جملات زیبای کتاب شهریار | طاقچه
تصویر جلد کتاب شهریار

کتاب شهریار

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۸۶ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
M.Afshari
۱۱۶
زخم را یک‌باره می‌باید زد تا دردِ آن اندک اندک از یاد برود، و نیکی را خُرده خُرده می‌باید کرد تا مزه‌یِ آن دیرتر از یاد برود.
M.Afshari
۴۶
هر که گمان کند که مردانِ بزرگ با دل‌جویی‌هایِ تازه آزارهایِ دیرینه را از یاد می‌برند، خود را می‌فریبد
فـــــــرشـــــــتـــــــــ‍ـــ‌ه
۳۱
مردم را یا باید نواخت یا فروکوفت. زیرا کینِ زخم‌هایِ کوچک را توانند ستاند، امّا زخم‌هایِ گران را پاسخ نتوانند گفت. ازین‌رو، زخمی که می‌زنیم می‌باید چنان باشد که بیمِ کین‌جویی در پی نداشته باشد.
noir
۲۴
سه گونه مغز در کار است: یکی آن‌که به خود درمی‌یابد؛ دوّم آن‌که آنچه را که دیگران دریافته‌اند درمی‌یابد؛ سوم آن که نه به خود درمی‌یابد نه به دیگران.
M.Afshari
۲۴
خردمند آن کسی ست که به راهِ بزرگان رود و شیوه‌یِ مردانِ بزرگ را پی گیرد تا اگر در هنر به پایه‌یِ ایشان نرسد، در کارِ وی رنگ و بویی از کارِ ایشان باشد.
کاربر ۳۷۱۳۸۳۲
۲۱
هر که اسبابِ قدرتمندیِ دیگری را فراهم کند اسبابِ بیچارگیِ خود را فراهم کرده است.
mamadism
۱۸
گرفتاری‌هایِ آینده را اگر پیشاپیش دریابند چاره‌کردنِ‌شان آسان است. امّا اگر بگذارند تا رخ نمایند، آن‌گاه هیچ دارویی کارگر نخواهد افتاد.
Aria
۱۷
اگر کسی در آرزویی کامیاب شود در خورِ ستایش است نه نکوهش. امّا اگر کسی به آرزویی نتواند رسید و باز به هر بهایی آن را طلب کند، سزاوارِ نکوهش است.
شارل
۱۵
شکاف میانِ زندگیِ واقعی و زندگیِ آرمانی چندان است که هرگاه کسی واقعیت را به آرمان بفروشد به جایِ پایستنِ خویش راهِ نابودی را در پیش می‌گیرد. هر که بخواهد در همه حال پرهیزگار باشد، در میانِ این‌همه ناپرهیزگاری سرنوشتی جز ناکامی نخواهد داشت. ازین‌رو، شهریاری که بخواهد شهریاری را از کف ندهد، می‌باید شیوه‌هایِ ناپرهیزگاری را بیاموزد و هر گاه که نیاز باشد، به کار بندد.
Aria
۱۰
زخم را یک‌باره می‌باید زد تا دردِ آن اندک اندک از یاد برود، و نیکی را خُرده خُرده می‌باید کرد تا مزه‌یِ آن دیرتر از یاد برود.
Amin Rostami
۹
اکنون باید گفت که شهریار هرگز نمی‌باید با کسی نیرومندتر از خود هم‌پیمان شود تا او بر دیگری بتازد، مگر آن‌که ناگزیر باشد، چنان که گفتیم. زیرا چنان هم‌پیمانی اگر به پیروزی بینجامد تو در چنگالِ وی خواهی بود. و شهریاران می‌باید، تا آن‌جا که می‌توانند، بپرهیزند از این‌که در چنگالِ دیگران باشند.
Amir Hossein Elahi
۷
بهتر آن است که بیش دوستِ‌مان بدارند تا از ما بترسند یا آن‌که بیش بترسند تا دوستِ‌مان بدارند؟ پاسخ این است که هر دو. امّا از آن‌جا که داشتنِ این هر دو حال با هم دشوار است، اگر می‌باید یکی از آن دو را برگزید همان بِهْ که بیش بترسند تا دوست بدارند. زیرا در بابِ آدمیان، بر رویِ هم، می‌توان گفت که ناسپاس اند و زبان‌باز و فریبکار و ترسو و سودجو. و سرسپرده‌یِ تو اند تا زمانی که سودی به ایشان رسد. و آن‌گاه که خطری در میان نباشد، چنان‌که گفتیم، به زبان آماده‌اند جان و مال و فرزندِ خود را فدایِ تو کنند. امّا آن روز که خطری در میان باشد روی از تو برمی‌تابند. شهریاری را که تنها به نویدهایِ ایشان دل خوش کرده و اندیشه‌ای در کارِ خویش نکرده باشد، سرنوشتی جز نابودی نیست.
امیرماکان جعفری
۷
«هر که تکیه بر مردم زند تکیه‌گاه‌اش بر آب است».
کاربر ۳۷۱۳۸۳۲
۶
زیرا مردمان برای دست‌یابی به هدفِ خویش، یعنی بزرگی و ثروت، شیوه‌هایِ گوناگون در پیش می‌گیرند: یکی پروا و دیگری بی‌پروایی؛ یکی زور و دیگری نیرنگ؛ یکی شکیب و دیگری شتاب. با همه‌یِ این روش‌هایِ گوناگون به هدف می‌توان رسید و نیز می‌توان دید که از دو مردِ باپروا یکی به هدف رسد و یکی نرسد. و همچنین، دو مرد با دو روش ِ گوناگون، به‌یکسان کامیاب می‌شوند،
Saeedeh Heydarian
۶
اگر در کارِ کورش بنگریم و کسانی چون او، که کشورها گشوده‌اند و پادشاهی‌ها را بنیاد نهاده‌اند، همه را در خورِ ستایش خواهیم یافت.
علیرضا
۶
هر که گمان کند که مردانِ بزرگ با دل‌جویی‌هایِ تازه آزارهایِ دیرینه را از یاد می‌برند، خود را می‌فریبد
م.
۶
هیچ چیزی به اندازه‌یِ این دو مصراع شعر که درباره‌یِ خویش گفته، او را نمی‌شناساند: «می‌خندم، امّا نه از درون می‌سوزم، امّا نه از برون.»
Anakin
۶
زخمی که می‌زنیم می‌باید چنان باشد که بیمِ کین‌جویی در پی نداشته باشد.
Amin Rostami
۵
مردم را یا باید نواخت یا فروکوفت. زیرا کینِ زخم‌هایِ کوچک را توانند ستاند، امّا زخم‌هایِ گران را پاسخ نتوانند گفت. ازین‌رو، زخمی که می‌زنیم می‌باید چنان باشد که بیمِ کین‌جویی در پی نداشته باشد.
هومن
۵
بخت گَردان است، امّا مردم در شیوه‌هایِ خود پایدار.
امیرماکان جعفری
۵
«اگر ماکیاوللی شاهزاده‌ای را به شاگردی می‌پذیرفت، نخستین رهنمود اش به وی آن می‌بود که کتابی بر ضدِّ ماکیاولیسم بنویسد.»
امیرماکان جعفری
۵
سه گونه مغز در کار است: یکی آن‌که به خود درمی‌یابد؛ دوّم آن‌که آنچه را که دیگران دریافته‌اند درمی‌یابد؛ سوم آن که نه به خود درمی‌یابد نه به دیگران. نخستین، عالی ست و دوّمین خوب و سوّمین بیهوده.
mamadism
۴
از جمله نکبت‌هایی که روی‌گردانی از جنگ به بار می‌آوَرَد خوار شدن است.
Saeedeh Heydarian
۴
هر که اسبابِ قدرتمندیِ دیگری را فراهم کند اسبابِ بیچارگیِ خود را فراهم کرده است. زیرا آن اسبابِ قدرتمندی را برایِ وی یا با زرنگی فراهم آورده است یا با زور. و این هر دو مایه‌یِ بدگمانیِ کسی ست که به قدرت رسیده است.
Amin Rostami
۴
«مَنِش هست و فرهنگ و رای و هنر. ندارد هنر شاهِ بیدادگر. «که بیداد و کژّی ز بیچارگی‌ست. به بیدادگر بر بباید گریست.
Amin Rostami
۴
بهترین دژ همانا پرهیز از نفرت‌انگیختن در مردم است. زیرا هیچ دژی تو را در امان نخواهد داشت اگر که مردم از تو بیزار باشند. آن‌گاه که مردم دست به سلاح برند، کم نخواهند بود بیگانگانی که به یاریِ ایشان بشتابند.
فـــــــرشـــــــتـــــــــ‍ـــ‌ه
۳
پاسداری از شهریاری‌هایِ به ارث رسیده که مردم‌اش به پادشاهیِ یک خاندان خو گرفته‌اند بسی آسان‌تر است تا پاسداری از شهریاریِ نوبنیاد. در چنان شهریاری‌ها اگر رسم و راه‌هایِ نیاکان محترم داشته شود و در اندیشه‌یِ پیشامدها بوده باشند، نگاه‌داشتِ آن‌ها شهریاری را که از زیرکی بی‌بهره نباشد چندان دشوار نیست. مگر آن که نیرویی زورآور نابه‌هنگام وی را از تخت فروکشد. و اگر پادشاهی این‌گونه نیز تاج و تخت را از دست دهد، هر گاه که بر رباینده‌یِ تاج و تختِ وی گزندی رسد، باز آن را فراچنگ تواند آورد.
فـــــــرشـــــــتـــــــــ‍ـــ‌ه
۳
هر گاه بیگانه‌ای قدرتمند پا به سرزمینی بگشاید، قدرت‌هایِ کوچک‌تر، به سببِ نفرتی که از قدرتِ فرادستِ خویش دارند، به هواداریِ وی برمی‌خیزند. ازین‌رو، برانگیختنِ این قدرت‌هایِ کوچک به هواداریِ خود هیچ دشوار نیست.
کاربر ۳۷۱۳۸۳۲
۳
زیرا مردم یا از سرِ ترس به کسی گزند می‌رسانند یا از سرِ نفرت.
mamadism
۳
و اگر کسی کارِ دفاع از کشورِ خویش را به مزدوران سپارد، هرگز ایمن و آسوده‌خاطر نتواند بود، چرا که از هم گسیخته و قدرت‌طلب و بی‌بند و بار و پیمان‌شکن اند و با دوستان دلیر و در برابرِ دشمنان زبون؛ نه ترسی از خدا دارند نه وفایی با انسان، و با وجودِشان شکست تا زمانی دور است که تاخت و تازی در میان نباشد. در روزگارِ صلح اینان شما را غارت می‌کنند و در روزگارِ جنگ دشمنان. و دلیلِ آن این است که جز آن دستمزدِ ناچیز هیچ انگیزه‌ای ایشان را به پایداری در میدان پای‌بند نمی‌کند.