
کتاب حرکت
پدیدآورندگان:
علی صفایی حائریانتشارات:
انتشارات لیله القدر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
اِیْ اِچْ|
۲۴۱
«خیلی عجیب است که اینها بر باطلشان، این همه پا بر جا هستند و شما در حقِّتان، این قدر سست!»
چڪاوڪ
۱۸۰
برای جهل ما همین بس که اندازه و قدر خود را ندانیم.
چڪاوڪ
۱۵۸
وقتی آدمی حرکتی ندارد، مجبور است خودش را با شکلهای مختلف زندگی فریب دهد تا خیال کند که حرکتی دارد.
اِیْ اِچْ|
۱۴۴
خیال میکنیم خیلی مهم هستیم؛ چون فقط میدانیم، در حالی که دانستن، مسألهای را حل نمیکند.
زهرا سادات
۱۳۹
مهم نیست در تاریکی هستیم یا نور، مهم این است که نور در راه ما افتاده یا در چشم ما؟ نوری که در چشم است، کور میکند و نوری که در راه است، عامل حرکت.
اِیْ اِچْ|
۱۰۸
مستضعف کسی است که در باطل است، ولی خیال میکند آنچه دارد، حق است.
چڪاوڪ
۹۸
کفر متحرک به اسلام میرسد، ولی اسلام راکد، پدر بزرگِ کفر است.
Alireza
۹۸
عظمت انسان در بینش اوست، نه دانش او.
اِیْ اِچْ|
۹۶
این ما هستیم که ستم را پرورش میدهیم
زهرا سادات
۷۴
شروع حرکت که ضرورت حرکت نیز از آن مایه میگیرد، از لحظهای است که تو میفهمی از همه چیزهایی که با آنها مأنوس هستی، بزرگتری. بزرگتری؛ چون آنها به تو ختم شدهاند و تو میوه این درختی و هیچ وقت به ریشه و خاک و سنگ، برگشت نخواهی کرد.
اِیْ اِچْ|
۵۵
رسول، اسلام را آورد نه مسلم را و نه فقیه را.
معجزهیِ سپاسگزاری.
۴۹
این طور نیست که فقط بشنوید و بعد هم اگر شناختید و حرکت نکردید، هیچ مشکلی پیش نیاید. کسانی که به اندازه تمامی عمرشان آگاهی به دست آوردهاند، ولی به اندازه یک لحظه هم گامی برنداشتهاند، بدانند که همین آگاهیها، اغلال و زنجیرهاشان میشود و آنها را خُرد و خسته میکند. اینکه میبینید با باری از معلومات و مطالعات و آگاهیها، هر کدام فرعونی شدهایم و آشکار و پنهان، دعواها داریم، به همین خاطر است که آگاهی یک عمر را به دوش گرفتهایم، ولی حرکت یک لحظه را هم نداشتهایم. باری که بازده نداشته باشد، چه کمرها که نمیشکند!
باشد که هر کدام از ما مولّد باشیم نه محتکر!
امیری حسین
۴۵
ما به چه دل بستهایم؟ به چه تکیه کردهایم؟ به پدری که یک سیگار برایش بیاوریم یا نیاوریم، کم و زیاد میشود. به همسری که نمیشود اعتماد کرد. به شغلی که با یک امضاء میآید و با یک امضاء میرود. به نفسی که در یک لحظه بالا میآید و یک دفعه قطع میشود؟ به چه تکیه کردهایم؟!
جیمی جیم
۴۴
تنوعطلبی، نشان دهنده نیازی است که ارضاء نشده؛ مثل گرسنهای که اگر به او غذا ندهند، کثافتها را هم میخورد.
رهگذر
۴۲
عظمت انسان در بینش اوست، نه دانش او.
امیری حسین
۳۸
یک شتاب، یونس را زندانی شکم ماهی میکند. ما که جامع الشرایط هستیم و کبر و حرص و بخل و شتاب را همه یک جا داریم
امیری حسین
۳۸
به بعضی از دوستان که در شرایطی احتیاجاتی داشتند، میگفتم اقدام کن. میگفت نمیشود. به او گفتم: آیا از آن مقدار توانایی که داشتهای، استفاده کردهای، یا در جا سوزاندهای؟ تویی که هنوز یک لیتر بنزین داری، چرا در جا میسوزانی؟ مصرف کن، اگر ماندی، عذر داری، ولی وقتی که بنزین داری، اگر بمانی و اقدامی نکنی، محکوم هستی و مسئول.
taha.zaki
۳۷
کسانی که نقشه ندارند، مهره نقشهدارها خواهند شد.
درتکاپو...
۳۴
حرکتهایی که نسنجیده باشد، در انسان باروری نمیآورد و علامت آن هم این است که یا مغرور عملمان میشویم و یا خسته از عمل. اگر ما را بکوبند خستهایم و اگر تشویقمان کنند، مغروریم.
کاربر ۳۵۸۲۱۸۳
۳۴
عظمت انسان در بینش اوست، نه دانش او.
فاطمه ناظریان
۳۳
آگاهی زیاد برای انسانی که خود زیاد نشده، جز رنج ندارد.
درتکاپو...
۳۳
ارزش عمل در کمیت آن نیست، در بینش و نگرشی است که انسان به آثار عمل دارد، در محرّک و انگیزهای است که او را به جریان انداخته، در جهت و هدفی است که برای آن در نظر گرفته. ارزش عمل، در رابطه با این اصول است.
Orafa
۳۲
اگر از خودمان سؤال نکنیم که وقت خود را با چه چیز پُر کردهایم؟ از ما سؤال خواهد شد: «لَتُسْئَلُنَّ یوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ».
زهرا سادات
۳۲
دومین چیزی که باید از ما گرفته شود تا بتوانیم حرکت خود را شروع کنیم «انتظار» ماست.
انتظار به این معنا که میخواهیم دیگری شروع کند. بنا نداریم خلق کنیم. همیشه منتظریم و میخواهیم کشف کنیم. بنا نداریم نقطه آغاز باشیم. همیشه میخواهیم دُم باشیم نه سر، دنبالهرو باشیم نه جلودار؛ چون چشم نداریم و در تاریکی ماندهایم. مگر دیگران چه داشتهاند که ما نداریم؟!
Ahmad
۳۰
«ما آمدهایم تا شما را از تنگی زندگی، به وسعت و فراخ آخرت و از بردگی و عبادت خلق، به عبادت «الله» و آزادگی سوق دهیم.»
زهرا سادات
۳۰
با باری از معلومات و مطالعات و آگاهیها، هر کدام فرعونی شدهایم و آشکار و پنهان، دعواها داریم، به همین خاطر است که آگاهی یک عمر را به دوش گرفتهایم، ولی حرکت یک لحظه را هم نداشتهایم. باری که بازده نداشته باشد، چه کمرها که نمیشکند!
اِیْ اِچْ|
۳۰
انسان کلیتی است که جبرهای گوناگون در او جریان دارند. کلیتی است که جبر اجتماعی، جبر تاریخ، جبر وراثت، جبر محیط و تربیت در او مؤثرند، نه حاکم.
چڪاوڪ
۲۹
کسانی که سر به بالا دارند و حرکتی متعالی را میخواهند، مثل سنگ نیستند تا با هُل دادن به جایی برسند؛ چرا که وقتی این نیرو تمام شد، سقوط میکنند؛ که سقوط، یک اصل طبیعی برای سنگهاست.
mohamad
۲۹
کسانی که حرکتی ندارند، مجبورند با تنوعها خودشان را مشغول کنند.
Nerd
۲۷
ابا عبدالله در یکی از شبها بیدار شدند و به علی اکبر (ع) گفتند: «در خواب دیدم که کسی میگوید: این کاروان میرود و مرگ به دنبال آن است.» علی اکبر (ع) گفت: «پدر مگر ما بر حق نیستیم؟» حضرت فرمود: «بلی»، پسر گفت: «اِذَنْ لا نُبَالِی»
