جملات زیبای کتاب عدالت از نظر علی (ع) | طاقچه
تصویر جلد کتاب عدالت از نظر علی (ع)subscriptionAvailable

کتاب عدالت از نظر علی (ع)

دو گفتار از کتاب بیست گفتار

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۱۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
مرتضی مطهری
انتشارات: 
انتشارات صدرا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
f_altaha
۲۲
کمْ مِنْ مَفْتونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فیهِ، وَ کمْ مِنْ مَغْرورٍ بِحُسْنِ السَّتْرِ عَلَیهِ، وَ کمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالاِْحْسانِ اِلَیهِ. بسیاری از مردم از بس خوبشان را و مدحشان را گفتند فاسد شدند، بسیاری از مردم چون از عیبشان چشم‌پوشی شد و مورد انتقاد قرار نگرفتند مغرور شدند، بسیاری از مردم هم چون به آنها احسان شد و از راه احسان زندگی و کارشان اداره شد متدرّجآ در غفلت فرو رفتند.
f_altaha
۱۷
در روزهای گرم می‌آمد بیرون دارالاماره و در سایه می‌نشست، مبادا مراجعه‌کننده‌ای بیاید و در آن هوای گرم به او دسترسی پیدا نکند.
f_altaha
۱۱
چون عده‌ای که برای خود امتیاز قائل بودند و مورد اتهام بودند، دلیلشان این بود که ما حق صحبت و مصاحبت پیغمبر را داریم و در راه اسلام چنین و چنان زحمت کشیده‌ایم، به آنها فرمود: من منکر فضیلت صحبت و سابقه خدمت افراد نیستم، اما اینها چیزهایی است که خداوند خود اجر و پاداش آنها را خواهد داد، اینها مجوّز نمی‌شود که امروز ما میان آنها و دیگران فرق بگذاریم، این امور ملاک تبعیض واقع نمی‌شود.
SHOKoOoH
۱۰
در هر بامداد و شام ساعتی برای رسیدگی به امور رعیت معین کن و به سؤالات آنها شخصآ جواب ده و نادان و گمراهشان را متوجه ساز، با دانشمندان در تماس باش و جز زبانت واسطه‌ای بین خود و مردم قرار مده و جز چهره‌ات حاجبی.
م.برهانی
۸
مولای متقیان علی (ع) که حتی دیگران درباره‌اش گفتند قاتل او همان عدل و مساواتش بود: وَ قُتِلَ فی مِحْرابِهِ لِشِدَّةِ عَدْلِهِ.
SHOKoOoH
۸
عدل در اجتماع به منزله پایه‌های ساختمان است و احسان از نظر اجتماع به منزله رنگ‌آمیزی و نقاشی و زینت ساختمان است. اول باید پایه درست باشد، بعد نوبت به زینت و رنگ‌آمیزی و نقاشی می‌رسد. اگر «خانه از پای‌بست ویران است» دیگر چه فایده که «خواجه در بند نقش ایوان» باشد؟
f_altaha
۶
مناصب اجتماعی از نظر کسی که واقعآ وظیفه خودش را انجام دهد و نخواهد از عنوان خودش استفاده کند نباید گفت حق است، باید گفت تکلیف است. فرق است بین حق و تکلیف. حق یعنی استفاده و بهره، تکلیف یعنی وظیفه
SHOKoOoH
۵
افقها را ابر و مه گرفته و خورشید در پشت ابرها مانده، کارهایی شده و تثبیت گشته، اشخاصی در این تاریخ کوتاه که از عمر اسلام می‌گذرد به صورت بت درآمده‌اند، برهم زدن روش آنها بسیار دشوار است.
f_altaha
۴
در نامه‌ای به قثم بن عباس که از طرف خودش والی حجاز بود می‌نویسد: وَ اجْلِسْ لَهُمُ الْعَصْرَینِ، فَأفْتِ الْ مُسْتَفْتِی، وَ عَلِّمِ الْ جاهِلَ، وَ ذاکرِ الْعالِمَ، وَ لایکنْ لَک اِلَی النّاسِ سَفیرٌ اِلّا لِسانُک، وَ لا حاجِبٌ اِلّا وَجْهُک. در هر بامداد و شام ساعتی برای رسیدگی به امور رعیت معین کن و به سؤالات آنها شخصآ جواب ده و نادان و گمراهشان را متوجه ساز، با دانشمندان در تماس باش و جز زبانت واسطه‌ای بین خود و مردم قرار مده و جز چهره‌ات حاجبی.
Nafiseh R
۴
جواب امیرالمؤمنین درباره عدل و جود مبتنی بر این است که مقتضای عدالت این نیست که الغای همه تفاوتها بین افراد بشود، مقتضای عدالت رعایت استحقاقهاست.
Nafiseh R
۲
عدل بهتر است از جود، به دلیل اینکه عدل هر چیزی را در جای خود قرار می‌دهد و هر حقی را به ذی‌حق واقعی خود می‌رساند، اما جود و بخششْ امور را و جریانها را از محل خودشان و مدارشان خارج می‌کند. جود این است که آدمی از حق مسلّم خود صرف‌نظر کند، به دیگری که ذی‌حق نیست ببخشد، پس جود اشیاء را از موضع خود خارج می‌کند.
Nafiseh R
۲
باید بگوییم حتی خلافت هم تکلیف است نه حق، چه تکلیفی که بالاتر از آن تکلیفی نیست! از تکلیف هم بالاتر است، ریاضت است. در روزهای گرم می‌آمد بیرون دارالاماره و در سایه می‌نشست، مبادا مراجعه‌کننده‌ای بیاید و در آن هوای گرم به او دسترسی پیدا نکند. این در واقع ریاضت بود، پرمشقت‌ترین تکلیفها بود.
SHOKoOoH
۲
علت دیگرِ فرستادن پیغمبران این است که آمدن آنها وسیله امتحانی باشد و معلوم و روشن شود که چه کسی به یاری حق و اهل حق می‌شتابد و چه کسی نمی‌شتابد
کاربر ۳۵۳۲۰۳۴
۲
اختلاف جامعه با اندام زنده یکی از موارد اختلاف این است که اعضای پیکر، هر کدام محل ثابت و مقام معلومی دارند، تغییر محل و مقام و پست و شغل نمی‌دهند، اما افراد اجتماع این‌طور نیستند.
کاربر ۳۵۳۲۰۳۴
۲
یکی از شاهکارهای خلقت اختلاف طبیعی افراد و تفاوت آنهاست، خصوصآ با در نظر گرفتن اینکه همان که در یک جهت امتیاز و تفوّق طبیعی دارد، در جهت دیگر، دیگری بر او تفوّق و امتیاز دارد و نتیجه این است که همه مسخّر یکدیگر و محتاج به یکدیگرند.
Nafiseh R
۱
بعلاوه همین جودها و احسانها و ایثارهایی که در مواقعی خوب و مفید است و از نظر جودکننده فضیلتی بسیار عالی است، از نظر گیرنده فضیلت نیست، حساب او را هم باید کرد، حساب اجتماع را هم باید کرد؛ اگر رعایت موازنه اجتماعی نشود و حساب‌نکرده صورت بگیرد، همین فضیلت اخلاقی موجب بدبختی عمومی و خرابی اجتماع می‌گردد. صدقات زیاد و اوقاف زیاد و حساب‌نکرده، نذورات زیاد و حساب‌نکرده در هرجا که وارد شده مانند سیل جامعه را خراب کرده، روحیه‌ها را تنبل و کلّاش و فاسدالاخلاق بار آورده، لطمه‌ها و خساراتی وارد آورده که کمتر از لطمات و خسارات یک سپاه جرّار نبوده
SHOKoOoH
۱
جامعه را هرگز با جود و احسان نمی‌توان اداره کرد. پایه سازمان اجتماع، عدل است. احسان و جودهای حساب‌نشده و اندازه‌گیری‌نشده کارها را از مدار خود خارج می‌کند.
مریم
۱
که هر وقت اوضاعی پیش آید که گروهی آنقدر اموال و ثروتها و موهبتهای الهی را به خودشان اختصاص بدهند و آنقدر بخورند که از پرخوری بیمار شوند و عده‌ای آنقدر حقوقشان پایمال شود که مایه سد جوعی هم نداشته باشند، در چنین اوضاع و احوالی، این دانایان و روشن‌ضمیران نمی‌توانند بنشینند و تماشاچی و حداکثر متأسف باشند.
مریم
۱
مشکلات زیادی برای امیرالمؤمنین در خلافت پیش آمد. علت اساسی مطلب این بود که عطف به ما سبق می‌کرد، نمی‌گفت بر گذشته‌ها صلوات، می‌گفت به گذشته‌ها هم کار دارم، گذشته است که سازنده حال و استقبال است، بر روی پایه خراب و منحرف و فرسوده بنایی عالی و محکم نمی‌توان ساخت.
کاربر ۳۵۳۲۰۳۴
۱
کسی از علی مرتضی (سلام‌الله علیه) پرسید: آیا جود بهتر است یا عدالت؟ أیهُما اَفْضَلُ؟ اَلْعَدْلُ أوِ الْجودُ؟ فَقالَ (ع): اَلْعَدْلُ یضَعُ الاُْمورَ مَواضِعَها، وَ الْجودُ یخْرِجُها مِنْ جَهَتِها. فرمود: عدل بهتر است از جود، به دلیل اینکه عدل هر چیزی را در جای خود قرار می‌دهد و هر حقی را به ذی‌حق واقعی خود می‌رساند، اما جود و بخششْ امور را و جریانها را از محل خودشان و مدارشان خارج می‌کند. جود این است که آدمی از حق مسلّم خود صرف‌نظر کند، به دیگری که ذی‌حق نیست ببخشد، پس جود اشیاء را از موضع خود خارج می‌کند.
کاربر ۳۵۳۲۰۳۴
۱
عدل در اجتماع به منزله پایه‌های ساختمان است و احسان از نظر اجتماع به منزله رنگ‌آمیزی و نقاشی و زینت ساختمان است. اول باید پایه درست باشد، بعد نوبت به زینت و رنگ‌آمیزی و نقاشی می‌رسد. اگر «خانه از پای‌بست ویران است» دیگر چه فایده که «خواجه در بند نقش ایوان» باشد؟ اما اگر پایه محکم باشد، در ساختمانِ بی‌نقاشی و بی‌رنگ‌آمیزی هم می‌توان زندگی کرد.
کاربر ۳۵۳۲۰۳۴
۱
جود و احسان نزدیک به یکدیگرند نه عین هم، زیرا احسان اعمّ است از جود، هم شامل بخششهای مالی است و هم شامل سایر نیکی رساندن‌ها. مثلا اگر شما دست عاجزی را بگیرید و او را از این طرف خیابان به آن طرف خیابان ببرید جود نکرده‌اید، احسان کرده‌اید، و اگر جاهلی را تعلیم یا گمراهی را ارشاد کنید باز احسان کرده‌اید نه جود.
کاربر ۳۵۳۲۰۳۴
۱
مقتضای عدالت مساوات است در شرایط حقوقی مساوی، نه در شرایط نامساوی، یعنی نباید میان شرکت‌کنندگان در یک مسابقه علمی یا در یک مسابقه قهرمانی در غیر آنچه مربوط به استعداد و هنر و لیاقت است فرق گذاشته شود. مثلا یکی سفید است و یکی سیاه، یکی اشراف‌زاده است و یکی فرضآ فرزند یک فقیر، یکی توصیه و پارتی دارد و یکی ندارد، یکی با معلم یا داور قرابت و قوم و خویشی دارد و یکی ندارد؛ آنچه نباید ملاک قرار گیرد این امور است که مربوط به لیاقت و استعداد یا فعالیت و مجاهدت افراد نیست. اگر استعدادها و لیاقتها را نادیده بگیریم و به همه نمره و امتیاز مساوی بدهیم ظلم کرده‌ایم،
Nafiseh R
۰
امام سجاد (ع) فرمود: کمْ مِنْ مَفْتونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فیهِ، وَ کمْ مِنْ مَغْرورٍ بِحُسْنِ السَّتْرِ عَلَیهِ، وَ کمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالاِْحْسانِ اِلَیهِ. بسیاری از مردم از بس خوبشان را و مدحشان را گفتند فاسد شدند، بسیاری از مردم چون از عیبشان چشم‌پوشی شد و مورد انتقاد قرار نگرفتند مغرور شدند، بسیاری از مردم هم چون به آنها احسان شد و از راه احسان زندگی و کارشان اداره شد متدرّجآ در غفلت فرو رفتند.
Reza
۰
نَّ الْ حَقَّ الْقَدیمَ لا یبْطِلُهُ شَیءٌ (حق قدیم را هیچ چیزی از بین نمی‌برد؛ حقِ مسلّمِ ثابت مشمول مرور زمان نمی‌شود) باطل خواند.
SHOKoOoH
۰
جود و ایثار را نمی‌توان مبنای اصلی زندگی عمومی قرار داد و بر اساس آنها مقررات و قانون وضع و آن را اجرا کرد.
SHOKoOoH
۰
صدقات زیاد و اوقاف زیاد و حساب‌نکرده، نذورات زیاد و حساب‌نکرده در هرجا که وارد شده مانند سیل جامعه را خراب کرده، روحیه‌ها را تنبل و کلّاش و فاسدالاخلاق بار آورده، لطمه‌ها و خساراتی وارد آورده که کمتر از لطمات و خسارات یک سپاه جرّار نبوده،
SHOKoOoH
۰
گروهی آنقدر اموال و ثروتها و موهبتهای الهی را به خودشان اختصاص بدهند و آنقدر بخورند که از پرخوری بیمار شوند و عده‌ای آنقدر حقوقشان پایمال شود که مایه سد جوعی هم نداشته باشند، در چنین اوضاع و احوالی، این دانایان و روشن‌ضمیران نمی‌توانند بنشینند و تماشاچی و حداکثر متأسف باشند. اگر چنین وظیفه‌ای را در حال حاضر احساس نمی‌کردم، کنار می‌رفتم و افسار خلافت را در دست نمی‌گرفتم و مانند روز اول پهلو تهی می‌کردم.
SHOKoOoH
۰
مشکلات زیادی برای امیرالمؤمنین در خلافت پیش آمد. علت اساسی مطلب این بود که عطف به ما سبق می‌کرد، نمی‌گفت بر گذشته‌ها صلوات، می‌گفت به گذشته‌ها هم کار دارم، گذشته است که سازنده حال و استقبال است، بر روی پایه خراب و منحرف و فرسوده بنایی عالی و محکم نمی‌توان ساخت.
SHOKoOoH
۰
عدالت بیش از هرچیز دیگر گنجایش دارد که همه را راضی کند؛ یگانه ظرفیت وسیعی که می‌تواند همه را در خود جمع کند و زمینه رضایت عموم واقع گردد عدالت است.