جملات زیبای کتاب رقص زندگی | طاقچه
تصویر جلد کتاب رقص زندگی

بریده‌هایی از کتاب رقص زندگی

نویسنده:مسیحا برزگر
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۵از ۶ رأی
۴٫۵
(۶)
تو در آسمان‌ها خدا را می‌جویی، حال آنکه او در سینه‌ی تو پنهان است.
KhodaDaily
بخوان به نامِ نقاشِ گُل‌ها و رنگین کمان!
KhodaDaily
ضایع کردنِ استعدادها و توانایی‌ها و فروغلتیدن در تاریکی، تنها گناهِ ممکن است.
پریوش
هنرمندانی نیز وجود دارند که نه قلم مویی دارند و نه سازی و نه صدایی. آن‌ها نه نقشی می‌کشند، نه آهنگی می‌نوازند و نه آوازی می‌خوانند. نَفْسِ حضورِ آن‌ها، همان هنرِ آن‌هاست.
عاطفه
خداوند زندگی هر موجودِ زنده است. او عینِ زندگی‌ست. این زندگی، در توست، بیرونِ توست، در درختان است، در ابرهاست، در ستاره‌هاست. همه‌ی وجود، رقصِ زیبای این زندگی‌ست.
KhodaDaily
من مسئولِ آن چیزی خواهم بود که از خودم خواهم ساخت.
پریوش
عملِ تو باید از دلِ تو بجوشد و جاری شود. عملِ تو نباید واکنش باشد. کسی می‌آید و تو را می‌ستاید و بادَت می‌کند؛ خوشحال می‌شوی. دیگری می‌آید و از تو انتقاد می‌کند و بادَت را خالی می‌کند؛ خشمگین می‌شوی. هردوی این حالات، واکنش‌اَند؛ کنِشِ دلِ تو نیستند.
عاطفه
ملکوت در درونِ توست. راه تویی، رهرو تویی، راهبر تویی، منزل نیز تویی. اگر از پوستینِ گوسفندی بیرون بیایی، اگر شیرانه بغرّی و عقاب‌وار به پرواز درآیی، ملکوت را در خویشتن تحقق بخشیده‌ای. عرشِ خداوند در آسمان‌ها نیست، در دلِ انسانِ راستین است.
پریوش
اما فراموش نکن که سکه دو رو دارد. هرگناهکاری می‌تواند، با یک چرخشِ جانانه، در عرضِ چند ثانیه، تبدیل به قدیسی شود. هرقدیسی ممکن است، در عرضِ چند ثانیه، با چرخشی صدوهشتاد درجه‌ای، به گناهکاری تبدیل شود.
عاطفه
سرزنش‌کنندگان، توخالی‌اند و خود هیچ حقیقتی را تجربه نکرده‌اند. سرزنش‌کنندگان، ضعف و سستی و لغزش‌های خود را با سرزنشِ دیگران و گمراه خواندنِ آنان، می‌پوشانند. سرزنشِ ظلمت، چیزی از تیرگی آن نمی‌کاهد. کسی که روشن است، به اندازه‌ی روشنایی خود از تیرگی ظلمت می‌کاهد.
عاطفه
زندگی را نباید صرفِ چیزهای کم‌بها کرد.
KhodaDaily
ما، بالقوه، همه‌ی چیزهای ضروری را با خود داریم. کافی‌ست آن‌ها را بجوییم؛ بی‌تردید آن‌ها را می‌یابیم. باید توانِ بالقوه‌ی خود را به کار بگیریم. بنابراین، هرگز مأیوس نباش و توقف نکن. دلیلی برای یأس و سرخوردگی وجود ندارد. عشق بورز. همه را در همه‌ی داشته‌های خود سهیم کن.
Mahe Kamel
عملِ تو باید از دلِ تو بجوشد و جاری شود. عملِ تو نباید واکنش باشد. کسی می‌آید و تو را می‌ستاید و بادَت می‌کند؛ خوشحال می‌شوی. دیگری می‌آید و از تو انتقاد می‌کند و بادَت را خالی می‌کند؛ خشمگین می‌شوی. هردوی این حالات، واکنش‌اَند؛ کنِشِ دلِ تو نیستند.
Mahe Kamel
نَفْسِ قضاوت در موردِ دیگران، عملی سخیف و نامؤمنانه است. با وجودِ این، بسیاری خود را دیندار می‌دانند و آدم‌ها را به خوب و بد تقسیم می‌کنند. آن‌ها متکبرانه خود را قاضی فضیلت‌ها و رذیلت‌های مردمان می‌دانند. آن‌ها نمی‌دانند که یک عمل را نمی‌توان مبنای قضاوت در موردِ تمامی زندگی فرد قرار داد. آن‌ها نمی‌دانند خدایی کردن و آدم‌ها را درترازوی نامیزانِ ذهن سنجیدن، خود زشت‌ترین کار است.
عاطفه
هرآن چیزی که تو را هشیارتر، آگاه‌تر، بیدارتر، آرام‌تر، ساکت‌تر، رقصان‌تر، خندان‌تر و پُرشورتر می‌کند، درست است و خوب است.
عاطفه
جنازه‌ی گذشته را از روی دوشِ دلِ خود بردار و زمین بگذار.
عاطفه
نیایشِ حقیقی انسانِ دیندار، اعتماد به خداوند است. کسی که به خداوند اعتماد ندارد، دین ندارد. او می‌داند که اگر خداوند امروز تأمینِ حوایجِ او را تقبل کرده است، فردا نیز همین کار را خواهد کرد. دلیلی برای نگرانی نسبت به فردا وجود ندارد.
عاطفه
یک جوانه‌ی سبز که از دلِ چوبی خشکیده بیرون می‌آید و نور را می‌بوسد، معجزه است. پُف کردنِ گُلِ قاصدک، واشدنش و پراکنده شدنش به دستِ باد، معجزه‌ای‌ست که از کنارش بی‌اعتنا می‌گذریم. ما به این امور عادت کرده‌ایم، بنابراین، آن‌ها را نمی‌بینیم.
عاطفه
اگر زندگی صرفِ روشنی، آگاهی و رهایی نشود، تَلَف شده است.
KhodaDaily
زندگی، امکانی‌ست محدود. باامکانِ محدودِ زندگی، باید نامحدود را جُست.
KhodaDaily
عشق، در هرکجا که خود را آزاد ببیند، می‌ماند. عشق، آنگاه به اندیشه‌ی گریز می‌افتد که خود را در قفس ببیند.
Mahe Kamel
تلاش برای تحمیلِ ندامت، موجبِ افزایشِ قساوتِ قلبِ خطاکار می‌شود. اصولاً خوبی‌ها را نمی‌توان به کسی تحمیل کرد. خوبی‌ها را باید در روشنایی نشان داد. زیبایی‌ها را باید در روشنایی به نمایش گذاشت. همین کافی‌ست.
Mahe Kamel
کیشِ من، کیشِ ستایشِ این زندگی‌ست؛ کیشِ مِهر است؛ کیشِ روشنی‌ست. کیشِ من، کیشِ زندگی را به کمال زیستن است.
بهار
چشمه در توست، چرا به کوزه‌های خالی دیگران چشم دوخته‌ای؟ چشمه‌ی وجودِ خود را بِکاو. آنگاه دیگران خواهند آمد و کوزه‌های خالی خود را از آبِ زلالِ چشمه‌ی تو پُر خواهند کرد.
بهار
خدا، حقیقتِ ماست؛ حقیقتی که نه زاده می‌شود و نه می‌میرد. به همین دلیل است که با اعتماد به خداوند، با اتکا به حقیقتِ غایی خویش، از حُزن و خوف رهایی می‌یابیم.
بهار
خدا، نَفْس و نَفَسِ زندگی‌ست. زنده باش! با تمامِ وجودِ خود و با همه‌ی امکاناتِ انسانی خویش، زندگی کن.
بهار
روانکاوی هنگامی‌کامل می‌شود که هرسه دسته‌ی انسان‌ها را مدّ نظر قرار بدهد: انسان‌هایی که رؤیاهای بیمارگونه دارند، انسان‌هایی که رؤیاهای سالم دارند و انسان‌هایی که هیچ رؤیایی ندارند. دسته‌ی اخیر، به فراسوی امیدها و آرزوها رفته‌اند
عاطفه
توانِ تفکرِ خود را به کار ببر و جیره خوارِ اندیشه‌ی دیگران نباش. نگذار دیگران به جای تو فکر کنند.
عاطفه
برای هر پرسشی سه پاسخ وجود دارد: پاسخِ تو، پاسخِ من، و پاسخی که صحیح است.
عاطفه
و ضربه‌های روشنِ بیداری را، بی‌مهابا، بر اندامِ خفته‌ی ظلمت فرود می‌آورم.
عاطفه