
کتاب از معرفت دینی تا حکومت دینی
سیر تشکیل حکومت دینی بر مبنای معرفت دینی
پدیدآورندگان:
علی صفایی حائریانتشارات:
انتشارات لیله القدر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
امیری حسین
۵۷
این گونه معرفت با احساس گره میخورد
امیری حسین
۳۶
با هدایتهای مستمر خدا و با پذیرش هدایتها، جلوههای نهفته آشکار میشوند، بتها مشخص میشوند، صنمها روی نشان میدهند، زمینهٔ نظارت و نقد فراهم میشود و امکان آزادی و رسیدن به عبودیت فراهم میشود
امیری حسین
۲۱
ما هنوز محرکهای کوچک و مسخره را برای یک عمر سگ دو زدن و یک عمر کوشیدن کافی میدانیم.
امیری حسین
۱۵
دلهایی که از دنیا بزرگترند، تمامی کارهای عادی آنها خریدار دارد. و دلهایی که از دنیا تنگتر هستند تمامی کارهای عبادی و جهادی آنها، از محدوده همین هدفها و خواستهها و هوسها بیرون نمیرود
امیری حسین
۱۳
من چه قدر میسوزم وقتی به یاد میآورم که من، آری همین منِ مدعی و حسابگر، شش ماه برای رسیدن به بتی کوشیدم و از توسل و تضرع و توکل گرفته تا اقدامهای مستمر و رصد کردنهای مداوم استفاده کردم و به مقصود رسیدم و پس از رسیدن راستی که بیش از شش ماه دوباره توسل و تضرع داشتم که نجات بیایم و هزار حیله به کار بردم که خلاص شوم و با بشارت خلاصی چه قدر به خودم خندیدم که یک روز صرف بستن دل شد به این و آن روز دیگر به کندن دل زین و آن گذشت. آیا این مسخره نیست و آیا این زندگی مسخره سوزنده نیست و آتش نیست و جهنم نیست...؟!
امیری حسین
۱۱
گاهی تو میدانی در این کنار آب هست و حرکت نمیکنی، چون نمیخواهی و گاهی احتمال میدهی که در دور دست آب باشد و میروی که احساس عطش و نیاز داری. پس در فرض ضرورت و اضطرار، حتی احتمال برای حرکت کفایت میکند و احساس نیاز و عطش کافی است تا تو در تقدیر و تدبیر، در برنامهریزی و مدیریت، این احتمالات را هم در نظر بیاوری.
امیری حسین
۱۰
شبهه این است که چگونه عزت خدا و رسول و مؤمنین، با این همه ذلت و شکنجه و اسارت و با این همه قتل و طرد و گرفتاری میسازد؟
امیری حسین
۹
شبهات حکومت دینی در پنج مجموعه مطرح میشوند:
یک ـ حکومت دینی انسانی نیست.
دو ـ حکومت دینی دنیایی نیست.
سه ـ حکومت دینی استبدادی است.
چهار ـ حکومت دینی آفتپذیر و مشکلآفرین است.
پنج ـ حکومت دینی گرفتار و محدود است.
امیری حسین
۹
هدفهای بلند، غرامت میخواهند
امیری حسین
۷
در حدیث دیگری آمده است که اگر در نزد برادرت اظهار ناراحتی کنی و بگویی افّ، یعنی ناراحتم، رابطه ولایتی شما بریده میشود. " اِنْقَطَعَ ما بَینَهُما مِنَ الْوِلایة" و یا " لَیسَ بَینَهُما وِلایةٌ".
امیری حسین
۶
اگر بنای تشکیک باشد، هیچ صراحتی باقی نمیماند و اگر بنای همدلی باشد، هیچ ابهامی نیست.
امیری حسین
۵
و این حاکمان به نصیحت ناصحان که میگفتند امتیاز بده و مسلط شو و سپس معاویه و طلحه و زبیر را از داخل و خارج منهدم کن، بارها گوشزد کردند که نمیتوان از هدف چشم پوشید و نمیتوان با پای باطل به حق رسید و نمیتوان با روش حذف و قتل و حبس مخالفینی که هنوز اقدامی نکردهاند، و هنوز آتشی نیفروختهاند، به امن و ثبات رسید. در واقع اینها نمیخواهند که آدمها خوب شوند که میخواهند زمینهٔ خوب شدن آنها فراهم شود: " لیهلک من هلک عن بینة و یحیی من حی عن بینة"؛
امیری حسین
۴
آدم طبیعی، آدمی است که طبیعی نباشد و از سطح غریزه و عادت روییده باشد
امیری حسین
۴
شبهات حکومت دینی در پنج مجموعه مطرح میشوند:
یک ـ حکومت دینی انسانی نیست.
دو ـ حکومت دینی دنیایی نیست.
سه ـ حکومت دینی استبدادی است.
چهار ـ حکومت دینی آفتپذیر و مشکلآفرین است.
پنج ـ حکومت دینی گرفتار و محدود است.
امیری حسین
۴
بدون بینات، ایمان و کفر مطرح نمیشود. بدون معرفت و آنهم معرفتی بدون ابهام، کفر و چشمپوشی مطرح نمیشود. کسی که خبر ندارد و یا با خبر به معرفتی نرسیده و یا در باطلی متوقف شده و آن را حق میشناسد، کافر نیست، که مستضعف است و سهمی از حقیقت و سعادت دارد؛ اما با کفر و چشمپوشی و یا نفاق و تذبذب و بازی، آدمی که خودش به خودش حرمتی نداده و از معرفت و فکر و عقل خود چشم پوشیده و رکن وجود انسانی خود را خراب کرده و ویران گذاشته و کفر ورزیده و انکار کرده ـ چه به خاطر ظلم و تجاوز که میخواهد جلویش باز باشد و رها باشد: " یرید الانسان لیفجر امامه" و یا به خاطر استکبار و غرور که نمیخواهد زیر بار رسولان و پیامبران با دستهای خالی و بدون جلوههای چشمگیر، برود ـ در هر دو صورت ظلم و علو، این آدمی که خودش را زیر پا گذاشته، دیگر از چه کسی انتظار دارد که او را تکریم کند و بر صدر بنشاند.
امیری حسین
۳
آیا به راستی انسان برای همیشه محتاج دین و رسالت است؟ و یا جریان منظم امامت میتواند به بینیازی برسد؟ و یا با رشد عقل انتقادی میتواند از وحی، نه فقط از رسول جدید، که از وحی قدیم و جدید بینیاز گردد؟ مگر مریض همیشه محتاج طبیب است؟ مگر غافل پس از تذکر و بیداری باز هم محتاج ذکر است؟
mohdiu
۳
راستی که باید مستانه رفت: مستانهٔ مستانه... و از رنج و خستگی چیزی نگفت و چیزی با غیر دوست نگفت.
mohdiu
۳
حق را آن گونه مطرح کن که باطلی سر بر ندارد و باطل را آن گونه بکوب که حق بهره بردارد و باطلی دیگر فرصت را غنیمت نگیرد.
mohdiu
۲
با تمامی دستاوردها خوشحال مباش و بدون همه اینها رنجی مبر این تعریف زهد و آزادی است. زهد به معنی ترک نیست که زهد دینی، زهد اخذ است: " خذوا من ممرکم لمقرکم"؛ برداشتن و آوردن است، نه رها کردن و رفتن.
mohdiu
۱
هر جامعه از دو اقلیت صالح مصلح و یا فاسد مفسد و یک اکثریت متوسط همج رعاع که از این دو اقلیت تاثیر میگیرد، ساخته میشود. دنیا را متوسطها پر کردهاند؛ ولی متوسطها نمیگردانند که یکی از دو اقلیت، گردانندهاند و مدیریت دارند. از اینهاست که الگوی عمل و احساس و معرفت اکثریت تهیه میشود و در چشمها و دلها مینشیند و تاثیر میگذارد.
mohdiu
۱
راستی که حکومت دینی در مبانی و در اهداف و در شکل و روش و معیار انتخاب حاکم و نظارت و کنترل قدرت و حاکم، از اصول و مکانیزمهای مخصوص به خود بهرهمیگیرد و با معیارهای رایج در علوم سیاسی، هماهنگ نمیشود؛ همان طور که در طرح کلی و نظام سازی شیوه و سبک مناسب خود را دارد و از معرفت دینی تا جامعهٔ دینی و حکومت دینی را زیر پوشش میگیرد.
mohdiu
۱
مادام که تو در حصار خودت باشی، زیاد به دست میآوری؛ ولی جمع میکنی و در کنار تو جمعی پریشان میمانند. اگر از این حصار آزاد شدی و از این بند بیرون آمدی و به زهد و آزادی رسیدی، آن وقت همه در سفرهٔ نعمت و قدرت و ثروت و اعتبار و عزت تو، سهم خواهند یافت و این انگیزهٔ وسیع و گسترده، به توسعه صنعت و ثروت نزدیکتر است؛ که میبینیم امام زاهدان عابد و آزاد مردان عاشق، چگونه در روز با تمامی دارایی نخلستانها، حتی شکم خود را پر نمیکند.
میثم
۱
این حکومت مشروعیت انتصاب و مقبولیت بیعت و انتخاب را دارد و همین حکومت است که رسول برایش زمینهسازی میکند و بر آن تأکید مینماید که: " من کنت مولاه فهذا علی مولاه" و " ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدآ"
رفیع پور
۱
کار آنجا آسان میشود که ما بر خود سخت بگیریم و بخواهیم برای تمامی حالتها و برای تمامی کارها توضیحی داشته باشیم و تحلیلی بیاوریم... این سختگیری به تدریج ما را بر قلمرو عادتها و غریزهها و استحسانهای خود و دیگران حاکم م
رفیع پور
۱
کار آنجا آسان میشود که ما بر خود سخت بگیریم و بخواهیم برای تمامی حالتها و برای تمامی کارها توضیحی داشته باشیم و تحلیلی بیاوریم... این سختگیری به تدریج ما را بر قلمرو عادتها و غریزهها و استحسانهای خود و دیگران حاکم میسازد و ما را به فتوحات میرساند.
رفیع پور
۱
من زندگی کردن حتی با ذلت و خفت را دوست دارم. من از مرگ در هر شکلی وحشت دارم. من این حالتهای طبیعی و غریزی را زیر سؤال نبردهام. ترس از مرگ و نفرت و فرار از مرگ به استعداد و آمادگی و به تمنا و به اشتیاق و به انس و دلگرمی به مرگ، مبدل نگشته. هنوز کفش دنیا برای پای کوچک من تنگ نشده.
رفیع پور
۱
یادش بخیر! آنوقتها که با پدرم برای خریدن گیوه و کفش به بازار میرفتیم و پدرم مدام سفارش میکرد که کوچک و تنگ نباشد و کار به آنجا میرسید که تا هنگام پاره شدن و از دست رفتن برای ما گشاد میماند و باید با دستمال و کاغذ فضای وسیع کفشها را پر کنیم و راه رفتن با آن اضافه بارها را بیاموزیم. ما آن قدر برای پاهای کوچک خود، گشاد بازی کردهایم که هیچ گاه احساس تنگنا و ضیق نمیکنیم و به وسعتی نمیاندیشیم و غم غربتی نداریم و تجربهٔ شهود عالم و شهادت دنیا برای ما شیرین است و گرایش به غیب و دنیایی دیگر را نداریم؛ که چراگاه دنیا برایمان سبز است و سرشار است و با فکر کوچ و رحیل و هجرت بیگانهایم... بیگانهایم...
کاربر ۱۰۳۷۴۹۹۷
۱
انسان با تمامی عزت وثروت و امکانات، آنجا که هدفی در بیرون و انگیزه و احساسی در درون نداشته باشد، ذلیل است و از امکاناتش بهره نمیگیرد و با بالهای نیرومندش پروازی نمینماید؛ عقب میماند و تحقیر میشود و زمینگیر و پای مال میگردد و آنچه که هدف و همت و انگیزه و احساس را در آدمی میافروزد، توجه به اندازهها و ارزشهای خویش است؛ توجه به وسعت و امکانات و عظمت دنیاهای دور و بازارهای بزرگ است. گذشته از این توجه، رقابت با مردانی است که از هیچ، همه چیز را ساختهاند و از ترس، به امن و از گرسنگی به رفاه نقب زدهاند. و باید در این رقابت، از تحقیر استفاده نکنی که به راهها و امکانات اشاره نمایی و همت را برافروزی.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۰
از هنگامی که نیروی تعقل و سنجش در او فعال میشود و او بر وجود خود و اهداف خود و روشهای خود نظارت میکند، تولد انسانی او آغاز میشود. انسان در این مرحله از وقوف و بینش، بودن، برای چه بودن و چگونه بودن خود را زیر سؤال میبرد و از طبیعیترین حالتهای خود میپرسد و بر آنها نظارت میکند.
این وقوف و بینش، بر هر نوع بحث علمی، فلسفی، عرفانی و روانی و اجتماعی مقدم است. در واقع همراه این بینش، انسان به طرح جامع علم و عمل و آرزوهایش میرسد و هر گونه حرکت علمی و عملی در این طرح میگنجد و برای تأمین این بینش، به ادراکات حضوری و تجربههای حضوری روی میآوریم و با تعمیم و تجرید و انتزاع و استدلال، این تجربههای حضوری به طرح و بینش و چارچوب علم و عمل خویش میرسیم.
کاربر ۲۸۶۷۰۹۸
۰
از هنگامی که نیروی تعقل و سنجش در او فعال میشود و او بر وجود خود و اهداف خود و روشهای خود نظارت میکند، تولد انسانی او آغاز میشود. انسان در این مرحله از وقوف و بینش، بودن، برای چه بودن و چگونه بودن خود را زیر سؤال میبرد و از طبیعیترین حالتهای خود میپرسد و بر آنها نظارت میکند.
این وقوف و بینش، بر هر نوع بحث علمی، فلسفی، عرفانی و روانی و اجتماعی مقدم است. در واقع همراه این بینش، انسان به طرح جامع علم و عمل و آرزوهایش میرسد و هر گونه حرکت علمی و عملی در این طرح میگنجد و برای تأمین این بینش، به ادراکات حضوری و تجربههای حضوری روی میآوریم و با تعمیم و تجرید و انتزاع و استدلال، این تجربههای حضوری به طرح و بینش و چارچوب علم و عمل خویش میرسیم.