
٪۵۰
کتاب کتابفروش خیابان ادوارد براون؛ مجموعه داستانبههمپیوسته
پدیدآورندگان:
محسن پوررمضانیانتشارات:
نشر چشمه٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
helya.B
۷۲
تقدیم به تو آخرین بازمانده از نژاد در حالِ انقراض انسانِ کتابخوان
اِیْ اِچْ|
۵۹
گاهی فهمیدن رفتار و روابط بین آدمها از درک نظریهٔ سیاهچالههای استیون هاوکینگ هم سختتر میشود.
مـَهسـا
۵۰
مادرش رو میکند به من و میگوید «ببخشید آقا، شما هم تو زحمت افتادین. بچههای امروزی جز دردسر هیچی ندارن.»
«بچههای امروزی رو پدر و مادرهای امروزی تربیت کردهن.»
مـَهسـا
۴۹
«وقتی نابغهای در دنیا پیدا میشود، میتوانید او را از این نشانه بشناسید؛ تمام ابلهان علیهش متحد میشوند.»
مـَهسـا
۴۷
گاهی فهمیدن رفتار و روابط بین آدمها از درک نظریهٔ سیاهچالههای استیون هاوکینگ هم سختتر میشود.
• امیررضا محسنی •
۳۵
میخواهم با کتابها تنها باشم. کرکره را پایین میکشم و در مغازه را میبندم. دوست دارم با کتابها حرف بزنم و بگویم توی این مدت چهقدر دوستشان داشتهام، ولی به جای این کار از پوشهٔ film musik آهنگ فیلم زوربای یونانی را پخش و صدای بلندگوی کامپیوتر را بلند میکنم. مثل آنتونی کوئین دستهایم را باز میکنم و همریتم با آهنگ پاهایم را عقبوجلو میبرم. صدای دست زدن کتابها بلند میشود. همینگوی، جویس، سلینجر، آستین، بردبری، سروانتس، فالاچی، برونته و بقیهٔ نویسندهها میآیند وسط کتابفروشی و هر کدام یک دور میرقصند و برمیگردند توی کتابهایشان تا جا برای نویسندههای جدید باز شود. حافظ و سعدی و چند نویسندهٔ ایرانی را هم میبینم که ته مغازه روی صندلی نشستهاند و فقط دست میزنند.
مـَهسـا
۳۰
«انسان وقتی به چیزی واکنش نشان میدهد که یکی از حسهای پنجگانهاش تحریک شود. کتاب بهتنهایی هیچکدام از این حسها را تحریک نمیکند.»
اِیْ اِچْ|
۲۹
اونایی رو که میذارن و میرن دوست ندارم. اینه که اول خودم میرم. اینجوری خاطرجمعتره.
سیّد جواد
۲۵
همین که بستهٔ شکلات تلخ را باز میکنم و میگذارم روی پیشخان، مرد جوانی وارد مغازه میشود. نمیدانستم تحریک حس چشایی میتواند اینقدر مؤثر باشد. مرد جوان عینکدودی زده و ساک رنگورورفتهٔ سیاهی دستش است. میخواهم تأثیر خوبی بر اولین مشتری بگذارم؛ لبخند میزنم و سلام میکنم. جوابی نمیدهد و بدون اینکه عینکش را بردارد، نگاهی سرسری به کتابها میاندازد و میپرسد «کتاب موفقیت در یک ساعت و بیست و پنج دقیقه و سی و دو ثانیه رو دارید؟»
چرا جرجیس؟ این چه کتاب مزخرفی است که میخواهد؟
زیبای پاییز 🍁
۲۳
همه به قفسههای کتاب نگاه میکنند و هیچکس از مغازه بیرون نمیرود.
اِیْ اِچْ|
۱۹
«اجرای قبلیم زیادی فلسفی بود، باید به یه چیز سادهتر فکر کنم. چیزی که همهٔ آدمها بتونن درکش کنن...»
محسن
۱۵
از پشت شیشهٔ خیس ویترین به آدمها نگاه میکنم. تجربهام نشان داده روزهای بارانی مردم کمتر کتاب میخرند، درست مثل روزهای آفتابی.
کاربر ۱۴۲۱۸۶۰
۱۵
«آدمی اگر چنین بوده یا هست یا خواهد بود، بدان معنی نیست که تا ابد چنین بوده یا هست یا خواهد بود، بلکه یک روز چنین شده و روز دیگر چنین نخواهد بود.»
موش سر آشپز
۱۲
انگار مُردهای که میخواهد زنده بماند ترسناکتر از زندهای است که میخواهد بمیرد.
سیّد جواد
۱۱
الان مد شده دیگه، جو روشنفکریه، قبلنا خودکشی حرمت داشت. مردم سر غیرت و ناموس خودکشی میکردن. الان دیگه هر ننهقمری از خونهش قهر میکنه خودش رو دار میزنه.
سیّد جواد
۱۱
"در اشتیاق گلی که نچیدهام میلرزم."
مهری
۱۱
«تا کی میخوای فرار کنی؟ زندگی همینه، باید باهاش روبهرو بشی.»
سیّد جواد
۸
انسان وقتی به چیزی واکنش نشان میدهد که یکی از حسهای پنجگانهاش تحریک شود. کتاب بهتنهایی هیچکدام از این حسها را تحریک نمیکند.
shima mousavi
۸
همیشه به خودم میگویم اگر گاهی سکوت کنم خیلی بهتر است، اما هیچوقت نتوانستهام این کار را به مرحلهٔ اجرا برسانم.
سیّد جواد
۷
حیف که بچهم پسر نیست، وگرنه اسمش رو میذاشتم چخوف. البته اولش دکترا گفتن پسره، ولی بعدش معلوم شد توی سونوگرافی بند ناف توی یه موقعیت اشتباهی قرار گرفته. واسه همین اشتباهی تشخیص داده بودن.
سیّد جواد
۶
شبیه همهٔ عروسهای دیگری است که تابهحال دیدهام: زشت و تکراری.
Soheyla
۶
درمان بیخوابی بدون خوردن دیازپام فقط با خوندن سه صفحه خوشههای خشم قبل از خواب...
www.ZnBook.ir
۶
تقدیم به تو آخرین بازمانده از نژاد در حالِ انقراض انسانِ کتابخوان
shima mousavi
۶
«تا کی میخوای فرار کنی؟ زندگی همینه، باید باهاش روبهرو بشی.»
www.ZnBook.ir
۵
«آدمی اگر چنین بوده یا هست یا خواهد بود، بدان معنی نیست که تا ابد چنین بوده یا هست یا خواهد بود، بلکه یک روز چنین شده و روز دیگر چنین نخواهد بود.»
www.ZnBook.ir
۵
براساس قوانین کهنالگویی، رابطهٔ معکوسی بین زیبارویی و کتابخوانی وجود دارد
فارا
۵
«وقتی نابغهای در دنیا پیدا میشود، میتوانید او را از این نشانه بشناسید؛ تمام ابلهان علیهش متحد میشوند.»
Soheyla
۴
تجربهام نشان داده روزهای بارانی مردم کمتر کتاب میخرند، درست مثل روزهای آفتابی.
Soheyla
۴
انگار مُردهای که میخواهد زنده بماند ترسناکتر از زندهای است که میخواهد بمیرد.
Soheyla
۴
همیشه به خودم میگویم اگر گاهی سکوت کنم خیلی بهتر است، اما هیچوقت نتوانستهام این کار را به مرحلهٔ اجرا برسانم.
