
٪۵۰
کتاب درباره تو
مجموعه رباعی
پدیدآورندگان:
میلاد عرفان پورانتشارات:
انتشارات سوره مهر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
حنیفا
۱۱
عالم همه مبتدا، خبر کرببلاست
انسان، قفس است و بال و پر، کرببلاست
میگردی اگر در پی خود، هرز مگرد
آیینه ما هنوز در کرببلاست
خستهخوان
۹
در شهر شلوغ ما تماشا دارد
تنهایی دستهجمعی آدمها
Elahe
۷
همواره پس از طلوع برمیخیزد
هر روز نماز صبح خورشید قضاست
Elahe
۵
در شهر شلوغ ما تماشا دارد
تنهایی دستهجمعی آدمها
حنیفا
۴
شب تا به سحر از ته دل، گریه کنم
با خون جگر از ته دل گریه کنم
دریایم و هیچ کس نخواهد فهمید
یک عمر اگر از ته دل گریه کنم
حنیفا
۴
گفتیم که هستیم و نوشتی که تویی
آغاز شدیم با سرشتی که تویی
سخت است ولی به سختیاش میارزد
برگشتن انسان به بهشتی که تویی
Morteza.pawn
۴
در سینه، هزار عیب پنهان داریم
از کعبهٔ دل، روی به شیطان داریم
هیچیم و غم فلان و بهمان داریم
موریم و گلایه از سلیمان داریم
حنیفا
۳
ای دل که خبر تویی و خود بیخبری
دنیا همه راز است چرا کور و کری
قانع مشو از کشف به سیبی کوچک
دستی برسان به شاخهٔ دورتری
Morteza.pawn
۳
ای رفته به خواب، روح آوارهٔ تو
غیر از تو کسی نمیکند چارهٔ تو
از خندهٔ صبح ساده مگذر، شاید
با او خبر خوشیست دربارهٔ تو
وال-ای◍•ᴗ•◍
۳
چشمی بگشا، هدایتم کن ای عشق
یا هر چه شدم، شفاعتم کن، ای عشق
پرچانگی عقل، مرا آزرده ست
گهگاه خودت نصیحتم کن، ای عشق
maedehaslani
۳
در سینه، هزار عیب پنهان داریم
از کعبهٔ دل، روی به شیطان داریم
هیچیم و غم فلان و بهمان داریم
موریم و گلایه از سلیمان داریم
me:)
۲
در شهر شلوغ ما تماشا دارد
تنهایی دستهجمعی آدمها
کاربر ۶۱۷۳۵۳۱
۲
فردای خطر، مرد خطر بسیار است
یاران نشسته را جگر بسیار است
تا هست، میان ما یتیم است «شکست»
«پیروزی» را ولی پدر بسیار است
🫀✨
۲
عالم همه مبتدا، خبر کرببلاست
انسان، قفس است و بال و پر، کرببلاست
میگردی اگر در پی خود، هرز مگرد
آیینه ما هنوز در کرببلاست
حنیفا
۱
اینقدر به تقدیر خدا فکر نکن
لب تشنه به ابر بیوفا فکر نکن
پیشانیات ای کویر! موّاج شده ست
اینقدر به رودخانهها فکر نکن
حنیفا
۱
تو ماهی و ما محاق خواندیم تو را
دریایی و باتلاق خواندیم تو را
تو معجزهٔ پیمبرانی ای عشق!
شرمنده که اتفاق خواندیم تو را
حنیفا
۱
ای خفتهٔ دشت وهم! باری برخیز
در حرف تو، نیست اعتباری، برخیز
عالم، عشق است و هر چه جز عشق، عدم
ای عقل! اگر وجود داری برخیز
کاربر ۷۹۰۰۳۵۴
۱
حالی دارم، که از سخن، بیرون است
حالیست که دیگر است، دیگرگون است
بازار جهان ببین که بعد از یک عمر
اندوختهام دلی که آن هم خون است
کاربر ۷۹۰۰۳۵۴
۱
عالم همه مبتدا، خبر کرببلاست
انسان، قفس است و بال و پر، کرببلاست
میگردی اگر در پی خود، هرز مگرد
آیینه ما هنوز در کرببلاست
خستهخوان
۱
خواندیم و دریغا خبری از خورشید
در این همه روزنامهٔ صبح، نبود
وال-ای◍•ᴗ•◍
۱
باید به عدم، به نیستن فکر کنم
باید به تب گریستن فکر کنم
بعد از تو هزار بار مرگم بادا
یکبار اگر به زیستن فکر کنم
Mobina
۱
درخانه، جماعتی پی معجزه ها
بر طاقچه، قرآن فراموش شده
فجر
۱
یک پنجره، گلدانِ فراموش شده
یک خاطره، انسانِ فراموش شده
درخانه، جماعتی پی معجزه ها
بر طاقچه، قرآن فراموش شده
کاربر ۱۵۲۰۵۲۲
۱
ماییم و هنوز حسرت زنده شدن
آری نه فقط زنده، برازنده شدن
انسان به گذشته میرود روز به روز
باید برویم رو به آینده شدن
🫀✨
۱
چون آینههاست، صاف و ساده دل من
گهگاه شکسته بیاراده دل من
بی تو همه نذر است و نیاز است هنوز
در خلوت این امامزاده، دل من
🫀✨
۱
چون آینههاست، صاف و ساده دل من
گهگاه شکسته بیاراده دل من
بی تو همه نذر است و نیاز است هنوز
در خلوت این امامزاده، دل من
ناجح🌱
۱
تا خیره شدم دمی به سوی دو سه ابر
جویا شدم از راز مگوی دو سه ابر
با خود گفتم که چیست تعریف بهار
گل کردن گریه در گلوی دو سه ابر
🫀✨
۱
قوم تو میآید به چه کارت فردا
یک لحظه نماند به کنارت فردا
امروز به این پرندگان دانه بده
تا نوحه کنند بر مزارت فردا
حنیفا
۰
با این اتوبوس کهنه و فرسوده
با مقصد گنگ و راه ناپیموده
در جادهٔ لغزندهٔ دنیا بودیم
با عشق ـ این رانندهٔ خوابآلوده ـ
حنیفا
۰
انگار بهار را نفهمیده هنوز
این برف که بر فراز کوهستان است
