" گاروود گفت: "این به خاطر شغلمه؛ من تو سیرک دنبال فیل‌ها می‌دوم و فضولاتشون رو جمع می‌کنم. هر چقدر هم خودم رو می‌شورم بوشون نمی‌ره!" روانکاو توصیه کرد: "پس شغلت رو عوض کن و برو دنبال یه شغل خوشبوتر." گاروود با ناراحتی گفت: "نمی‌تونم؛ هنر تو خون منه. من کار تو عرصهٔ نمایش رو جداً دوست دارم." در مثال بالا گاروود دچار اشتباه عدم تمایز نفس کار و محیط کار شده است. ذات شغل گاروود مستراح‌پاک‌کنی و نظافتچی بودن است و عرصهٔ نمایشی که او به آن اشاره می‌کند فقط برای ستارگان صحنهٔ سیرک است نه برای خدمه و نظافتچیان آن.
فرسا
۶
به من اعتماد کن ... این یه بحث فلسفیه و توش هر چیزی ممکنه.
nazanin z
۶
پرسیدند: "به ارادهٔ آزاد اعتقاد داری؟" پاسخ داد: "بله... چون مجبورم."
پروا
۵
تأکید و تمایز اگزیستانسیالیسم بر مواجهه با هراس و اضطراب مرگ سبب پاگیری جنبش "مرگ‌خواهان"، به رهبری دکتر الیزابت کوبلر راس، شد که هدف آن ایجاد آمادگی در افراد برای روبه‌رو شدن با حقیقت گریزناپذیر مرگ بود.
غلام رضا
۵
مردی با یک طوطی بر روی شانه‌اش در روز شکرگزاری وارد کلیسایی شد و به جمعیت حاضر گفت که طوطی او بهتر از گروه همسرایان می‌تواند سرودهای مذهبی را بخواند و حاضر است سر این موضوع شرط ببندد. چند نفری با او شرط بستند، اما طوطی حتی یک کلمه هم حرف نزد چه برسد به سرود خواندن. مرد شرط را باخت. با عصبانیت کلیسا را ترک کرد و در خانه، پرخاش‌کنان، به طوطی اعتراض کرد. طوطی در پاسخ گفت: "احمق جون، فکرش رو بکن. حالا واسه کریسمس چه شرط‌بندی کلونی می‌تونیم بکنیم."
fateme1ghaderi
۵
مطالعهٔ فلسفه ما را بیش از آنچه که داناتر و هشیارتر کند غمگین‌تر می‌سازد.
امیررضا
۵
رؤیای یک نفر می‌تواند کابوس فرد بغل‌دستی او باشد.