جملات زیبای کتاب جنگ پابرهنه | طاقچه
تصویر جلد کتاب جنگ پابرهنه

بریده‌هایی از کتاب جنگ پابرهنه

نویسنده:رحیم مخدومی
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۲از ۵ رأی
۴٫۲
(۵)
بچه‌ها می‌گویند؛ آتش قبضه آر.پی.جی. صورتش را سوزانده است. مجروحین شب عملیات را تا شکسته شدن خط نمی‌توان به عقب انتقال داد. کمک آر.پی.جی. هم می‌نشیند و درد را درون صبر و ایمان خویش مچاله می‌کند تا خط شکسته شود. آتش دشمن دوباره سنگین شده، خمپاره‌ها وجب به وجب خاک را درهم می‌دوزند. زمزمه می‌آید که؛ هادی حسن مجروح شده. هادی حسن فرمانده گروهانمان است. چشمان من بی‌اختیار در جست‌وجوی کسی است بر زمین افتاده. جلوتر که می‌رویم در تاریکی شب او را می‌بینیم. در کف کانال افتاده. ارتعاش نورِ عظمت و مردانگی‌اش پاهایم را سست می‌کند. نمی‌دانم اوست یا کسی دیگر.
سیده ضحی

حجم

۲۷۲٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۶۸ صفحه

حجم

۲۷۲٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۳

تعداد صفحه‌ها

۱۶۸ صفحه

قیمت:
۱۷۰,۰۰۰
تومان