جملات زیبا از متن کتاب داستان های پس از مرگ | طاقچه
تصویر جلد کتاب داستان های پس از مرگ
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب داستان های پس از مرگ

۲.۶(از ۱۶ امتیاز)
نوع کتاب

۵۴,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۲۱,۶۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

اول این‌که، باید به اطلاع‌تان برسانم تا جایی که من می‌دانم، آن چهار کتاب اصلی شما هم بدون مجوز شما یا ناشر اصلی کتاب‌ها در ایران ترجمه و منتشر شده‌اند. چه‌قدر هم کتاب‌های خوبی بودند! ولی این‌که ایران پیرو قوانین بین‌المللی کپی‌رایت نیست، نه تقصیر مترجم‌هاست و نه ناشرها. به‌هرحال، ما هم، گرچه در شرایط طبیعی به سر نمی‌بریم، حق داریم که از برخی حقوق انسان‌های طبیعی، مثل حقِ کسب‌وکار فرهنگی و خواندن ادبیات غیربومی‌مان، بهره‌مند شویم.
farzane
۳
همهٔ کارهای سلینجر، جادویی و شیرین و غمناک است
کاربر ۱۴۱۵۲۳۶
۲
و بعد مصرع‌ها را رونوشت کرده بود. مال براونینگ بودند: «بیزارم از مرگ که چشمم را به نوار زخم‌بندی ببندد و خود چشم بپوشد، و بگذارد که آرام بگذرم.» برای بچه‌ای با سخت‌ترین نوع بیماریِ قلبی، چندان مصرع‌های بانمکی نبودند.
Sou !
۲
خانم هینچر با تحقیر، اما نه زننده، گفت: «دکتر بولر! عزیزم، زن‌ها خودشون می‌دونن قراره بچه‌دار بشن یا نه. حداقل این زن می‌دونه.»
farzane
۱
«اون نمی‌تونه اصلاً کوتاه بیاد.» تلخ بهم نگاه کرد. «اون فقط یه بچهٔ کوچیکه و نمی‌تونه اصلاً کوتاه بیاد. اگه آقای گرووِر رو دوست نداشته باشه نمی‌تونه تو اتاق پذیرایی آواز بخونه حتا وقتی بدونه اگه آوازو بخونه دیگه همه دست از سرش برمی‌دارن. چی قراره به سرش بیاد وینسِنت؟»
کاربر ۱۴۱۵۲۳۶
۱
«می‌خوام باز برگردم سراغ ادبیات. نمی‌تونم اینو مهارش کنم.»
Sou !
۱
او آن شب ساعت هشت و ده دقیقه مُرد. شاید ثبت همهٔ این‌ها او را از این‌جا بیرون ببرد. او با هولدن رفت ایتالیا، و با من آمد فرانسه و بلژیک و لوکزامبورگ و قسمتی از آلمانمن طاقتش را ندارم. او این روزها نباید بماند.
Sou !
۱