
کتاب مهدی موعود (عج)
دو گفتار از کتاب سیری در سیره ائمهی اطهار
پدیدآورندگان:
مرتضی مطهریانتشارات:
انتشارات صدرا٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
مادربزرگ💝
۲۱
نقد این نظریه
این هم خیلی واضح است که یک تئوری غیرعملی است، زیرا فقط درباره افرادی صادق است که زور زیاد ندارند. درباره بنده ممکن است صادق باشد. من که یک آدم ضعیفی هستم، وقتی از همسایههایم میترسم و میبینم به اندازهای که من زور دارم همسایهام هم زور دارد، از ترس زور همسایه میشوم عادل. اما آن ساعتی که یک قدرتی به دست آوردم که هیچ بیمی از همسایهام نداشتم و صددرصد یقین داشتم که اگر او را لگدکوب کنم قدرتی نیست که در مقابل من بایستد، آنوقت چطور میتوانم عادل باشم؟ چطور علم من میتواند مرا عادل کند؟! جنابعالی میگویید بشر منفعتپرست است و علم به او میگوید به خاطر منفعت خودت عادل باش. این حکم آن وقت قابل عمل است که من زوری را در مقابل خودم ببینم؛ وقتی که زوری در مقابل خودم نمیبینم چطور عادل باشم؟! ولهذا فلسفه راسل ـ برخلاف همه شعارهای انساندوستی او ـ به همه اقویا و زورمندان درجه اول که هیچ بیمی از ضعفا ندارند حق میدهد که هرچه میخواهند ظلم کنند.
مادربزرگ💝
۱۴
قرآن این مطلب را تأیید و تأکید میکند، نوید به آینده میدهد و آینده دنیا را روشن میبیند. آیات زیادی در این زمینه هست، از جمله همین آیهای که در ابتدای سخنم تلاوت کردم:
وَعَدَ اللهُ الَّذینَ امَنوا مِنْکمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الاَْرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیمَکنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ اَمْنآ یعْبُدونَنی لایشْرِکونَ بی شَیئآ.
وعده میدهد به اهل ایمان و مردمی که عملشان صالح و شایسته است که عاقبت دنیا به دست اینهاست، آن که در نهایت امر بر دنیا حکومت میکند دین الهی و معنویت و لا اله الّا الله است، مادیگریها و مادهپرستیها و خودخواهیها از بین خواهد رفت، عاقبتِ دنیا امنیت است (وَ لَیبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ اَمْنآ)، عاقبت دنیا توحید است به تمام مراتب خود.
میچکا
۷
همه پیامبران الهی که از طرف خدای متعال در میان بشر مبعوث شدهاند، برای دو هدف اساسی بوده است. یکی از این دو هدف، برقراری ارتباط صحیح میان بنده و خالق خودش، میان بنده و خداست، و به تعبیر دیگر منع بشر از پرستش هر موجودی غیر از خالق خودش، که در کلمه طیبه «لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ» خلاصه میشود. هدف دومی که برای بعثت پیامبران عظام از طرف خداوند متعال هست، برقراری روابط حسنه و صالحه میان افراد بشر، بعضی با بعضی دیگر، بر اساس عدالت و صلح و صفا و تعاون و احسان و عاطفه و خدمت به یکدیگر است.
tasnim
۲
وَ یمْلاَُ اللهُ قُلوبَ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ غِنی وَ یسَعُهُمْ عَدْلُهُ خداوند دل امت اسلام را مملوّ از غنا میکند؛ یعنی خیال نکن غنا و ثروت، تنها همان ثروت مادی است؛ دلها غنی میشود، فقرها و نیازها و حقارتها و بیچارگیها و کینهها و حسادتها، همه از دلها بیرون کشیده میشود.
tasnim
۱
وقتی قرآن میگوید: وَلَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ اَنَّ الاَْرْضَ یرِثُها عِبادِی الصّالِحونَ، صحبت از زمین است، نه صحبت از این منطقه و آن منطقه و این قوم و آن نژاد.
tasnim
۱
مرحلهای رسیده که با گوری که خودش به دست خودش کنده است یک گام بیشتر فاصله ندارد. طبق اصول ظاهری نیز همین طور است ولی اصول دین و مذهب به ما میگوید: زندگی سعادتمندانه بشر آن است که در آینده است، این که اکنون هست موقت است.
mobinabayrami
۱
معتقدم این دنیای ما آنقدر پست و دنی است، آنقدر ظلمانی و تاریک است که هیچ وقت در دنیا عدل کلی و عدالت واقعی و صلح و صفای واقعی و انسانیت واقعی و اینکه یک روزی واقعآ افراد بشر با یکدیگر انسانی زندگی کنند نخواهد بود، دنیا دارِ ظلم و تاریکی است، همه ظلمها در آخرت جبران میشود، عدالت فقط مال آخرت است.
mobinabayrami
۱
دوره فساد اخلاق و دوره سیاهی و ظلمت یک دوره موقت است و عاقبت، نورانیت و عدالت است. اگر هم (این تعلیم) در ادیان دیگر هست، به این روشنی که در مذهب شیعه وجود دارد قطعآ در هیچ جا وجود ندارد. این هم یک مطلب که آینده بشریت در همین دنیا نیکی و رخت بربستن ظلم و آمدن عدالت است؛ و اگر انسان در درجه اول در قرآن کریم تأمل کند میبیند قرآن این مطلب را تأیید و تأکید میکند، نوید به آینده میدهد و آینده دنیا را روشن میبیند.
کاربر ۳۲۹۴۳۲۴
۰
بدون شک امروز دنیای ما یک دنیای پریشان و از هم گسیختهای است، یک دنیایی است که الآن اختیار از دست زمامداران بزرگ درجه اول آن هم بیرون است، اما این یک پریشانی است در سطح جهان، با پریشانی در دِه از زمین تا آسمان فرق میکند، با سامان یک ده هم از زمین تا آسمان فرق میکند، با سامان یک شهر هم از زمین تا آسمان فرق میکند.
بنابراین ما، هم رو به پریشانی میرویم و هم رو به سامان، در آنِ واحد. ما که رو به ظهور حضرت حجت میرویم، در آنِ واحد هم رو به پریشانی میرویم، چون از سامان به پریشانی باید رفت، و هم رو به سامان میرویم، چون پریشانی در سطح بالاتر است.
کاربر ۳۲۹۴۳۲۴
۰
کی در صد سال پیش ـتا چه رسد به پانصد سال پیش ـ این افکاری که امروز در میان افراد بشر پیدا شده، پیدا شده بود؟! امروز دیگر روشنفکران جهان میگویند: یگانه راه چاره بدبختیهای امروز بشر تشکیل یک حکومت واحد جهانی است. اصلا در گذشته چنین فکری به مخیله بشر نمیتوانست خطور کند.
پس چون ما در عین اینکه رو به پریشانی میرویم رو به سامان هم میرویم، لهذا اسلام هرگز دستور نمیدهد (که تکالیف را انجام ندهید.) اگر غیر از این بود دستور میداد که محرمات را ارتکاب کنید، واجبات را ترک کنید، امر به معروف و نهی از منکر نکنید، بچههایتان را تربیت نکنید، بگذارید فساد بیشتر شود (و میگفت) شما که میروید دنبال نماز خواندن، روزهگرفتن، امر به معروف، تألیف کتاب، سخنرانی، تبلیغ، و میخواهید سطح تبلیغات را بالا ببرید، شما که میخواهید اصلاح کنید، ظهور حضرت حجت را تأخیر میاندازید. (ولی اسلام چنین نمیگوید.) همین اصلاحات هم ظهور حضرت حجت را نزدیک میکند، همانطور که آن پریشانیها نیز ظهور حضرت حجت را نزدیک میکند.
کاربر ۳۲۹۴۳۲۴
۰
مهدویت، یک فلسفه بزرگ جهانی
کوشش کنید فکر خودتان را در مسئله حضرت حجت با آنچه که در متن اسلام آمده تطبیق بدهید. غالب ما این مسئله را به صورت یک آرزوی کودکانه یک آدمی که دچار عقده انتقام است درآوردهایم. گویی حضرت حجت فقط انتظار دارند که کی خداوند تبارک و تعالی به ایشان اجازه بدهند که مثلا بیایند ما مردم ایران را غرق در سعادت کنند یا شیعه را غرق در سعادت کنند، آنهم شیعهای که ما هستیم که شیعه نیستیم.
کاربر ۳۲۹۴۳۲۴
۰
مهدویت، یک فلسفه بزرگ جهانی
کوشش کنید فکر خودتان را در مسئله حضرت حجت با آنچه که در متن اسلام آمده تطبیق بدهید. غالب ما این مسئله را به صورت یک آرزوی کودکانه یک آدمی که دچار عقده انتقام است درآوردهایم. گویی حضرت حجت فقط انتظار دارند که کی خداوند تبارک و تعالی به ایشان اجازه بدهند که مثلا بیایند ما مردم ایران را غرق در سعادت کنند یا شیعه را غرق در سعادت کنند، آنهم شیعهای که ما هستیم که شیعه نیستیم. نه، این یک فلسفه بزرگ جهانی است، چون اسلام یک دین جهانی است، چون تشیع به معنی واقعیاش یک امر جهانی است.
کاربر ۳۲۹۴۳۲۴
۰
این را ما باید به صورت یک فلسفه بزرگ جهانی تلقی کنیم. وقتی قرآن میگوید: وَلَقَدْ کتَبْنا فِی الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ اَنَّ الاَْرْضَ یرِثُها عِبادِی الصّالِحونَ، صحبت از زمین است، نه صحبت از این منطقه و آن منطقه و این قوم و آن نژاد. اولا امیدواری به آینده است که دنیا در آینده نابود نمیشود. مکرر گفتهام که امروز این فکر در دنیای اروپا پیدا شده که بشر در تمدن خودش به مرحلهای رسیده که با گوری که خودش به دست خودش کنده است یک گام بیشتر فاصله ندارد. طبق اصول ظاهری نیز همین طور است ولی اصول دین و مذهب به ما میگوید: زندگی سعادتمندانه بشر آن است که در آینده است، این که اکنون هست موقت است.
مریم بانو
۰
اجتماع بشری سه دوره را باید طی کند. یک دوره، دوره اساطیر و افسانهها و به تعبیر قرآن دوره جاهلیت است. دوره دوم دوره علم است ولی علم و جوانی، یعنی دوره حکومت خشم و شهوت. به راستی عصر ما بر چه محوری میگردد؟ اگر انسان، دقیق حساب کند میبیند محور گردش زمان ما یا خشم است و یا شهوت. عصر ما بیش از هر چیزی عصر بمب است (یعنی خشم) و عصر مینیژوپ است (یعنی شهوت). آیا دورهای نخواهد آمد که در آن دوره نه حکومت اساطیر باشد و نه حکومت خشم و شهوت و بمب و مینیژوپ؟ دورهای که واقعآ در آن دوره معرفت و عدالت و صلح و انسانیت و معنویت حکومت کند؟ چگونه میشود که چنین دورهای نیاید؟! مگر میشود که خداوند این عالم را خلق کرده باشد و بشر را به عنوان اشرف مخلوقات آفریده باشد، بعد بشر به دوره بلوغ خودش نرسیده یکمرتبه تمام بشر را زیرورو کند؟!
Hamid32
۰
مگر میشود که خداوند این عالم را خلق کرده باشد و بشر را به عنوان اشرف مخلوقات آفریده باشد، بعد بشر به دوره بلوغ خودش نرسیده یکمرتبه تمام بشر را زیرورو کند؟!
حنّان
۰
اگر میبینی بشریت امروز از عدالت گریزان است، به خاطر آن است که هنوز به مرحله کمال نرسیده است.
tasnim
۰
همه پیامبران الهی که از طرف خدای متعال در میان بشر مبعوث شدهاند، برای دو هدف اساسی بوده است. یکی از این دو هدف، برقراری ارتباط صحیح میان بنده و خالق خودش، میان بنده و خداست، و به تعبیر دیگر منع بشر از پرستش هر موجودی غیر از خالق خودش، که در کلمه طیبه «لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ» خلاصه میشود. هدف دومی که برای بعثت پیامبران عظام از طرف خداوند متعال هست، برقراری روابط حسنه و صالحه میان افراد بشر، بعضی با بعضی دیگر، بر اساس عدالت و صلح و صفا و تعاون و احسان و عاطفه و خدمت به یکدیگر است.
tasnim
۰
عدالت هم که عبارت است از اینکه به هر ذیحقی حقش را بدهیم
tasnim
۰
در نهاد بشر عدالت هست. اگر بشر خوب تربیت شود، اگر زیردست مربی کامل قرار گیرد، میرسد به جایی که خودش واقعآ عدالتخواه بشود، واقعآ عدالت جمع را بر منفعت فرد خودش ترجیح بدهد و همینطور که زیبایی را دوست میدارد عدالت را دوست داشته باشد؛ بلکه عدالت، خودش از مقوله زیبایی است ولی زیبایی معقول، نه زیبایی محسوس.
tasnim
۰
ما، هم رو به پریشانی میرویم و هم رو به سامان، در آنِ واحد.
tasnim
۰
مکرر گفتهام که امروز این فکر در دنیای اروپا پیدا شده که بشر در تمدن خودش به
