جملات زیبای کتاب اوضاع در ارتفاعات کلیمانجارو رو به راه است | طاقچه
تصویر جلد کتاب اوضاع در ارتفاعات کلیمانجارو رو به راه استsubscriptionAvailable

کتاب اوضاع در ارتفاعات کلیمانجارو رو به راه است

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۱۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
رومن گاری، سمیه نوروزی
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
up
۱۴
اگر بخواهی سر به ارتفاعاتِ بالاتر بگذاری، باید دست از نفس کشیدن برداری.
Gisoo
۸
تنهاییِ لعنتی: جای آن‌که کمک کند تا نفس‌تان بالا بیاید، از پا درتان می‌آورد.
up
۷
تنها وسوسه‌ای که هرگز کسی نتوانسته از پسش برآید: وسوسه‌ی امید.
بلاتریکس لسترنج
۶
. فرانسوی‌ها درباره‌ی این قضیه حتا ضرب‌المثل هم دارند؛ «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش، باز جوید روزگار وصل خویش.»
Gisoo
۵
علم دارد با افتخار، همه‌جوره هوار می‌شود سرِ آدمیزاد
میم ___ لام
۵
تنها وسوسه‌ای که هرگز کسی نتوانسته از پسش برآید: وسوسهٔ امید.
siavash fouladi
۴
تا چهل و هفت‌سالگی آن‌چه لازم است یاد گرفته و دیگر نه امیدی بسته به آرزوهای دوست‌داشتنی و نه به زن‌ها: دلش را خوش می‌کند به منظره‌ای زیبا. منظره‌ها کمتر به آدم رکب می‌زنند.
farnaz Puresmaili
۳
تازه، یک روز می‌آید که توجیه علمی شعر و شاعری را هم بگذارند روی میز و مثل یک عارضه‌ی ترشح داخلی درباره‌اش صحبت کنند. علم دارد با افتخار، همه‌جوره هوار می‌شود سرِ آدمیزاد.
farnaz Puresmaili
۲
باید تن داد به این‌که همیشه یک توجیه علمی می‌زنند تنگِ همه‌چیز. این‌جور موقع‌ها می‌شود پناه برد به شعر و شاعری، به رفاقت با اقیانوس، گوش سپردن به صداش، ایمان آوردن به راز و رمزهای طبیعت.
farnaz Puresmaili
۲
وقتی فکرش می‌رود پیش میلیاردها روحی که از آغاز تاریخ پر زده‌اند و رفته‌اند بالا، اشکش در‌می‌آید: چه منبعِ خارق‌العاده‌ای از انرژی هدر رفته. خوب است چند‌تایی سد عَلم کنند تا درست موقع عروج بگیرندشان. کل زمین را می‌شود با انرژی‌شان روشن کرد. همین روزهاست که سرتاپای آدمیزاد مصرفی بشود. تا حالاش که خواب‌و‌خیال‌های رویایی را ازش گرفته‌اند تا با آن‌ها جنگ و زندان بسازند.
SFatemehM
۲
به چه زبانی می‌نوشتید؟ داستانِ آفتاب‌پرست را شنیده‌اید؟ روی کف‌پوشِ آبی که بگذارندش، رنگش آبی می‌شود. روی کف‌پوشِ زرد، زرد می‌شود. روی کف‌پوشِ قرمز، قرمز می‌شود. روی کف‌پوشِ چهارخانه که بگذارندش، دیوانه می‌شود. من دیوانه نشدم، نویسنده شدم.
Gisoo
۱
این بینی غمگین و حتا این حالتِ طعنه‌ی همیشگیِ نیمچه تردید،
farnaz Puresmaili
۱
دستور داد رادیو را ببرند تا هیچ اثری از وقایع روز و اخبار لحظه‌به‌لحظه نتواند اطمینان راسخش را به ذات آدمی خدشه‌دار کند
SFatemehM
۱
من از علم کینه‌ای به دل ندارم، از بی‌مسئولیتیِ بعضی دانشمندان دلخورم. بیانیه‌ی پدرِ بمبِ هیدروژنی را خوانده‌ام. می‌گفت مطلقاً در قبال خرابی‌ها و خسارت‌های احتمالیِ ناشی از بمبش مسئولیتی ندارد. عجیب است! دیگر کارشان همین شده: تعداد بسیاری از دانشمندان شروع می‌کنند به ابداعِ چیزی به‌کلی وحشت‌آور تا بعدش بروند یک بیانیه امضا کنند علیهِ استفاده از آن‌چه اختراع کرده‌اند.
mhdjz
۱
مگر نه این‌که اقیانوس تصویری است از زندگی بی‌پایان، وعده‌ی حیاتِ پس از مرگ، واپسین تسکین؟ کمی شاعر... شانس بیاورد روح وجود نداشته باشد؛ تنها راه برای این‌که دُم به تله ندهد. همین روزهاست که دانشمندان بروند سراغش و جِرم حجمی‌اش را حساب کنند، غلظتش را اندازه بگیرند و سرعتِ عروجش را تخمین بزنند... وقتی فکرش می‌رود پیش میلیاردها روحی که از آغاز تاریخ پر زده‌اند و رفته‌اند بالا، اشکش در‌می‌آید: چه منبعِ خارق‌العاده‌ای از انرژی هدر رفته. خوب است چند‌تایی سد عَلم کنند تا درست موقع عروج بگیرندشان. کل زمین را می‌شود با انرژی‌شان روشن کرد
siavash fouladi
۱
تنها وسوسه‌ای که هرگز کسی نتوانسته از پسش برآید: وسوسهٔ امید.
میم ___ لام
۱
پیری؟ فاجعه است. ولی دستش به من یکی نمی‌رسد. هرگز.
farnaz Puresmaili
۰
دستِ‌آخر هم خواندن روزنامه‌های به‌شدت ناامیدکننده را تعطیل کرد و با مطالعه‌ی چندباره‌ی شاهکارهای کتابخانه‌اش کنار آمد تا بتواند در رویارویی با تضادهایی که جاودانگی به فنا تحمیل می‌کند، نیرویی را که برای ماندن بر سر اعتقاداتش لازم داشت، به دست آورَد.
farnaz Puresmaili
۰
همه‌ی بچه‌ها قصه تعریف می‌کنند و وقتی بزرگ می‌شوند، دست از داستان گفتن برمی‌دارند. اما من دست برنداشتم. مطمئنم یک جایی از وجودم همان‌طور کودک مانده.
SFatemehM
۰
شانس بیاورد روح وجود نداشته باشد؛ تنها راه برای این‌که دُم به تله ندهد. همین روزهاست که دانشمندان بروند سراغش و جِرم حجمی‌اش را حساب کنند، غلظتش را اندازه بگیرند و سرعتِ عروجش را تخمین بزنند... وقتی فکرش می‌رود پیش میلیاردها روحی که از آغاز تاریخ پر زده‌اند و رفته‌اند بالا، اشکش در‌می‌آید: چه منبعِ خارق‌العاده‌ای از انرژی هدر رفته. خوب است چند‌تایی سد عَلم کنند تا درست موقع عروج بگیرندشان. کل زمین را می‌شود با انرژی‌شان روشن کرد. همین روزهاست که سرتاپای آدمیزاد مصرفی بشود.
SFatemehM
۰
یک روز می‌آید که توجیه علمی شعر و شاعری را هم بگذارند روی میز و مثل یک عارضه‌ی ترشح داخلی درباره‌اش صحبت کنند. علم دارد با افتخار، همه‌جوره هوار می‌شود سرِ آدمیزاد.
ebram
۰
راکوسن با صدایی گرفته پرسید «همهٔ اینا رو خودش براتون گفت؟» «بله.» «پس روسی حرف می‌زنه؟» مأمور پلیس انگار واقعاً یکه خورده باشد، گفت «رفقای جهان‌گرد، می‌تونم به‌تون اطمینان بدم که ۹۵ درصد مردمِ ما خیلی خوب به زبانِ مادری‌شون صحبت می‌کنند و می‌نویسند.» «کبوترام می‌فهمن؟» مأمور پلیس افتاد به رجزخوانی؛ «رفقای جهان‌گرد، من هیچ‌وقت پام رو امریکا نذاشته‌م، ولی می‌تونم به شما اطمینان بدم که توی مملکتِ ما، خدمات آموزش‌وپرورش در دسترس همه‌ست، بدون تبعیض نژادی.» راکوسن نعره کشید «تو امریکا کبوترایی داریم که از هاروارد فارغ‌التحصیل شده‌ن. خودم شخصاً دوازده‌تاشونو می‌شناسم که عضوِ مجلسِ سنان
Somaye Sanjari
۰
درست است که علم پرده از اسرار جهان برمی‌دارد، روان‌شناسی موجودات را می‌کاود، ولی خود آدم هم باید بلد باشد کاری برای خودش بکند، دست‌وپابسته نباشد، نگذارد باقی‌ماندهٔ خرده‌تخیل‌هاش را هم به‌زور بگیرند ازش.
میم ___ لام
۰
اقیانوس تصویری است از زندگی بی‌پایان
سارا
۰
درست است که علم پرده از اسرار جهان برمی‌دارد، روان‌شناسی موجودات را می‌کاود، ولی خود آدم هم باید بلد باشد کاری برای خودش بکند، دست‌وپابسته نباشد،
Farzan
۰
تهِ دلش ایمان داشت همای سعادت وجود دارد؛ خودش را قعرِ زندگی مخفی کرده و یکهو می‌آید و درست در تاریک‌ترین لحظه، همه‌جا را روشن می‌کند. این حماقت لعنتی همیشه با او بود، یک‌جور معصومیت که هیچ شکستی، هیچ بی‌عفتی‌یی هرگز نتوانسته بود از بین ببرد