
Shiva Asghari
۲۷
بله، ما را از یاد خواهند برد. سرنوشتمان این است، کاریاش نمیشود کرد. زمانی خواهد آمد که هرچه به نظرمان ضروری و بسیار بااهمیت جلوِه میکند، فراموش خواهد شد، یا بیفایده به نظر خواهد آمد. [کمی سکوت.] عجیب است، اما برایمان ممکن نیست امروز درک کنیم چه چیزی ضروری و چه چیزی مهم است، یا بیهوده و مسخره. مگر کشفیات کوپرنیک، یا مثلاً کریستف کلمب در آغاز مسخره و بیمصرف جلوه نکردند؟ حال آنکه همه حقیقت را در جملههای بیسروته آدمی ابله میجستند. هیچ بعید نیست که زندگی کنونی - که ما بدون چکوچانه میپذیریم - روزی به نظر عجیب و احمقانه بیاید، نادرست و شاید هم گناهکارانه.
هدیهٔ دریا
۲۲
«طبیعت ما را فقط برای عاشقشدن آفریده.»
pejman
۲۱
زمانی خواهد آمد که هرچه به نظرمان ضروری و بسیار بااهمیت جلوِه میکند، فراموش خواهد شد، یا بیفایده به نظر خواهد آمد.
Eli
۱۹
به نظر من بشر باید ایمان داشته باشد، دستکم به یک چیز، در غیر این صورت زندگیاش توخالی خواهد بود...
Elahe Ebrahimi
۱۸
فیلسوفهای ما هرچه میخواهند فکر کنند و بگویند. اگر دلشان میخواهد، همواره میتوانند فلسفه ببافند ولی پرندهها همچنان به پروازشان ادامه میدهند.
هدیهٔ دریا
۱۸
به نظرم اگر ازدواج میکردم، میتوانستم در خانه بمانم و دیگر سر کار نروم، آنقت همهی مشکلها حل میشد...
هدیهٔ دریا
۱۶
زنش کمی خلوضع است. مثل دخترهای جوان موهای بلندش را میبافد، حرفهای قلنبه میزند، اصطلاحهای فلسفی به کار میبرد، گهگاهی هم به فکر خودکشی میافتد، ظاهراً برای اینکه شوهرش را آزار بدهد. من اگر چنین زنی داشتم، خیلی وقت پیش خودم را از شرش خلاص میکردم و میگریختم، اما شوهرش با صبر و حوصله تحملش میکند و فقط از دستش گلهمند است.
Elahe Ebrahimi
۹
«طبیعت ما را فقط برای عاشقشدن آفریده.»
pejman
۹
چرا در همان ابتدای زندگی موجودهایی ملالآور، افسرده، بیمایه، تنبل، بیتفاوت، بهدردنخور و بدبخت میشویم؟
کاربر ۴۳۵۰۳۴۸
۸
هزار سال دیگر هم باز آدمها آهکشان میگویند: «آه که زندگیکردن چه دشوار است!» ترس از مرگ هم همواره وجود خواهد داشت و هیچکس هم دلش نمیخواهد بمیرد.
Ali
۵
اینها چیزهایی هستند که من نمیتوانم تحمل کنم. این طرز رفتار تحقیرآمیز با مردم، مرا میکشد، مریضم میکند... روحیهام را خراب میکند.
هدیهٔ دریا
۴
اگر ایستگاه نزدیک شهر بود، دیگر دور نبود و حالا که دور است، دیگر نزدیک نیست.
maya
۳
چه خوب بود آدم زندگیاش را یکبار دیگر آگاهانه شروع میکرد. اگر زندگی کنونیمان بهطور مثال تا به حال چرکنویسی بیش نبوده و زندگی جدیدمان نسخهای خوانا و تمیز باشد، چه خوب خواهد شد. در این صورت به گمانم هیچیک از ما درصدد برنخواهد آمد آن روش زندگی را تکرار کند، یا دستکم میکوشد شرایطی جدید برای خودش فراهم بیاورد،
کاربر ۴۳۵۰۳۴۸
۳
خیلی دلم میخواهد به شما ثابت کنم که خوشبختی برای ما وجود ندارد و نباید هم داشته باشد، مطمئنم هرگز به آن دست نخواهیم یافت...
کاربر ۸۹۶۲۰۳
۳
ماشا: به نظر من بشر باید ایمان داشته باشد، دستکم به یک چیز، در غیر این صورت زندگیاش توخالی خواهد بود... زندگی کردن، بدون اینکه آدم بداند چرا لکلکها پرواز میکنند، چرا بچهها زاده میشوند، چرا آسمان پرستاره است... باید فهمید چرا زندگی میکنیم، در غیر این صورت، همهچیز مهمل و دریوری خواهد بود.
Mahdi.fo
۳
فقط میدانم که غذا میخورم، راه میروم، میخوابم... [میگرید.] آه چه خوب بود اگر آدم میتوانست وجود نداشته باشد!
Mahdi.fo
۳
آدم وقتی رمانی را میخواند، همهچیز به نظرش ساده میآید، انگار پیشاپیش میداند چه خواهد شد اما وقتی خودش کسی را دوست دارد، درمییابد که هیچکس از آن سر درنمیآورد، هر کس خودش باید تصمیم بگیرد...
زینب دهقانی
۳
بیشتر وقتها به خودم میگویم: چه خوب بود آدم زندگیاش را یکبار دیگر آگاهانه شروع میکرد. اگر زندگی کنونیمان بهطور مثال تا به حال چرکنویسی بیش نبوده و زندگی جدیدمان نسخهای خوانا و تمیز باشد، چه خوب خواهد شد.
کاربر ۴۳۵۰۳۴۸
۲
اینهمه، بهدرستی چه تفاوتی میان حال و گذشته وجود دارد؟ پس از مدتی، دویست یا سیصد سال بعد، مردمان آن زمان زندگی کنونیمان را به همین چشم مینگرند، با ترس و طنز؛ هرچه امروز وجود دارد، به نظرشان ناشیانه، زمخت، بسیار نامناسب و عجیب جلوه خواهد کرد.
زینب دهقانی
۲
بهتر نیست آدم گاو یا اسب باشد و کار کند، تا زنی جوان که تا لنگ ظهر میخوابد، قهوهاش را توی رختخواب میخورد، دو ساعت هم صرف لباسپوشیدن و آرایشکردن میکند؟... آه که چه نفرتانگیز است. من مثل موقعی که هوا گرم است و آدم نیاز دارد آب بخورد، دلم میخواهد کار کنم. اگر صبح زود از خواب برنخواستم، اگر همچنان به بیکار و بیعار گشتن ادامه دادم، دوستیتان را از من دریغ کنید، ایوان رومانیچ عزیز.
kazem
۲
خوشبختشدن برای ما امکانپذیر نیست، چون وجود ندارد، ما فقط آرزویش را میکنیم.
nataliansic
۲
من فردا از اینجا میروم، دوست عزیز. شاید دیگر هرگز هم یکدیگر را نبینیم. میخواهم نصیحتی به تو بکنم. کلاهت را سرت بگذار، چوبدستیات را بردار و برو... برو و پشت سرت را هم نگاه نکن. هرقدر دورتر بروی برایت بهتر است.
لیلی مهدوی
۲
توفان قدرتمندی دارد شکل میگیرد، کاملاً نزدیک است و بهزودی تنبلی، بیتفاوتی، تبعیضها، از زیر کار دررفتنها، ملال و افسردگی در جامعهمان پایان میگیرد.
احسان
۲
زمانی خواهد رسید که به معنی همهی این چیزها، همهی این رنجها پی خواهیم برد. دیگر رمزورازی در کار نخواهد بود، ولی تا آن موقع باید به زندگیمان ادامه دهیم... باید کار کرد، کار...
booki
۲
«فرد یاغی دنبال توفان میگردد، انگار در توفان آرامش وجود دارد!»
زینب دهقانی
۲
اما فردی هوشمند و باسواد هرجا که باشد، حتا در شهر کوچک غمانگیز و کسلکنندهای مثل اینجا، هرگز بهدردنخور نیست. فرض کنیم که میان صدهزار نفر اهالی دهاتی این شهر عقبافتاده، فقط سه نفر مثل شما باشند، این را قبول میکنم. بهطور حتم نمیتوانید بر این تودهی بیسواد و کوتهفکر که شما را احاطه کردهاند غلبه کنید؛ رفتهرفته میانشان تحلیل میروید و زندگی و استعدادهاتان به خاموش میگرایند، اما بدون گذاشتن اثر یا رد پایی از خودتان، نابود نمیشوید؛
زینب دهقانی
۲
در مسکو، آدم در سالن بزرگ رستورانی مینشیند، نه کسی را میشناسد و نه کسی او را میشناسد، با اینهمه، آدم خودش را تنها و منزوی احساس نمیکند. حال آنکه اینجا، همه را میشناسی و همه هم تو را؛ درعینحال خودت را غریبه حس میکنی، غریبه و منزوی.
کاربر ۱۰۴۷۰۶۶۳
۲
این ما هستیم که زندگی آینده را میآفرینیم،
آوا فروتن
۲
زندگی دشوار است. برای خیلی از ماها، مانند آدمی ناشنوا، فاقد هر امیدی. با اینهمه باید اعتراف کرد که رفتهرفته آسانتر و روشنتر میشود و زمان بیشک طولی نخواهد کشید که بهراستی درخشنده شود.
sina
۲
کمی دیگر که بگذرد، پی خواهیم برد که این زندگی و این درد و رنجها چه مفهومی دارند... اگر حالا میدانستیم چه خوب بود!
