
٪۳۰
ماهی
۵۷۸
من خداوند را از تنگنای زندان فراخواندم و او در پهنای آسمان گسترده به من پاسخ داد.
someone2
۳۹۱
اگر زندگی کردن رنج بردن اسست پس برای زنده ماندن باید معنایی در رنجبردن جست.
Roghaye
۳۷۴
«آنچه که مرا نکشد، قطعا مرا نیرومندتر میسازد
مـَهسـا
۳۶۲
میتوان همه چیز را از انسان گرفت مگر یک چیز: آزادی انسان در انتخاب رفتارش در هر شرایط و نیز انتخاب راه خود.
♡
۳۰۶
داستایفسکی میگوید: «من تنها از یک چیز هراس دارم و آن اینکه شایستگی رنجهایم را نداشته باشم.»
Mash
۲۸۸
کسانی که پزشک بودند، زودتر از همه پی بردند که همهی «کتابهای درسی پر از دروغ است» در کتابهای درسی آمده بود که انسان تنها میتواند برای ساعات محدودی بیخوابی بکشد ولی خلاف آن ثابت شد.
binam v bi nshahn
۲۸۵
«کسی کهدر زندگی خود چرایی را بیابد، با هر چگونهای خواهد زیست»
مـَهسـا
۲۵۴
اگر همه چیز را از انسان بگیرند، باز هم حتی اگر یک لحظه و یک دم هم که شده میتواند خوشبخت بماند. و آن زمانی است که به محبوب خویش بیندیشد.
زهرا
۲۳۵
«آنچه که مرا نکشد، قطعا مرا نیرومندتر میسازد.»
مـَهسـا
۲۱۳
انسان حتی نمیداند در آرزوی چیست. در نتیجه یا در آرزوی کاری است که دیگران میکنند و یا رفتاری مینماید که دیگران از او میخواهند.
binam v bi nshahn
۲۰۱
«چنان زندگی کن که انگار بار دوم است که پا به عرصهی وجود نهادهای و اکنون در حال ارتکاب همان خطاهایی هستی که در زندگی نخست خویش نیز مرتکب شده بودی
الحمدالله علی کل حال
۱۱۳
اکنون اگر کسی از ما در مورد مفهوم و حقیقت گفتار داستایفسکی بپرسدکه میگفت: «آدمیزاد موجودی است که میتواند به همه چیز خو بگیرد» میگوییم: «آری، ولی نپرسید چطور.»
Mahdi Mandegar
۹۰
واکنش غیرعادی دربرابر موقعیتی غیرعادی، رفتاری طبیعی محسوب میشود.
behzad rh
۸۵
چه بسیار انسانهایی بودند که در راه مبارزه برای بقا، ارزش انسانی خود را از دست دادند و عظمت بشری خود را فراموش کردند و همسان چهارپایان شدند.
مـَهسـا
۷۹
داستایفسکی میگوید: «من تنها از یک چیز هراس دارم و آن اینکه شایستگی رنجهایم را نداشته باشم.»
مـَهسـا
۷۷
رنج انسانی شبیه عملکرد گاز است: یعنی چنانچه مقدار معینی گاز را وارد اتاقی کنیم، گاز همهی اتاق را بهطور یکنواخت پر میکند و ربطی به بزرگی و کوچکی اتاق ندارد. بنابراین، رنج و درد هم چه کم باشد و چه زیاد، روح و وجدان بشر را میآزارد. از این جهت میتوان گفت میزان رنج انسان کاملاً نسبی است. به همین علّت میتوان گفت که یک رخداد کوچک میتواند روح انسان را سرشار از شادمانی سازد.
ماهی
۷۲
آنچه انسان لازم دارد، حالت سکون، تعادل و «بی تنشی» نیست، بلکه تلاش و مبارزهای است برای رسیدن به هدفی شایسته که ارزش آن را دارد.
vihan
۶۹
هرگز از یاد نمیبرم که چگونه یک شب با خُرخُر یکی از زندانیان از خواب پریدم. او ظاهرا گرفتار کابوس شده بود و به شدت دست و پا میزد. از آنجا که همیشه، به خصوص نسبت به افرادی که رؤیاهای هراسانگیز میدیدند یا هذیان میگفتند، حسِّ ترحّم داشتم، خواستم او را از خواب بیدار کنم، امّا ناگهان دستم را پس کشیدم و به خود آمدم که آن رؤیا هرقدر هم که هولناک باشد، به ناگواری و تلخی واقعیت زندگی اردوگاهی پیرامون ما نخواهد بود و من ناآگاهانه میخواستم او را از آن رؤیا به این زندگانی رنجآور باز گردانم.
xavi
۶۶
لذت باید محصول باشد نه هدف و چون هدف واقع شد بیارزش میشود و رسیدن به آن دشوارتر خواهد بود.
مـَهسـا
۶۶
«فلسفهی کنونی بهداشت روان بر این اساس استوار شده است که مردم باید شادمان باشند و اندوه و غم یکی از نشانههای ناسازگاری و عدم هماهنگی با زندگی است. شاید این شیوهی تفکر و نظام ارزشها باید خود را در برابر کسانی که درد و رنجی اجتنابناپذیر دارند مسئول بداند. زیرا این روش تفکر سبب میشود که انسانهای دردمند و اندوهگین به خاطر اینکه شاد نیستند، روزبهروز اندوهگینتر شوند.»
ماهی
۶۱
ما که در اردوگاه کار اجباری زندگی میکردیم، مردانی را به یاد میآوریم که کلبه به کلبه سر میزدند و دیگر زندانیان را دلداری میدادند و حتی آخرین تکهی نان خود را به آنان میبخشیدند. هرچند تعداد این افراد زیاد نبود، امّا همین تعداد هم نشان میداد که میتوان همه چیز را از انسان گرفت مگر یک چیز: آزادی انسان در انتخاب رفتارش در هر شرایط و نیز انتخاب راه خود.
binam v bi nshahn
۶۰
«زندگی همانند نشستن بر روی صندلی دندانپزشک است، چون انسان پیوسته منتظر برآمدن دردناکترین لحظات عمر خود است، در حالی که آن لحظات سپری شدهاند
مـَهسـا
۵۸
به خوبی آشکار است که خنده بیش از هر چیز دیگری میتواند انسان را از شرایط نابسامان و دشوار موجود جدا کرده و به او برای ایستادگی در برابر سختیها و زشتیهای موجود نیرو ببخشد، هرچند برای زمانی تنها به طول چند لحظه.
baranaa
۵۸
«کسی که در زندگی خود چرایی برای زیستنداشته باشد، هر چگونهای را پشت سر میگذارد.
Rghaf
۵۳
وجدان آرام بهترین بالش است.
ماهی
۴۸
درد و رنج میتواند سکوی پرتابی برای رشد و پیشرفت باشد
Ali Radmanesh
۴۴
اگر زندگی کردن رنج بردن اسست پس برای زنده ماندن باید معنایی در رنجبردن جست.
Milad Maniat
۴۳
«آن کس که چرایی زندگی خود را یافته، با چگونهاش نیز خواهد ساخت»
baranaa
۴۳
با چشم دل میدیدم. این حقیقت را که عشق عالیترین و نهاییترین هدفی در زندگی است که بشر در آرزوی رسیدن به آن است.
mm
۳۸
هرگز نباید تصور کرد که هر درد و رنجی به نوروز و بیماری عصبی منجر میشود، بلکه برعکس درد و رنج میتواند سکوی پرتابی برای رشد و پیشرفت باشد، به ویژه چنانچه از ناکامی وجودی ناشی شده باشد.
