شنیده بود کار کارِ تودهایها بوده. شنیده بود که عدهای را گول زدهاند تا نامهای خطاب به مصدق را امضا کنند؛ به هوای ارزان شدن قند و شکر. اما متن نامه انگار چیز دیگری بود؛ هر چه بود به نفع شاه نبود، به نفع حزب توده... چرا. نامهای که اگر نوشته نمیشد هم، هیچ اتفاقی نمیافتاد. نامه را هم جمال، پدر اسماعیل، امضا کرده بود هم آقاجان. منتها آقاجان سواد نداشت و بعدها حتی بیشتر از او این عموجان بود که زد زیر همهچیز. زودتر از همه هم انگار عموجان ملتفت این نامه شد و به داد آقداداشش رسید. نامه را یک تودهای نوشته بود. بعد هم خبر رسید که عنقریب همه را میگیرند و میبرند و بیبر و برگشت همه را سربهنیست میکنند.