این صحبت، حاصل گپهای شبانهای بود که گاهی تا ساعت ۲ بعد از نیمهشب طول میکشید. جعفر وقتی حرف میزد، با تمام وجودش مطلب را بیان میکرد و سیگاری پشت سیگار روشن و تعارف میکرد. گاهی هم به شوخی، عرق صورتش را پاک میکرد؛ یعنی اینکه ببخشید، چیزی برای پذیرایی نداریم. صدای جالب و غمانگیزی داشت.
منصورسعیدی