
Mahdi Hoseinirad
۶
هر وقت من چیزی میخوام و خانم مکویلیامز یه چیز دیگه، و بعد تصمیم میگیریم چیزی رو که اون میخواد برآورده کنیم، اسمش رو میذاریم مصالحه.
Mahdi Hoseinirad
۳
هر وقت من چیزی میخوام و خانم مکویلیامز یه چیز دیگه، و بعد تصمیم میگیریم چیزی رو که اون میخواد برآورده کنیم، اسمش رو میذاریم مصالحه.
محسن
۲
گرفتن جان کسی که به من آزاری نرسانده بود امری شرارتبار بهنظر میرسید. بهنظر میرسید این واقعه خلاصهای باشد از جنگ؛ چرا که در تمام جنگها باید غریبههایی را که علیه تو هستند بکُشی، بیآنکه عداوتی شخصی با آنها داشته باشی. غریبههایی که در هر شرایط دیگری اگر میدیدی به دردسر افتادهاند کمکشان میکردی و آنها هم، در شرایط مشابه، اگر تو نیازمند بودی کمکت میکردند.
پویا پانا
۱
من زیاد به معاشرت عادت ندارم.
پویا پانا
۱
آره رییس! ما انتخاب شدهیم واسه مُردن؛
پویا پانا
۱
چه چیزهای کوچکی میتواند مایهٔ شادمانی ما شود وقتی حس میکنیم آنها را به دست آوردهایم!
Mahdi Hoseinirad
۰
یک زن که میتونه تکوتنها با خودِ شیطون یا با یک موش رو در رو بشه، در برابر رعدوبرق چنان پریشون میشه که حتا دیدنش هم رقتانگیزه.
محسن
۰
نوشتهٔ روی سنگقبر حوا
آدم: هر آنجا که او بود، بهشتم آنجا بود.
سیاوش
۰
منی که نمیتونم بدون دستگاه تلگراف حتا یک پیام کوچولو به همین ممفیس بفرستم که بغل گوشمونه، آخه چهطور ممکنه به خاطر دعا نخوندن بتونم اینهمه بلا به اقصانقاط کشور ارسال کنم؟