هر وقت من چیزی میخوام و خانم مکویلیامز یه چیز دیگه، و بعد تصمیم میگیریم چیزی رو که اون میخواد برآورده کنیم، اسمش رو میذاریم مصالحه.
Mahdi Hoseinirad
هر وقت من چیزی میخوام و خانم مکویلیامز یه چیز دیگه، و بعد تصمیم میگیریم چیزی رو که اون میخواد برآورده کنیم، اسمش رو میذاریم مصالحه.
Mahdi Hoseinirad
گرفتن جان کسی که به من آزاری نرسانده بود امری شرارتبار بهنظر میرسید. بهنظر میرسید این واقعه خلاصهای باشد از جنگ؛ چرا که در تمام جنگها باید غریبههایی را که علیه تو هستند بکُشی، بیآنکه عداوتی شخصی با آنها داشته باشی. غریبههایی که در هر شرایط دیگری اگر میدیدی به دردسر افتادهاند کمکشان میکردی و آنها هم، در شرایط مشابه، اگر تو نیازمند بودی کمکت میکردند.
محسن
من زیاد به معاشرت عادت ندارم.
پویا پانا
آره رییس! ما انتخاب شدهیم واسه مُردن؛
پویا پانا
چه چیزهای کوچکی میتواند مایهٔ شادمانی ما شود وقتی حس میکنیم آنها را به دست آوردهایم!
پویا پانا
یک زن که میتونه تکوتنها با خودِ شیطون یا با یک موش رو در رو بشه، در برابر رعدوبرق چنان پریشون میشه که حتا دیدنش هم رقتانگیزه.
Mahdi Hoseinirad
نوشتهٔ روی سنگقبر حوا
آدم: هر آنجا که او بود، بهشتم آنجا بود.
محسن
منی که نمیتونم بدون دستگاه تلگراف حتا یک پیام کوچولو به همین ممفیس بفرستم که بغل گوشمونه، آخه چهطور ممکنه به خاطر دعا نخوندن بتونم اینهمه بلا به اقصانقاط کشور ارسال کنم؟
سیاوش