منظره يک روميزی سبز با دسته ورقها و توده پولهای روی آن برای هميشه در ذهن من با منظره سقف تختی همراه شد که به قصد خفه کردن من در سکوت و تاريکی شب در حال فرود آمدن است.
حسین
النا که به طرزی باورنکردنی خسته و از پادرآمده به نظر میرسيده وقتی چشمش به دهقان افتاده، به او علامتی داده، گويی که میخواسته بگويد: «خودتان را به خاطر ما به دردسر نياندازيد؛ ديگر خيلی دير شده است. برای ما ديگر اميدی باقی نيست.»
Omid Souri
بايد افزود که برآمدن ادبيات گوتيک و حتی رمانتيسم نشان از گونهای دگرگونی روانشناختی در جامعه اروپايی نيز دارد و آن اعراض از مطلق دانستن عقل و توجه به دل يا به اصطلاح امروزی بخش ناخودآگاه وجود و جنبه تاريک درون است. اساسا از اين روست که رمانتيسم و آغاز تاريخ فردگرايی غربی با هم مقارن افتادند و نيز اين رمانتيکها بودند که مفهوم «من» را وارد ادبيات کردند و به ثبت و نگارش حديث نفس پرداختند. پيش از رمانتيکها چيزی به معنای «من» در ادبيات ديده نمیشد، بلکه هر آنچه ــ يا بهتر بگوييم هر آن که ــ بود، نمايندهای از يک طبقه ــ و غالبا اشرافزادگان ــ به شمار میرفت. به عبارت ديگر پيش از رمانتيسم، در ادبيات، آدمها نه به مفهوم يک فرد ويژه و يکتا که همچون نمايندهای از يک طبقه با ويژگیها و خصائل و اخلاقيات يکسان ظاهر میشدند.
منیره سادات جارچیان
به اين ترتيب، طلوع ادبيات گوتيک از رويکرد بشر اروپايی به عالم درون، کابوسها و رؤياهای شخصی، اميال و گرايشهای روحی مبهم درونی، عواطف سرکوب و تحريمشده و... خبر میدهد.
منیره سادات جارچیان
در واقع همانطور که اشاره کرديم، آثار گوتيک ــ و اصولاً رمانتيسم به سبب پرداختن به رؤياها، کابوسها، تفکرات درونی، کشف و شهود، رمز و راز و... با روانشناسی نيز رابطه میيابند.
منیره سادات جارچیان
اما جای تأکيد دارد که بسياری رخدادهای تاريخی، نهضتهای عرفانی و دينی، جريانهای فکری و فلسفی و هنری، آثار ادبی و... بايد به وقوع میپيوست تا جاده را برای برآمدن رمان گوتيک انگليسی هموار کند. از اين جملهاند هنر باروک در موسيقی، جنگهای سی ساله و شيوع وبا و طاعون در اروپا، برآمدن مکاتب عرفانی پتيسم آلمانی و متديسم انگليسی، پيدايی مکتب شعری موسوم به شعر گورستان
منیره سادات جارچیان