جملات زیبا از متن کتاب قهرمان عصر ما | طاقچه
تصویر جلد کتاب قهرمان عصر ما
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب قهرمان عصر ما

۴.۰(از ۲۷ امتیاز)
نوع کتاب

۲۳۵,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۱۱۷,۵۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

چرا به دنبال علاقه و استعدادتان نرفتید؟» دون ریگوبرتو سر تکان داد و پیش از پاسخ دادن به فکر فرو رفت. در آخر زیرلب گفت: «چون آدم ترسویی هستم پسرم. چون به خودم ایمان نداشتم.
Morteza Rahmani
۱۸
یک‌روز اعتقادم را از دست دادم و هرگز بازنیافتم. گمان می‌کنم با شروع به تعقل و تفکر، آن را از دست دادم. حفظ ایمان با تفکر میانه‌ای ندارد
Morteza Rahmani
۱۶
آدم گاه در کتابخانه‌ها زیادی از دنیای روزمره و مردم عادی دور می‌شود.
Morteza Rahmani
۱۲
«هرگز نگذار کسی بهت زور بگوید، پسرم.»
Morteza Rahmani
۸
آیا زندگی همین بود؟
پویا پانا
۷
«همهٔ این‌ها را پشت‌سر گذاشتم و سعی می‌کنم فراموششان کنم. نمی‌خواهم زندگی‌ام را تلخ و زهرآلود کنم.
Morteza Rahmani
۶
روابطی که هرگز بیش از یک شب دوام نداشت. هم‌آغوشی با گرترودیس همیشه یک نیاز جسمی و راهی برای کاهش اضطراب بود
Morteza Rahmani
۵
«چه کسالت‌آور. در دنیا چه اقیانوس‌های حماقتی وجود دارد.»
پویا پانا
۵
به نظرش می‌آمد گرترودیس طی سال‌ها به بخشی از مبل و اثاث خانه تبدیل شده بود و دیگر یک آدم زنده نبود. روزها می‌گذشت و به هم فقط صبح بخیر و شب بخیر می‌گفتند و کلامی میانشان ردوبدل نمی‌شد.
Morteza Rahmani
۴
«چی شده ریگوبرتو؟ مردی که تنهایی بخندد حتما به کارهای بدش فکر می‌کند.»
Morteza Rahmani
۴
زیرلب گفت: «مثل آن ضرب‌المثل، می‌خندیم تا گریه نکنیم.»
ایران
۴
«می‌خواهم آخرین سال‌هایم را خوش و آسوده بگذرانم، و امیدوارم با سلامتی. همراه همسرم از زندگی لذت ببرم. دیر، بهتر از هرگز است ریگوبرتو. تو بهتر از هر کسی می‌دانی که تا حالا فقط برای کارم زندگی می‌کردم.»
Morteza Rahmani
۳
آنچه گفتم شاید خوشایند نبود، ولی آیا دروغ گفتم یا مبالغه کردم، گروهبان لیتوما؟ شاید ظالمانه بود، اما حقیقت محض بود.
Morteza Rahmani
۳
آدم نباید به جنگی وارد شود که نمی‌تواند در آن برنده شود،
پویا پانا
۳
هیچ‌کس را نمی‌شود کامل شناخت، آدم‌ها خیلی پیچیده‌اند.»
پویا پانا
۳
حرص پول مردها را دیوانه می‌کند، این واقعیتی انکارناپذیر است.
پویا پانا
۳
تو آدم خیلی خوبی هستی نارسیسو، برای همین است که بیش‌تر وقت‌ها می‌ترسی
Morteza Rahmani
۲
من هم نمی‌خواستم زنت بشوم، فلیسیتو. می‌دانستم که هرگز با تو خوشبخت نمی‌شوم. مادرم مجبورم کرد
Morteza Rahmani
۲
وقتی به زور پدرش به سربازی رفت، فلیسیتو تصور می‌کرد رفتار بچه‌پولدارها را کنار بگذارد، اما چنین نشد ــ و همان‌طورکه به پادگان رفته بود، از آن‌جا بیرون آمد.
Ramtin
۲
«در این مملکت حتی نمی‌توان فضای کوچکی برای تمدن ایجاد کرد، چون عاقبت توحش همه‌چیز را نابود می‌کند.»
پویا پانا
۲
عدالت این مملکت را می‌بینی؟
ایران
۲
به نظرش می‌آمد گرترودیس طی سال‌ها به بخشی از مبل و اثاث خانه تبدیل شده بود و دیگر یک آدم زنده نبود. روزها می‌گذشت و به هم فقط صبح بخیر و شب بخیر می‌گفتند و کلامی میانشان ردوبدل نمی‌شد.
Morteza Rahmani
۱
اما نظر من این است که اگر کتابی در خانه باشد، امکان خواندنش بیش‌تر از آن است که در کتابفروشی باشد
Morteza Rahmani
۱
هرگز باور نداشت که سرنوشت انسان از قبل تعیین شده و زندگی مانند سناریویی باشد که آدم‌ها بی‌خبر در آن ایفای نقش می‌کنند؛
Morteza Rahmani
۱
احساس کرد چیزی ناپیدا و نازدودنی آن‌ها را از هم جدا می‌کند، اگرچه فاصله‌شان فقط یک متر بود.
Morteza Rahmani
۱
«من در تمام این سال‌ها تقاص گناهانم را پس می‌دادم فلیسیتو.»
Morteza Rahmani
۱
اگر کتابی در خانه باشد، امکان خواندنش بیش‌تر از آن است که در کتابفروشی باشد.»
پویا پانا
۱
یک‌روز اعتقادم را از دست دادم و هرگز بازنیافتم. گمان می‌کنم با شروع به تعقل و تفکر، آن را از دست دادم. حفظ ایمان با تفکر میانه‌ای ندارد.»
پویا پانا
۱
زندگی همین است... تو بهتر از هرکس می‌دانی. وقتی آدم با آتش بازی می‌کند، یک نفر می‌سوزد.
پویا پانا
۱
«پاییز بهترین فصل در سراسر اروپاست، و زیباترین فصل...
پویا پانا
۱