«از دل هر کلمه، همهٔ کلمهها ــ هر قدر هم که شاد باشند ــ یواشیواش چیزی شور و شفاف تراوش میکنه. چیزی که بهش میگند اندوه. اینطوریهاست که اگه ته اقیانوسها یا روی قلهٔ کوهها هم مخفی شده باشید، اون مایعِ شور و شفاف میآد سراغتون. اینطوریهاست که از درون ویران میشید. ذرهذره ذوب میشید و توی اون مایع غرق میشید. یعنی توی اون مایع حل میشید.»