
کتاب استخوان خوک و دست های جذامی
پدیدآورندگان:
مصطفی مستورانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
۱۰۱
. دربارهٔ حقوق زن مطلب چاپ میکردی، اما همون وقت داشتی حقوحقوقِ یکی از همین زنها رو توی خونهٔ خودت لِه میکردی.
آلوین (هاجیك) ツ
۸۰
از پشت شیشهٔ ماشین دیدمت که داشتی گریه میکردی.
اِیْ اِچْ|
۴۶
«از دل هر کلمه، همهٔ کلمهها ــ هر قدر هم که شاد باشند ــ یواشیواش چیزی شور و شفاف تراوش میکنه. چیزی که بهش میگند اندوه. اینطوریهاست که اگه ته اقیانوسها یا روی قلهٔ کوهها هم مخفی شده باشید، اون مایعِ شور و شفاف میآد سراغتون. اینطوریهاست که از درون ویران میشید. ذرهذره ذوب میشید و توی اون مایع غرق میشید. یعنی توی اون مایع حل میشید.»
ــسیّدحجّتـــ
۴۵
و در صفت دنیا فرمود: بهخدا سوگند که دنیای شما در نزد من پستتر و حقیرتر است از استخوانِ خوکی در دستِ جذامی.
ــسیّدحجّتـــ
۳۶
«اگه زنها نبودند، اگه تو نبودی، من نبودم. هیچکس نبود.»
زهرا۵۸
۳۴
همهش هفتاد، هشتاد سال. یعنی اگه شانس بیارید، اگه خیلی زودتر ریقِ رحمت رو سر نکشید، خیلی که توی این خرابشده باشید هفتاد، هشتاد سال بیشتر نیست. لامسبا اگه هفتصد سال میموندید چیکار میکردید؟
Autumn
۲۱
قسم میخورم هر کاری که خواستهید کردهید و اگه نکردهید لابد نتونستهید بکنید. مطمئنم از سرِ دلسوزی و اینجور چیزها نبوده که نکردهید. حکماً عرضهش رو نداشتهید.
اِیْ اِچْ|
۲۰
... بوده و هست. از نیستی به هستی درنیامده. با هر چیز هست، بیآنکه همنشینِ آن باشد و چیزی نیست که از او تهی باشد.
ponio
۱۷
یعنی غلطی هست که نکرده باشید؟ قسم میخورم هر کاری که خواستهید کردهید و اگه نکردهید لابد نتونستهید بکنید.
ــسیّدحجّتـــ
۱۵
هر که او را نشناسد، به او اشاره کند و هرکه به او اشارت کند، محدودش انگاشته. آنکه گوید در کجاست؟ او را در چیزی نهاده و آنکه گوید بر چیست؟ دیگر جاها را از او تهی دانسته.
ــسیّدحجّتـــ
۱۴
اگه قرار باشه مردها از این دنیا گورشون رو گم کنند و برند، بِهِت قول میدم که هر چی جنگ و کشتار و کثافتکاریهای دیگه رو با خودشون میبرند. دنیا عینهو گوشت خرگوش میمونه؛ نصف حلال، نصف حرام. زن نصفهٔ حلال دنیاست. هر چی کثافتکاری و گندکاری هست توی مردهاست. هر کی قبول نداره ورداره آمار رو بخونه. تاریخ رو بخونه.
amid :)
۱۱
دربارهٔ حقوق زن مطلب چاپ میکردی، اما همون وقت داشتی حقوحقوقِ یکی از همین زنها رو توی خونهٔ خودت لِه میکردی.
کاربر ۱۶۴۲۵۴۹
۱۱
لعنت به همهتون که حتا مِث مرغابیها هم نمیتونید فقط با یکی باشید
*𝐻𝑒𝒾𝓇𝒶𝓃
۱۱
«کلمات، منظورم همهٔ کلماته، هر معنایی که داشته باشند یا نداشته باشند، مقدس باشند یا پوچ، زشت باشند یا زیبا، توی یه چیز مشترکاند. یعنی وقتی خوب به اونها نگاه کنید میبینید با همهٔ فرقهایی که باهم دارند از یه نظر بههم شبیهاند، از یه نظر همهشون سروته یک کرباساند. میدونید اون چیز چیه؟» دقیقهای سکوت کرد و به تکتکِ شنوندگانِ خاموشش نگاه کرد. «همهشون پُر از اندوهاند.»
هانیه سادات
۱۰
تنها چیزی که الان میدانم این است که دوست داشتن ربطی به مکان و زمان ندارد. من اینجا همانقدر دوستت دارم که در ایران.
شیلا در جستجوی خوشبختی
۱۰
«عاشق میشید و بعد عروسی میکنید و بعد بچهدار میشید و بعد حالتون از هم بههم میخوره و طلاق میگیرید. گاهی هم طلاقنگرفته باز میرید عاشق یکی دیگه میشید. لعنت به همهتون که حتا مِث مرغابیها هم نمیتونید فقط با یکی باشید.
هانیه سادات
۹
همهش هفتاد، هشتاد سال. یعنی اگه شانس بیارید، اگه خیلی زودتر ریقِ رحمت رو سر نکشید، خیلی که توی این خرابشده باشید هفتاد، هشتاد سال بیشتر نیست. لامسبا اگه هفتصد سال میموندید چیکار میکردید؟
ونوشه
۹
در صفت دنیا فرمود: بهخدا سوگند که دنیای شما در نزد من پستتر و حقیرتر است از استخوانِ خوکی در دستِ جذامی.
کاربر ۱۶۴۲۵۴۹
۹
بهخدا سوگند که دنیای شما در نزد من پستتر و حقیرتر است از استخوانِ خوکی در دستِ جذامی.
سید مهدی سرخان
۸
مادربزرگ میگه آدمها وقتی میمیرند میرند پیشِ خدا. پدربزرگ حالا پیش خداست؟»
صدای آژیر لحظهبهلحظه بلندتر میشد و وقتی به بالاترین حد خود رسید، اینبار آهسته و آهستهتر شد تا بهکلی محو شد.
«گمونم همینطور باشه.»
«پیش خدا جای بدیه؟»
«نه، کی این رو گفته؟»
«کسی نگفته، پس چرا شما برای پدربزرگ گریه میکردید؟»
کاربر ۱۶۴۲۵۴۹
۷
ظاهرا عکاس توی عکس غایبه، اما اگه عکاس به معنای حقیقی عکاس باشه، شخصیت و هویتش بهشدت و قوت توی عکس حضور داره
melodious_78
۶
بهخدا سوگند که دنیای شما در نزد من پستتر و حقیرتر است از استخوانِ خوکی در دستِ جذامی.
khorasani
۶
«اگه زنی در کار نباشه، عشقی هم در کار نیست. شکسپیر و حافظ و رومئو و مجنون و فرهاد و بقیهٔ عشاق عالم باید بروند بمیرند. اگه روزی زنها بخواند از اینجا برند، تقریباً همهٔ ادبیات و سینما و هنرِ دنیا رو باید با خودشون ببرند. اما اگه قرار باشه مردها برند چی؟»
Autumn
۵
لعنت به همهتون که حتا مِث مرغابیها هم نمیتونید فقط با یکی باشید
ــسیّدحجّتـــ
۵
اگه مرگ نباشه، آدمها از بزرگترین خطر و بزرگترین تهدیدِ هستی نجات پیدا میکنند. آدمها برای چی از مریضی میترسند؟ برای اینکه بیماری همسایهٔ دیواربهدیوار مرگه. برای چی از تصادف با ماشین میترسند؟ برای اینکه در تصادف احتمالِ مرگ زیاده. برای چی از قبرستون و مُرده میترسند؟ برای اینکه قبرستون یعنی خونهٔ مرگ.
aseman
۵
«اون پایین دارید چیکار میکنید؟ با شما هستم! با شما عوضیها که عینهو کرم دارید تو هم میلولید. چی خیال کردید؟ همهتون، از وکیل و وزیر گرفته تا سپور و آشپز و پروفسور، آخرش میشید دو عدد. خیلی که هنر کنید، خیلی که خبر مرگتون به خودتون برسید، فاصلهٔ دو عددتون میشه صد. صدام رو میشنفید؟ میشید یه پیرمرد آبزیپوی عوضیِ بوگندو. کافیه دور تند نیگاش کنید. همین که دور تند نیگاش کردید میفهمید چه گَندی زدهید. میفهمید چه چیز هجو و مزخرفی درست کردهید. حالا با این عجله کدوم جهنمی قراره برید؟ قراره چه غلطی بکنید که دیگرون نکردهند؟ واسهٔ چی سر یه مستطیل یا مربع خاکی دخل هم رو درمیآرید؟ بدبختها! شما بهخودیخود بدبخت هستید، دیگه واسهٔ چی اوضاع رو بدتر میکنید؟»
زهرا۵۸
۵
«عاشق میشید و بعد عروسی میکنید و بعد بچهدار میشید و بعد حالتون از هم بههم میخوره و طلاق میگیرید. گاهی هم طلاقنگرفته باز میرید عاشق یکی دیگه میشید. لعنت به همهتون که حتا مِث مرغابیها هم نمیتونید فقط با یکی باشید.
رضا
۵
«عاشق میشید و بعد عروسی میکنید و بعد بچهدار میشید و بعد حالتون از هم بههم میخوره و طلاق میگیرید. گاهی هم طلاقنگرفته باز میرید عاشق یکی دیگه میشید. لعنت به همهتون که حتا مِث مرغابیها هم نمیتونید فقط با یکی باشید.
Alireza2027
۵
بهخدا سوگند که دنیای شما در نزد من پستتر و حقیرتر است از استخوانِ خوکی در دستِ جذامی.
کاربر ۱۶۴۲۵۴۹
۵
چرا سیمین تا چمدانهاش را نبست و نرفت خانهٔ مادرش حرفی نزد؟ چرا حتا یکبار نگفت دارم از زندگی با تو خفه میشوم؟ چرا هیچچیز نگفت تا خفه شد
