
بریدههایی از کتاب تماشای رنج دیگران
۳٫۷
(۲۲)
«هیچکس نمیتواند همزمان هم بیندیشد، هم دیگری را شکنجه دهد.»
پویا پانا
امنیت با خودش بیتفاوتی میآورد و عدم کنش احساسات را کرخ میکند.
AmirHossein
طراحان و نقاشان آثار خود را «میسازند»، درحالیکه عکاسان عکس را «میگیرند»؛ اما عکس حتا اگر ردپایی باشد از آنچه روی داده است، و نه ساختهای جدید از جای پای عکسهای دیگر، باز هم نمیتواند بهآسانی پردهبرداری از چیزی باشد که اتفاق افتاده است. آنها همیشه تصاویری انتخابی محسوب میشوند: عکس گرفتن به مثابه قاب بستن است و قاب بستن یعنی حذف کردن.
mobina
ترحم و نفرتی که تصاویری چون عکسهای هیکس منتقل میکنند نباید ما را از اندیشیدن به این موضوع بازدارند که چه بسیارند جنایتها و کشتارهایی که هیچ تصویری از آنها موجود نیست.
mehrnoosh
قصور ما غرق شدن در تخیل و همدردی است: ما نتوانستهایم واقعیت را در ذهن بپرورانیم.
Eli N
آنچه ارتش امریکا طی جنگ خلیج فارس (۱۹۹۱) ترویج داد جنگ تکنولوژی بود: آسمانِ بالاسر اجساد در عکسها مملو از شیارهای موشک و خمپاره بود. این تصاویر بیشک برتری کامل نظامی امریکا بر دشمن را نشان میدادند. بینندگان تلویزیون امریکا اجازه نداشتند تکهفیلمهای انبیسی از تبعات این برتری نظامی را تماشا کنند (این شبکهی تلویزیونی بعدها فیلتر شد). هزاران سرباز عراقی در پایان جنگ (۲۷ فوریه) درحالیکه پیاده یا سوار بر ماشینهای زرهی، از شهر کویت به سمت شمال و به مقصد بصره در عراق میگریختند، در بمبارانهای هوایی با مواد منفجره، ناپالم، گَردهای دی. یو. رادیواکتیو (اورانیوم رقیق شده) و بمبهای خوشهای به خاکوخون کشیده شدند؛ یک افسر امریکایی وقیحانه این کشتار را «شکار بوقلمون» خواند. در اکثر عملیاتهای امریکاییِ اواخر ۲۰۰۱ در افغانستان، محدودیتهایی برای حضور عکاسان خبری در نظر گرفته شد.
sadafi
آندره برتون بر این باور است که «زیبایی باید تشنجزا باشد و اِلّا زیبایی نیست.»
پویا پانا
بهوضوح، بیعدالتیِ فاحشی بر جهان حاکم است
پویا پانا
ترسِ ساختهشده (به وسیلهی دست) میتواند انسان را مضمحل کند (بهشخصه، برای من دشوار است به نقاشی عظیم تیتیان (تیتسیانو وچلّی) از پوست کندن مارسیاس نگاه کنم یا در واقع بهتر است بگویم از هر تصویر دیگری با همین سوژه)؛ اما از نگریستن به یک عکس کلوزآپ تکاندهنده هم شرمسار میشوم، هم شوکه. شاید تنها کسانی که حق تماشای این تصاویر رنجآور و به این شکلِ مبالغهآمیز را دارند آنهایی باشند که میتوانند به این ستمدیدگان یاری رسانند؛ به عنوان مثال، جراحانِ یک بیمارستان ارتشی یا کسانی که برای ایجاد تغییر به درجهای از آگاهی نیاز دارند. باقی ما خواستهناخواسته چشمچرانایم.
sadafi
در باب رنجی که از آن «من» نیست و به «دیگران» تعلق دارد، سخن گفتن بینتیجه و واهیست؛ چرا که هر گفتمانی بهسرعت به کلیشه ختم میشود و گندهگویی سرنوشت محتومش است.
کاربر ۱۰۵۵۳۱۵۰
زنی اهل سارایوو و وفاداری شریف به آرمانهای یوگسلاوی را بلافاصله پس از ورود به شهر برای اولینبار، در آوریل ۱۹۹۵، ملاقات کردم. او به من گفت «در اکتبر ۱۹۹۱، زمانی که صربها به کرواسی هجوم آوردند، من در آپارتمان زیبایم در منطقهی آرام سارایوو به سر میبردم. به یاد دارم وقتی اخبارِ شب تکهفیلمی از ویرانی ووکووار را که فقط چندصد مایل از من فاصله داشت پخش کرد، به خودم گفتم «خدای من چهقدر وحشتناک!» و کانال را عوض کردم. پس چگونه میتوانم عصبانی باشم اگر کسی در فرانسه، ایتالیا یا آلمان که شاهد کشتار هر روز اینجاست تنها بگوید «وای چهقدر وحشتناک!» و دنبال برنامهی دیگری بگردد؛ این طبیعی است، این خودِ بشر است.»
amir
در آغازِ یورش بریتانیا به فالکلندز در آوریل ۱۹۸۲، دولتِ مارگارت تاچر فقط برای دو فتوژورنالیست مجوز فعالیت صادر کرد ــ از میان آنها که رد صلاحیت شدند میتوان از عکاس بزرگی چون دان مککالین نام برد ــ و تنها سه حلقه فیلم پیش از تصرف مجدد الجزایر در مه آن سال به لندن رسید؛ و به هیچ گزارش مستقیم تلویزیونیای اجازهی پخش داده نشد. از زمان جنگ کریمه به اینسو، هرگز چنین محدودیتهای گستردهای در تهیهی گزارشهای مربوط به عملیاتهای نظامی بریتانیا وجود نداشت.
sadafi
باقی ما خواستهناخواسته چشمچرانایم.
اگر به آن دسته افراد هوشیار که تعدادشان هم امروز زیاد است تعلق داشته باشیم، دیدن عکسهای اعدام بدون محاکمه وظیفه به شمار میآید!
amir
این استدلال که زندگی مدرن شامل برنامههای ناخوشایند و دلهرهآوری است که ما بهتدریج به هرزگی و ضلالتش عادت میکنیم، اساس نقد مدرنیته به شمار میرود ــ نقدی که به اندازهی خودِ مدرنیته قدمت دارد.
amir
اگر این عکسها شما را نیازارند، اگر از آنها روی برنگردانید و تلاشی برای از بین بردن این وحشیگری نکنید، بهنظر وولف از ویژگیهای یک سیرت دیوصفت برخوردارید. او همچنین خاطرنشان میکند ما دیو نیستیم و به طبقهی فرهیخته تعلق داریم. قصور ما غرق شدن در تخیل و همدردی است: ما نتوانستهایم واقعیت را در ذهن بپرورانیم.
mojgan
ترحم و نفرتی که تصاویری چون عکسهای هیکس منتقل میکنند نباید ما را از اندیشیدن به این موضوع بازدارند که چه بسیارند جنایتها و کشتارهایی که هیچ تصویری از آنها موجود نیست.
Eli N
از اهمیتی ویژه برخوردارند و صرفاً در امنیت به سر میبرند، ترجیحاً، نادیدهاش میگیرند.
لیوبی11
از اهمیتی ویژه برخوردارند و صرفاً در امنیت به سر میبرند، ترجیحاً، نادیدهاش میگیرند.
لیوبی11
در عصر هجوم اطلاعات، عکس روشی سریع برای درک یک واقعه و وسیلهای جمعوجور برای به خاطر سپردن است. عکس بهمثابه یک نقلقول، پند یا ضربالمثل عمل میکند. هر یک از ما در ذهن خود صدها دسته عکس ذخیره کردهایم که برای به خاطر آوردن آمادهاند.
کاربر ۲۸۴۲۷۲۷
امروزه چه کسی باور دارد جنگ منسوخ خواهد شد؟ هیچکس، حتا مدافعان صلح! تنها میتوان امیدوار بود (هر چند بهعبث) که نسلکشی خاتمه یابد، و آنها که قوانین جنگ را بیرحمانه زیر پا میگذارند (از آنجا که جنگ قوانینی دارد که نظامیان باید آنها را رعایت کنند) محاکمه شوند، و جلو جنگهایی که با مذاکره حلوفصل میشوند گرفته شود و راهبردهای جدید جای درگیری مسلحانه را بگیرند.
لیلیوم
برای آن دسته از افرادی که میاندیشند حق یک سو نشسته و ظلم در سوی دیگر است و جنگ باید ادامه پیدا کند، تنها مسئلهی مهم این است که دقیقاً چه کسی و به دست که کشته شده است. برای یک یهودی اسراییلی، عکس بچهای که در یک حملهی جنگی به پیتزافروشی اسبارو در مرکز شهر اورشلیم تکهتکه شده، در وهلهی اول عکسی است از یک بچهی یهودی که یک بمبگذار انتحاری فلسطینی تکهپارهاش کرده؛ و برای یک فلسطینی، عکس بچهای که در غزه با یک گلولهی تانک کشته شده، در نگاه نخست عکسی است از یک بچهی فلسطینیای که یک جنگافزار اسراییلی هزارتکهاش کرده است؛ اما برای نظامیان هویت همهچیز است. و همهی عکسها در صفِ انتظار مینشینند تا با شرح و زیرنویس توجیه یا تحریف شوند.
لیلیوم
اینکه حقیقتاً به جنگ نفرت ورزیده شود وضعیت خاصی میطلبد (زیرا دورنمای کشتار الزاماً برای ایجاد این نفرت کافی نیست)؛ اما آن زمان که جنگ فروکش کند، مدارکی که عکاسان گرد آوردهاند و بر این باورند که از حقایق پرده خواهد گشود بسیار به درد خواهند خورد؛ حال اگر دادخواهی وجود نداشته باشد
amir
اولین عذر موجه برای ثبت تصاویر با جزییات دقیق و رقتآور از جسد سربازان که بیشک تابوشکنی محسوب میشد، همانا، وظیفهی مستندسازی بود. «دوربین چشم تاریخ است.»
amir
همانطور که عکسهایی که مرارت و مشقت را نشان میدهند نباید جذاب قلمداد شوند، شرح عکس هم نباید درس اخلاق بدهد؛ حتا یک عکس تأثیرگذار میتواند توجه را از یک سوژهی جدی سلب، و به سوی آنچه هدف رسانه است معطوف دارد و به این ترتیب، وضعیت یک تصویر را برای «سند انگاشته شدن» به خطر بیاندازد. عکس پیامهایی درهمبرهم ارایه میدهد؛ از یک طرف اصرار دارد که تمامش کنید و از سوی دیگر با شعف فریاد میزند: چه نمایش باشکوهی!
amir
زمانی که مدام در معرض هجوم تصاویر هستیم و بارهاوبارها تماشایشان میکنیم، دیگر از گزندشان زخمی و شوکه نمیشویم. تصویر به مثابه شوک و تصویر به مثابه کلیشه دو تعبیر متفاوت از یک پدیده هستند.
مهدیسا دباغیان
شوک میتواند عادی و فرسوده شود؛ حتا اگر نشود، بعد مدتی نادیده گرفته میشود. مردم راهکارهای خود را برای مصونماندن از رنج دارند ــ برای آنها که راغب به ترک نیستند، این عکسها تنها اطلاعاتی ناخوشایند محسوب میشوند. وقتی کسی میتواند به ترس در زندگی واقعی عادت کند، پس میتواند وحشتِ برآمده از تماشای برخی عکسها را تاب آورد.
amir
ویلیام هزلیت در مقالهای در باب ایاگو (شخصیتی در نمایشنامهی اتللوِ شکسپیر) و جذابیت نمایش شرارت روی صحنه میپرسد «چرا ما همیشه اخبار آتشسوزیهای وحشتناک و قتلهای شوکآور را در روزنامهها دنبال میکنیم؟» و پاسخ میدهد «به این دلیل که در وجود بشر، عشق به شر و سنگدلی، به اندازهی عشق به ترحم، طبیعی است.»
amir
از زمان چاپ دربارهی عکاسی، منتقدان بسیاری اظهار داشتهاند که عذاب جنگ، بهیمن وجود تلویزیون، به ابتذالی شبانه تبدیل شده است. به مدد طغیان تصاویری که روزی شوک و خشم در ما ایجاد میکردند، هماکنون در حال از دست دادنِ ظرفیتمان برای واکنش نشان دادن هستیم. ترحم که تا حد نهاییاش از آن سوءاستفاده شده، همانند دیگر معایب مشابه، در حال کرخ شدن است؛ اما واقعاً ما در این میان دنبال چه میگردیم؟ اینکه نمایش این کشتوکشتار مثلاً به یکبار در هفته برسد؟
amir
کسی که هنوز از وقوع جنگ تعجب میکند، کسی که در مقابل مدرکی گواه بر آنچه بشریت بدون هیچ تأملی قادر است اینچنین مهیب و ظالمانه بر ملتی دیگر روا دارد سرخورده میشود (حتا دربارهی آن تردید دارد)، هنوز به بلوغ رفتاری و روانی نرسیده است.
پس از سنی مشخص دیگر کسی حق ندارد به این مظلومنمایی بپردازد؛ مگر اینکه احمق یا دچار فراموشی شده باشد.
amir
حجم
۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۱۳۳ صفحه
حجم
۱٫۶ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۴
تعداد صفحهها
۱۳۳ صفحه
قیمت:
۹۹,۰۰۰
تومان