
٪۵۰
محسن سفیدگر
۱۹
کارِ بزرگِ ذهن فراموش کردن است نه به یاد آوردن
Aysan
۱۰
تاریخ در حالِ رقم خوردن است...
گلابتون بانو
۱۰
تردید خورهٔ بیپدرومادری است که وقتی به جان آدمی میافتد تا منتهاالیهِ امیدش را میخورد و جلو میرود...
نوشین
۸
رؤیاهای آدمها در اصل تفاوت چندانی باهم ندارد... هر رؤیایی از یک حسِ برتریطلبی ساخته شده، از یک تنهایی بزرگمنشانه در تقابل با جهانِ پیرامون
فاطیما
۸
در تاریخِ هر انقلاب بیمارستانها، سردخانهها و گورستانها بسیار پُرکارند...
n re
۵
چون مبارزه برای بُردن نیست، برای نباختن است و این دقیقاً چیزی است که یک مبارز را میترساند...
LiLy !
۵
«ما تخیلِ خداوندیم...»
ابنِ عربی
Sadat7677
۵
عشق حسین است دیگر... گاهی چنان تاروپودِ بعضیها میشود که هستیشان را میگذارند برای او و خاندانش...
Sajede Aghababaei
۴
یک سیگارفروش در روزهای پُرفشار و ماجرا بهترین تاجرِ جهان است شاید... ذهنهای نگران و مراقب انگار با چیزی مثلِ نیکوتین آرامتر میشود... سم که میرود در خون و آن تخدیر چنددقیقهای و دودِ سفیدی که به آسمان فرستاده میشود، جایِ پا را محکمتر میکند بر زمین...
مها
۴
در تاریخِ هر انقلاب بیمارستانها، سردخانهها و گورستانها بسیار پُرکارند...
محسن سفیدگر
۴
آرزوهای هر آدمی را میشود در یک شبِ برفی بیشتر حدس زد... صورتهایی که به شیشههای بخارگرفتهٔ اتوبوسها، تاکسیها و ماشینهای شخصی چسبیدهاند، چیزی را در انتهای چشمها نمایش میدهند که متفاوت است از هر تصویری...
فاطیما
۳
رؤیاهای آدمها در اصل تفاوت چندانی باهم ندارد... هر رؤیایی از یک حسِ برتریطلبی ساخته شده، از یک تنهایی بزرگمنشانه در تقابل با جهانِ پیرامون...
Mary gholami
۳
«کماکان گور پدرِ تاریخ...»
Mohadese
۳
هر آدمی پُر از رازهای عجیب است...
arghavan
۲
آرزوهای هر آدمی را میشود در یک شبِ برفی بیشتر حدس زد... صورتهایی که به شیشههای بخارگرفتهٔ اتوبوسها، تاکسیها و ماشینهای شخصی چسبیدهاند، چیزی را در انتهای چشمها نمایش میدهند که متفاوت است از هر تصویری... امنیتِ داخلِ فضایی مسقف بودن و دور بودن از برفی که میشود تماشایش کرد چنان قدرتی به انسان میدهد که انگار میتواند کلِ طبیعت را فتح کند...
Sajede Aghababaei
۲
همه دربارهٔ برندهها فکر میکنند اما بازندهها جذابترند برای من. جایی لای تاریخ گم میشوند و تلاش میکنند چشمِ کسی بهشان نیفتد. دوست دارم بیرون بکشمشان و لخت نمایششان بدهم توی ذهنم. برای آدمی مثل من که هنوز تکلیف مُردنش هم روشن نشده، بازندهها انتخابِ بهتریاند.
مها
۲
هیچچیز غمانگیزتر و مضحکتر از جمجمهٔ گوسفند نیست... خالیِ خالی... با دندانهای فشردهبرهم... انگار همه باهم به چیزی واحد خندیده باشند... سرهای بریدهشده ساعتها با گرمای بخار قُل زدهاند و بعدِ گوشتگیری لختاند انگار... و این رسمِ روزگار است شاید
k1
۲
آدمی که ژاپنِ شخصیاش بهراه باشد کم نمیآورد جلوِ هیچ تنِلشی
گلابتون بانو
۲
وقتی بدن ناتوان و رنجور میشود، ذهن اراجیف میبافد... ذهنی که پابهپای تو پیش آمده و تو را جلو انداخته، ناگهان تنهایت میگذارد، پشت میکند و میرود...
سمانه
۱
ضیافتهای باشکوهِ سفارت را به یاد میآورد و شوخیِ شخصِ اشرف پهلوی را با خودش، که وقتی فهمید این جوانِ قدکوتاه با موهای سیاهِ کمپشت کجا خدمت میکند، گفته بود ما تو دوبلین چیکار داریم اصلاً؟... وزارت امورخارجه پولش زیادی کرده یا عقلش کم شده؟...
محسن سفیدگر
۱
عینِ سگ کار کرده است از اولِ زندگیاش و حالا در آستانهٔ سیسالگی سهمش یک اتاقکِ سهمتری سرد است و چند پتوی کهنهٔ سربازی و چندتایی شمع و بادکنک... نه زنی... نه خانهای... نه کاری در یک اداره... نه زمینی در روستا دارد که آنجا سرش را زمین بگذارد، نه توی این شهر کسی بازیاش میدهد...
محسن سفیدگر
۱
اما فقر یک تکرارِ همیشگی تاریخ است... فقر علیهِ جوانی... علیهِ خوشی، رؤیا و حتا مُردن... پدرش همیشه میگفت آدم فقیر مُردنشم با جون کندنه...
k1
۱
سامورایی خیلی عصبانی است و عارف هم مُدام میگوید همین بود ایدهٔ رمانهات دربارهٔ ایستادگی در وضعِ موجود؟... هایی؟... ریدی که...
گلابتون بانو
۱
انقلاب آدمها را جوری عوض میکند که گاهی حیرتانگیز بهنظر میآیند.
گلابتون بانو
۱
بازندهها انتخابِ بهتریاند. احساسِ بهتری به آدم میبخشند و باعث میشوند نفسِ راحتتری بکشی.
Sadat7677
۱
و جهان برای آدمی که درآنی احساس کند هیچِ مطلق است تنگتر از رحمِ معیوبِ زنی است با لگنِ خاصرهٔ تنگ...
Arman ekhlaspour
۱
اصلاً مهم نیست که لکلکِ روی دودکش هیچوقت توجه نمیکند به سنگهایی که دیگران به طرفش پرت میکنند...
کتابخوار
۱
کارِ بزرگِ ذهن فراموش کردن است نه به یاد آوردن...
کتابخوار
۱
هر کس یک ژاپنِ شخصی دارد که درش تنها مینشیند و به خلسه میرود... عالم را به فلانش میگیرد و آنقدر در مرزهای خود غرق میشود که انگار تهِ استخری چهارمتری است حوالیِ اتوبانِ افسریه... استخری شلوغ، پُر از پاهایی که بالای سرِ آدم پادوچرخه میزنند که فرو نروند... تهِ استخر امنترین جای جهان است...
bagha
۱
علی کمونیست بود... هلن به خاطرِ او مسلمان شد... علی لامذهب بود...
