
ادریس
۲۳۵
وقتی نابغهای حقیقی در دنیا پیدا میشود میتوانید او را از این نشانه بشناسید: تمام ابلهان علیهش متحد میشوند.
shokoufeh
۸۴
طبیعت بشر همین است: یاد میگیرند از آدمهایی که کمکشان میکنند متنفر باشند.
shokoufeh
۷۸
«اون مادرته؟ زندگی سختی داشته، نه؟ مادرا همه زندگی سختی دارن، باور کن.»
shokoufeh
۴۶
آن سگ احتمالاً تنها چیزی بوده که آن دیوانه در زندگیاش داشته. بعضی اوقات آدمها را باید در موقعیتی که در آن بزرگ شدهاند دید تا بتوان درکشان کرد.
shokoufeh
۳۵
شخصاً به این نتیجه رسیدهام که کمبود غذا و آسایش بهجای تعالی بخشیدن به روح تنها باعث ایجاد شکلی از تشویش میشود و تمام انگیزههای نیک آدم را به تلاش برای سدجوع تقلیل میدهد.
shokoufeh
۲۹
باید از اشتباهات درس گرفت. این حقهباز فکری به سرم انداخت. از آدمهای رذل هم میشود چیز یاد گرفت.
seza68
۲۶
چرا که من جز با همتای خویش گرم نمیگیرم، و از آنجایی که همتایی ندارم با کسی هم گرم نمیگیرم
Narges Ebad
۲۶
واسه سیاها کار نیست ولی همیشه یه سوراخ تو زندون براشون هست. زندونی شدن بهترین راهه واسه مرتب غذا خوردن. ولی من ترجیح میدم گرسنگی بکشم ولی بیرون باشم. ترجیح میدم زمینِ این لگوری رو تی بکشم تا اینکه تو زندون پلاک ماشین و فرش و کمربند چرمی و از این اَن و گُها درست کنم.
mahshidmoballegh
۲۰
. این اتفاق مرا یاد وقتی انداخت که هنگام غذا دادن به یک سنجاب در پارک پو ناگهان متوجه شدم که دارم به یک موش غذا میدهم. موشی که در نگاه اول سنجاب بهنظرم آمده بود. باید از اشتباهات درس گرفت. این حقهباز فکری به سرم انداخت. از آدمهای رذل هم میشود چیز یاد گرفت. ا
shokoufeh
۱۷
فاجعههای بهفیلمدرآمده که توهینی بودند به تمام معیارهای سلیقه و نجابت.
phoenix
۱۴
«من نمیخوام "نیمهٔ پر" رو ببینم. خوشبینی باعث میشه حالت تهوع بگیرم. منحرفانهست. انسان بعد از هبوط این دنیا فقط لیاقت بدبختی رو داره.»
Narges Ebad
۱۰
نویسندهٔ بزرگ دوست و ولینعمت خوانندگانش است.
مکالی
phoenix
۱۰
«پارانویای من از حد گذشته یا شما منگولها واقعاً دارید راجعبه من حرف میزنید؟
sherhan
۹
بعضی اوقات آدمها را باید در موقعیتی که در آن بزرگ شدهاند دید تا بتوان درکشان کرد.
محمدرضا کریمی
۸
خانم تریکسی ذرهبینش را روی روزنامه گرفت و گفت «ای وای، چه بلایی سرش اومده.» بیچاره گلوریا. بهنظر میآمد که آسیب دیده. «این آقای رایلیه؟»
«بله. فکر کنم یادت اومد. اون میگه تو نامه رو نوشتی.»
«اون میگه من نوشتم؟» گلوریا رایلی دروغ نمیگوید. هیچوقت. راستگوترین آدم روی زمین. گلوریا همیشه دوستش بود. خانم رایلی خاطرات گردوغبارگرفتهاش را کاوید. شاید خودش نامه را نوشته بود. خیلی چیزها در زندگیاش اتفاق افتاده بود که دیگر به خاطر نمیآورد. «خب، فکر کنم من نوشتم. آره.
seza68
۸
کمبود غذا و آسایش بهجای تعالی بخشیدن به روح تنها باعث ایجاد شکلی از تشویش میشود و تمام انگیزههای نیک آدم را به تلاش برای سدجوع تقلیل میدهد.
phoenix
۸
«وجود من وجوه بسیار دارد
phoenix
۷
من و مادرم میتوانستیم سعادتمندانه در کلبهای کپکزده در زاغهها بیهیچ بلندپروازی در آرامش زندگی کنیم، آسودهخاطر بپذیریم که ناخواستهایم و جان کندن برای رسیدن به هر هدفی بیمعناست.
ヽ( ´¬`)ノپری
۶
یک مولکول انسانی با حساسیتی فوقتصور.
Narges Ebad
۵
تباهی، بیش از آنکه نشانهٔ سقوط جامعه باشد، همانطور که زمانی بود، در جامعهٔ مشکلدار امروز امریکا نشان صلح است. باید برای مشکلات جدید راهحلهای جدید داشته باشیم.
phoenix
۵
تصور میکنی که یک روانپزشک ابله قادره عمق روح منو درک کنه؟
Narges Ebad
۴
من واقعاً دهشتی را که سیاهان قادرند در دل بعضی اعضای پرولتاریای سفید بیفکنند تحسین میکنم و آرزو داشتم (این یک اعتراف شخصی است) که دهشتی همانند آنان بیافرینم. سیاه فقط با سیاه بودنش موجب ارعاب میشود ولی من باید با نهیب و تشر به چنین نتیجهای دست یابم. شاید باید سیاه میشدم. فکر کنم سیاه غولپیکر ترسناکی میشدم که در وسائط نقلیهٔ عمومی ران پهناورم را مدام به ران خشکیدهٔ پیرزنان سفیدپوست میفشردم و چیزی ورای جیغ ناشی از ترس از حنجرهشان بیرون میکشیدم. ضمناً اگر سیاه بودم مادرم مرا برای یافتن شغل خوب تحت فشار نمیگذاشت چون اصولاً هیچ شغل آبرومندی برایم وجود نداشت.
Bahar
۴
میدانم کار درستی نیست که مترجم در مقدمه از کتابی که ترجمه کرده تعریفوتمجید کند، ولی متأسفانه اصلاً توان مقابله با این وسوسه را ندارم. اتحادیهٔ ابلهان بهترین کتابی است که در زندگیام خواندهام. بسیار خوشحالم که این کتاب در این سی سالی که از چاپش میگذرد توجه هیچ مترجم ایرانی را به خود جلب نکرد.
sherhan
۳
اینقدر عقل داشت که بهموقع درس خواندن را کنار بگذارد.
Narges Ebad
۳
جهل مرکبت نسبت به آنچه که ادعای تدریسش را داری تو را شایستهٔ مجازات مرگ کرده. شک دارم اطلاع داشته باشی که قدیس کاسین ایمولایی را شاگردانش آنقدر با قلمهای فلزی زدند تا مُرد. مرگش، شهادت شرافتمندانهاش، الگویی شد برای دیگر معلمان. به درگاهش دعا کن ای ابله فریبخورده، ای «کی تنیس بازی میکنه؟»، ای گلفبازِ میخوارهٔ عالِمنما، مگر یکی از مقربین شفاعتت را کند. با اینکه نفسهای آخر را میکشی، کسی تو را شهید نخواهد دانست ــ چرا که هیچ هدف مقدسی را پیش نمیبری
ــ لقب الاغ، که حقیقتاً شایستهاش هستی، تا ابد بر تو خواهد ماند.
زورو
ته نامه یک شمشیر نقاشی شده بود.
تاک با صدای بلند گفت «آی... کاش میدونستم الان داره چیکار میکنه.»
phoenix
۳
وقتی نابغهای حقیقی در دنیا پیدا میشود میتوانید او را از این نشانه بشناسید: تمام ابلهان علیهش متحد میشوند.
جانتن سویفت
phoenix
۳
متأسفانه مثل همیشه به این نتیجه رسیدم که کار همیشه در لحظات تعیینکننده ایجاد مزاحمت میکند.
phoenix
۳
از طرز حرف زدنش معلوم بود که سالهای زیادی را در دانشگاه گذرانده. مشکلش احتمالاً همین بود. جرج اینقدر عقل داشت که بهموقع درس خواندن را کنار بگذارد. دوست نداشت آخروعاقبتش مثل آن مرد بشود.
ヽ( ´¬`)ノپری
۳
«من نمیخوام "نیمهٔ پر" رو ببینم. خوشبینی باعث میشه حالت تهوع بگیرم. منحرفانهست. انسان بعد از هبوط این دنیا فقط لیاقت بدبختی رو داره.»
آتیلا
۳
وقتی نابغهای حقیقی در دنیا پیدا میشود میتوانید او را از این نشانه بشناسید: تمام ابلهان علیهش متحد میشوند.