
بریدههایی از کتاب سایکوسیس ۴:۴۸
۳٫۷
(۹۸)
غمگینم
احساس میکنم آینده بیامیده و نمیشه چیزیرو بهتر کرد
خستهام و ناراضی از همهچیز
بهعنوان یک انسانْ شکستخوردهای تمامعیارم
گناهکارم، دارم تقاص پس میدم
دوست دارم خودم رو بکُشم
پیش از این میتونستم گریه کنم، اما الآن کارم دیگه از اشک گذشته
علاقهام رو به آدمهای دیگه از دست دادهام
نمیتونم تصمیم بگیرم
نمیتونم بخورم
نمیتونم بخوابم
نمیتونم فکر کنم
hasti
من میتوانم فضایم را پُر کنم
زمانم را پُر کنم
اما هیچچیز حفرهٔ خالیِ قلبم را پُر نخواهد کرد
hooman
یک خودآگاهِ راکد و مُرده
mErtUs
هیچچیزی نمیتونه ایمان منو بهم برگردونه.
این اون دنیایی نیست که من آرزوی زندگیکردنش رو داشته باشم.
zarashiri
هیچچیزی ابدی نیست
(مگر خودِ هیچ)
saye.mfd
من فکر میکنم افسردگی یک وضعیت سالم است، زیرا در کل نشاندهندهٔ درکی کاملاً واقعبینانه است از آنچه در حال وقوع است
mahdi ph
لاشهای بیگانه و محرومشده از همهچیز بهدستِ روحِ سرکشِ اخلاقِ اکثریت
من دیر زمانیست که مُردهام
به ریشههایم بازگشتهام
و نومیدانه بر کرانهها آواز سر میدهم.
کاربر ۸۹۰۹۲۱
پیدا کن مرا
رها کن مرا
از این
تردیدِ فرساینده
نومیدیِ پوچ
هراسیدن از سکون
mErtUs
این اون دنیایی نیست که من آرزوی زندگیکردنش رو داشته باشم.
الف.ژ
غمگینم
احساس میکنم آینده بیامیده و نمیشه چیزیرو بهتر کرد
خستهام و ناراضی از همهچیز
بهعنوان یک انسانْ شکستخوردهای تمامعیارم
گناهکارم، دارم تقاص پس میدم
دوست دارم خودم رو بکُشم
پیش از این میتونستم گریه کنم، اما الآن کارم دیگه از اشک گذشته
علاقهام رو به آدمهای دیگه از دست دادهام
نمیتونم تصمیم بگیرم
نمیتونم بخورم
نمیتونم بخوابم
نمیتونم فکر کنم
luigi
رأسِ ۴:۴۸
وقتی افسردگی میآد سراغم
mErtUs
من میتوانم فضایم را پُر کنم
زمانم را پُر کنم
اما هیچچیز حفرهٔ خالیِ قلبم را پُر نخواهد کرد
نیازی حیاتی برای مُردنم
برای فروشکستنم.
ml
من امسال از خودم بهقصدِ مرگ استعفا میدم
رضوان
من هیچوقت توی زندگیم مشکلی با این نداشتم که چیزی رو به کسی بدم که دلش میخواد داشته باشه، اما هیچکس هیچوقت برای من همچین کاری نکرده. هیچکس منو لمس نکرده، به من نزدیک نشده. اما حالا تو چنان وحشتناک یکجایی از اعماقِ منو لمس کردی که نمیتونم باور کنم و نمیتونم دقیقاً همین کارو برات انجام بدم. چون اصلاً نمیتونم پیدات کنم.
شقايق بانو
او زبان خود را قطع کرده است تا مانع از بیان عشقش به راد شود. بااینحال، با نوشتن به او عشقش را ابراز میکند. او سپس دست خود را قطع میکند تا از نوشتن جلوگیری کند، اما رقصیدنش تبدیل به رقصی عاشقانه میشود.
fuzzy
آدم نمیتونه اونایی که از خودشون خوششون نمیآد رو دوست داشته باشه.
علی دائمی
آنان برای هر آنچه که نابودم کند دوستم میدارند
ali73
افرادی که به دست جامعه سرکوب میشوند، خُرد میشوند و هویت خویش را از دست میدهند.
Nilch
وویتسک، پوست و سایکوسیس ۴:۴۸نشاندهندهٔ شخصیتهایی فرورفته در افسردگی هستند. این شخصیتها احساس میکنند در یک سیستم گرفتار شدهاند و تنها راه نجاتشان مرگ است؛ در نهایت، آنها خودکشی را انتخاب میکنند؛ و در پایان، بهجای اینکه خشونت را در قبال دیگران بهکار بندند، آن را علیه خود استفاده میکنند.
کین بیتفاوتیِ عمومی در برابر خشونت را تقبیح میکند، اما در کنار این موضوع، مسئولیتناپذیریِ ما را نیز در مواجهه با خشونت نقد میکند. همچون شخصیت تینکر در نمایشنامهٔ پاکشده، بسیاری از مردم میکوشند با تکرار جملهٔ «من مسئول نیستم» از خود دفاع کنند، اما ما در برابر تداوم خشونت مسئولایم.
hooman
نه. من افسردهام. افسردگی هم یه جور خَشمه. یه نفر جلوته و تو مدام سرزنشش میکنی، این همون کاریه که تو میکنی.
و تو چه کسی رو سرزنش میکنی؟
خودم رو.
Nastaran
غمگینم
احساس میکنم آینده بیامیده و نمیشه چیزیرو بهتر کرد
خستهام و ناراضی از همهچیز
بهعنوان یک انسانْ شکستخوردهای تمامعیارم
گناهکارم، دارم تقاص پس میدم
دوست دارم خودم رو بکُشم
پیش از این میتونستم گریه کنم، اما الآن کارم دیگه از اشک گذشته
علاقهام رو به آدمهای دیگه از دست دادهام
نمیتونم تصمیم بگیرم
نمیتونم بخورم
نمیتونم بخوابم
نمیتونم فکر کنم
Arno
غمگینم
احساس میکنم آینده بیامیده و نمیشه چیزیرو بهتر کرد
خستهام و ناراضی از همهچیز
بهعنوان یک انسانْ شکستخوردهای تمامعیارم
گناهکارم، دارم تقاص پس میدم
دوست دارم خودم رو بکُشم
پیش از این میتونستم گریه کنم، اما الآن کارم دیگه از اشک گذشته
علاقهام رو به آدمهای دیگه از دست دادهام
نمیتونم تصمیم بگیرم
نمیتونم بخورم
نمیتونم بخوابم
نمیتونم فکر کنم
maedeh
نه، این زندگیای نیست که من پشیمانِ نداشتنش باشم.
nazi_sfy
بدنم قطعاتِ مجزای معلق است
تام ریدل
خیال میکردم همین است سکوت
تا اینکه سکوت برقرار شد
تام ریدل
نمیخوام این سوءتفاهم پیش بیاد که دارم برای کمک زار میزنم.
Nilch
من همیشه عاشقت بودهم
حتی وقتی متنفر بودهم ازت
hooman
تنها چیزِ موندگار نابودیه
ما همهمون ناپدید میشیم
دارم دستوپا میزنم برای بهجاگذاشتنِ نشونهای موندگارتر از خودم
🆀🅴🆄
این اون دنیایی نیست که من آرزوی زندگیکردنش رو داشته باشم.
***
نقشهای چیدی؟
اینکه یه مشت دارو بخورم و اُوِردوز (۸) کنم، بعدش شاهرگم رو بزنم و بعدشم خودمو دار بزنم.
همهٔ اینا باهم؟
Eli N
اینقدر از حقیقتِ میرابودنم در عذابم که تصمیم دارم خودکشی کنم
مهدیه حاجیحسینی
حجم
۱۱۳٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۱۲۰ صفحه
حجم
۱۱۳٫۴ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۶
تعداد صفحهها
۱۲۰ صفحه
قیمت:
۷۸,۰۰۰
تومان