همگی در گنگی و بینوری بسر میبردند؛ و از جور و ستم گرازان، مردمی بيچاره و بيمار و نادان و ستمگر و دروغگو بار آمده بودند. مهر از ميانشان رخت بربسته بود و همه دشمن هم بودند.
گرازان، خيل آدميان را به کارهای رنجبار واداشته بودند و از آنها بيگاری و کارهای سخت میکشيدند. آدميان را گروه گروه، در زندانها باز داشته بودند و هر روز دسته دسته آنان را به کشتارگاهها میبردند و سر میبريدند و از گوشتشان میخوردند.