حرف دل
اهل سخنرانی و تریبون و اینجور چیزا نبود، اما اگه حرف میزد، حرفش ساده بود و صمیمی و بد جوری به دل مینشست.
گروهانش رو به خط کرده بود و به همه قبل از حرکت برای گرفتن شهر مندلیِ عراق گفته بود: «هر کدوم از شما یه خشاب تیر دارید و سی خشاب الله اکبر.»
یه بچهروستایی ساده گفته بود: «یعنی چی!؟»
علی هم جواب داده بود: «دو تا معنی میده: یکی اینکه فشنگاتون خیلی کمه، بیحساب تیر نزنین؛ معنی دومش هم اینه که اگه با ذکر و توکل نباشین، خیلی کم میآرین.»
بچهروستایی به یکی گفته بود: «این پاسداره از آخوندِ دهات ما باسوادتره!»