در آن زمان، علم روز در سراسر جهان و به ویژه غرب با سرعت در حال پیشرفت بود، اما در ایران خبری از این رشد علمی نبود. دکتر حسابی که حساسیت موضوع را دریافته بود، به محض رسیدن به وطن عزم خود را به قصد ترویج علم در کشور جزم کرد. میگویند یکی از دوستانش، که از این شتاب دکتر متعجب بود، گفته بود: «چه عجلهای است استاد؟ دست کم خستگی سفر را از تن به در کنید.»
دکتر حسابی پاسخ داده بود: «صد سال است که در حال خستگی در کردن هستیم، اما غربیها که الفبای علم را از ابنسینا ۱۱ و خیام ۱۲ و دیگر دانشمندان ما آموختهاند، بدون خستگی در کردن به موقعیت امروزی خود رسیدهاند. حالا باز هم میخواهید فرصتی را به خستگی در کردن اختصاص دهید؟»