جملات زیبای کتاب فارنهایت ۴۵۱ | طاقچه
تصویر جلد کتاب فارنهایت ۴۵۱
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب فارنهایت ۴۵۱

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۱۵۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
ری برادبری، معین محب علیان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Travis
۱۱۰
دانشِ اندک خطرناک است. عمیق بنوش یا از چشمه‌ی مقدس الهام مزه نکن. جرعه‌های سطحی مغز را نشئه می‌کند و زیادخوردنش هوشیاری‌مان را بازمی‌گرداند.
Tamim Nazari
۷۵
«همان‌طور که چاقو به سنگ چاقوتیزکنی نیاز دارد، اندیشه هم به کتاب نیاز دارد تا همیشه تازگی‌اش را حفظ کند.»
Arno
۵۱
ـ قسمت لذت‌بخش مردن همینه: وقتی چیزی برای ازدست‌دادن نداری، هر خطری رو به جون می‌خری.
❤ محمد حسین ❤
۵۱
کتابا ما رو یاد حماقتامون میندازن.
❤ محمد حسین ❤
۳۹
شاید کتابا بتونن تا حدودی ما رو از غارمون بیرون بکشن، ممکنه جلوی اشتباهای احمقانه‌مون رو بگیرن!
❤ محمد حسین ❤
۳۸
وقتی مُرد، یه‌دفعه فهمیدم به‌خاطر خودش گریه نکرده‌م، بلکه به‌خاطر کارایی که انجام داده بود گریه کردم. گریه کردم چون ممکن نبود اون دوباره بتونه اون کارا رو انجام بده.
نون صات
۳۳
”اعتبار حقیقت با اعتراض زیاد از دست می‌ره!“
mmz_133
۳۳
علاقه نداشت بدونه کارها چه‌جوری انجام می‌شه، اما دوست داشت بدونه چرا کار باید انجام بشه. خیلی شرم‌آوره! دلیل خیلی از چیزا رو می‌پرسی، تهش هم ناراحت می‌شی و غصه می‌خوری. همون بهتر که طفلک مُرد.»
❤ محمد حسین ❤
۲۷
دوست دارم این‌جوری سرم رو بندازم عقب و بذارم بارون بره تو دهنم... خوش‌مزه‌س.
دریا نورد
۲۵
کتابا ما رو یاد حماقتامون میندازن. به بادیگاردای سزار می‌مونن که صدای رژه‌شون از دور شنیده می‌شه. به سزار می‌گن: سزار به یاد داشته باش که تو فانی هستی! بیشترمون نمی‌تونیم بریم دنیا رو ببینیم، با همه صحبت کنیم، همه‌ی شهرای جهان رو بشناسیم. زمان، پول و دوستای زیادی نداریم. مونتاگ! چیزایی که تو دنبالشونی، نودونه درصدش توی کتاباس. دنبال ضمانت نگرد و سعی نکن از دست چیزی، آدمی، ابزاری یا کتابخونه‌ای نجات پیدا کنی. به‌اندازه‌ی امکانات و تواناییات دیگران رو نجات بده. اگر هم غرق شدی، حداقلش با علم به این می‌میری که داشتی به ساحل می‌رسیدی.
maryam_z
۲۲
دوباره به دیوار چشم دوخت: «چقدر چهره‌ی دختره شبیه آیینه بود! عجیبه. چند نفر دیگه رو می‌شناسی که بتونی خودت رو توی صورتشون ببینی؟»
maryrad
۲۱
نقل‌قولی از جرج مارتین به یادم آمد. می‌گوید: «همان‌طور که چاقو به سنگ چاقوتیزکنی نیاز دارد، اندیشه هم به کتاب نیاز دارد تا همیشه تازگی‌اش را حفظ کند.»
Travis
۱۷
نمی‌شه گفت دقیقاً چه لحظه‌ای دوستی شکل می‌گیره. همین‌جوری که ظرف، قطره‌قطره، پر می‌شه و بالأخره با یه قطره لبریز می‌شه، دوستی هم در نهایت تو یه‌لحظه به اوج خودش می‌رسه.
Travis
۱۳
شاید کتابا بتونن تا حدودی ما رو از غارمون بیرون بکشن، ممکنه جلوی اشتباهای احمقانه‌مون رو بگیرن!
نون صات
۱۳
وقتی بچه بودم پدربزرگم فوت کرد. مجسمه‌ساز بود، آدم خیلی مهربونی که دلش دریایی از عشق برای دنیا بود. به محله‌های ضعیف شهر هم کمک می‌کرد. برامون اسباب‌بازی می‌ساخت و کلی کارای دیگه تو زندگیش انجام داد. وقتی مُرد، یه‌دفعه فهمیدم به‌خاطر خودش گریه نکرده‌م، بلکه به‌خاطر کارایی که انجام داده بود گریه کردم. گریه کردم چون ممکن نبود اون دوباره بتونه اون کارا رو انجام بده. دیگه چوب نمی‌تراشید، دیگه تو حیاط‌خلوت برامون کبوتر و قُمری پرورش نمی‌داد، دیگه ویولون نمی‌زد و برامون جوک تعریف نمی‌کرد، دیگه خبری از این چیزا نبود. بخشی از ما بود، و وقتی فوت کرد همه کارا متوقف شد، و دیگه هم هرگز کسی نتونست مثل اون انجامشون بده. نظیر نداشت. مرد مهمی بود. با مرگش کنار نیومدم. بعضی وقتا فکر می‌کنم چه مجسمه‌های فوق‌العاده‌ای می‌تونست خلق بشه، ولی مرگش نذاشت. دنیا چه جوکای باحالی رو از دست داد. کبوترای خانگی از چه دستایی بی‌نصیب موندن. به جهان شکل داد. به این جهان خدمت کرد. شبی که رفت، دنیا فقیرتر شد
Min.Mon
۱۳
«توی این چند سال این اولین باره که احساس می‌کنم زنده‌م. دارم کاری رو انجام می‌دم که باید خیلی وقت پیش انجامش می‌دادم. چند وقته که دیگه نمی‌ترسم. شاید به خاطر اینه که بالأخره دارم کار درست رو انجام می‌دم.
❤ محمد حسین ❤
۱۲
ما که وقت آزاد زیاد داریم. ـ وقت آزاد! درسته، اما وقت برای فکرکردن چی؟ وقت آزاد برای تفکر داریم؟
❤ محمد حسین ❤
۱۱
تو نمی‌تونی مردم رو مجبور به شنیدن بکنی. باید وقتش بشه.
adish
۱۱
شبی که رفت، دنیا فقیرتر شد.»
soroush
۱۰
پس از خواندن این کتاب، نقل‌قولی از جرج مارتین به یادم آمد. می‌گوید: «همان‌طور که چاقو به سنگ چاقوتیزکنی نیاز دارد، اندیشه هم به کتاب نیاز دارد تا همیشه تازگی‌اش را حفظ کند.»
Fatemeh a.m.
۹
پدربزرگم می‌گفت: هرکسی وقتی فوت می‌کنه باید یه چیزی از خودش به جا بذاره؛ بچه‌ای، کتابی، نقاشی‌ای، خونه‌ای، کفشی، دیواری، باغ بیل‌خورده‌ای، چیزی. خلاصه دستت باید به یه چیزی خورده باشه که وقتی مُردی، روحت بتونه یه جایی بره تا وقتی که مردم به درخت یا گلی که کاشته‌ی نگاه می‌کنن، اونجا باشی. مهم نیست چیکار می‌کنی، فقط این مهمه که چیزایی که بعد از خودت میان با قبلشون فرق داشته باشن.
❤ محمد حسین ❤
۹
چیزایی که تو دنبالشونی، نودونه درصدش توی کتاباس.
❤ محمد حسین ❤
۹
چشمات رو درگیر هیجان کن. جوری زندگی کن که انگار ده ثانیه دیگه می‌میری. جهان رو ببین. جهان از هر رؤیایی که ذهن انسان ساخته یا تو کارخونه‌ها به عمل اومده، شیرین‌تر و زیباتره. دنبال ضمانت و امنیت نگرد.
melik
۸
یک دسته از میمون‌های درختی جیغ‌جیغو بودند که هیچ حرفی برای گفتن نداشتند. هیچ‌چیز، هیچ‌چیز و همین هیچ‌چیز را بلندبلند داد می‌زدند.
miladan
۸
«سال‌هاست که پدربزرگم مرده، اما اگه جمجمه‌م رو برداری، توی چین‌خوردگیای مغزم اثر انگشت اون رو پیدا می‌کنی. اون من رو لمس کرد. گفتم که مجسمه‌ساز بود. بهم می‌گفت از اسم رومی استتوس‌کو بدش میاد! می‌گفت: چشمات رو درگیر هیجان کن. جوری زندگی کن که انگار ده ثانیه دیگه می‌میری. جهان رو ببین. جهان از هر رؤیایی که ذهن انسان ساخته یا تو کارخونه‌ها به عمل اومده، شیرین‌تر و زیباتره. دنبال ضمانت و امنیت نگرد. زندگی هیچ‌وقت این‌قدر نفسانی نبوده، و اگه هم بوده، برای آدم تنبلی بوده که روز و شب روی درخت وقت رو به بطالت می‌گذرونه. به جهنم. درخت رو تکون بده و پرتش کن پایین.»
❤ محمد حسین ❤
۸
به‌اندازه‌ی امکانات و تواناییات دیگران رو نجات بده. اگر هم غرق شدی، حداقلش با علم به این می‌میری که داشتی به ساحل می‌رسیدی.
Dexter
۷
فارنهایت ۴۵۱ درجه‌حرارتی که در آن کاغذ آتش می‌گیرد و می‌سوزد.
Mahtab
۷
مونتاگ احساس کرد بدنش به دو بخش سرد و گرم، نرم و زبر، لرزان و استوار تقسیم شده و هر نیمه در حال ساییدن نیمه‌ی دیگر است.
❤ محمد حسین ❤
۷
تفاوت بین اون کسی که چمنا رو می‌زنه و اونی که یه باغبون واقعیه تو همین لمس‌کردنه. اونی که چمنا رو قطع می‌کنه، ممکنه قبلش هیچ‌وقت اونجا نبوده باشه، اما باغبون همه‌ی زندگیش رو پای کارش گذاشته.
Sobhan Naghizadeh
۷
حالا متوجه شدی چرا از کتابا می‌ترسن و تنفر دارن؟ کتابا چاله‌چوله‌های زندگی رو نشون می‌دن.