
ستاره
۴
انسانها به طوایف و قبایل تقسیم شدهاند و از آنِ مُلکها و سرزمینهایند ولی من خود را از آنِ هیچ قبیلهای نمیدانم و متعلق به جایی نیستم. کهکشان، سرزمین من است و خانوادۀ انسانی قبیلهام.
انسان ناتوان است و چه ناگوار که خود را از دیگران جدا میکند. دنیا محقر است و نابخردانه آن است، که دنیا را به سرزمینها و مُلکها و قبایل تقسیم کنیم.
یك رهگذر
۴
من دلباختۀ توام و نه هیچ کسِ دیگر، و تا پایان عمر عاشق تو خواهم ماند.
یك رهگذر
۴
هیچ قدرتی را یارای جدایی من و تو نیست ... حتی مرگ نیز نمیتواند ما را از هم جدا کند
کاربر ۳۴۹۵۹۶۹
۳
ای روح من، از چه این چنین اصرار میورزی؟
در پی راهی که تو
مرا به رفتن در آن وا داشتهای،
خوشی را بر خود حرام کردهام
و شادی زندگانی را ترک گفتهام.
با من به عدالت رفتار کن،
یا که مرگ را فرمان ده
تا رهاییام بخشد،
که شهرتِ تو عدالت توست.
