جملات زیبای کتاب این شفا برسد به دست مجروح‌ترین رویاها | طاقچه
تصویر جلد کتاب این شفا برسد به دست مجروح‌ترین رویاهاsubscriptionAvailable

کتاب این شفا برسد به دست مجروح‌ترین رویاها

نوع کتاب
۳.۱ امتیاز(از ۳۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
سید علی صالحی
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
یک مشکل لاینحل، sky
۱۳۳
آدم‌های کتابْ خوانده هم دروغ می‌گويند
Sydney
۹۰
اجازه ندهيد عده‌ای به نام خداوند آستينِ آسمان را در خونِ کبوتران بشويند!
مهندس
۸۴
اگر عشق آخرين بهانه بی دليلِ ما نيست پس آمده‌ايم اينجا چه خاکی بر سرمان بريزيم ...؟
𝑯𝒂𝒅𝒊𝒔
۶۵
يا هيچ ميا، يا تمام بيا ...!
khazar
۵۵
من ديگر مجبور نيستم به دروغ به بعضی‌ها بگويم: - حالم خوب است.
B-vafa
۵۴
ببين چقدر دروغ گفته‌ايد که سنگ هم می‌ترسد مُهرِ نمازتان شود.
mimqaf
۴۱
آنجا که تويی، حتما هوا روشن است هنوز
أبوٰمُخلــــِـــٰـــصْ
۳۶
واژه‌ها را ورق بزن، شفا، شفا، شفا ... نزديک است. تو هم بگو اين شفا برسد به دستِ مجروح‌ترين روياها
"حیات"
۳۳
خودتان همين راه را ادامه بدهيد. رؤياها گاهی شبيه آدم‌ها در شهر پراکنده می‌شوند؛
B-vafa
۲۵
مگر بفهمد مويه‌های مادرانِ ما از چه می‌گويند از که می‌گويند از کجا می‌گويند ...
B-vafa
۲۵
من قصه‌ها دارم از اين بی‌راهه، که با نوميدانِ خسته‌اش بسيار گريسته‌ام. همين است که من هرگز از شما نبوده‌ام.
چای دارچین ؛
۲۳
دنيا پُر است از چيزهای خوب چيزهای دلپذير.
یک مشکل لاینحل، sky
۲۱
زبان عينِ ظلمت است بی‌شرف، ما بايد در نخستين فرصت به روزنامه‌ها اعلام کنيم رئيس جمهورهای جهان مردمِ فقيری هستند هرگز دزدی نمی‌کنند هرگز فحش نمی‌دهند هرگز حرامی نمی‌خورند گاهی اوقات شعر هم می‌گويند و مردم آن‌ها را به جای ما اشتباه می‌گيرند
جیمی جیم
۱۹
من ديگر مجبور نيستم به دروغ به بعضی‌ها بگويم: - حالم خوب است.
مهندس
۱۷
هر وقت مثلِ مادرم دعايت می‌کنم می‌شنوم دريا آهسته با خودش می‌گويد: - آمين ...!
khazar
۱۲
آنجا که تويی، حتما هوا روشن است هنوز
کاربر حسن ملائی شاعر
۱۱
سربازانِ ظلمتِ عُظما آمدند ماه را لنگان لنگان به مَسْلَخ تاريکی بردند اما انگار نه انگار، آسمان اصلاً به روی خود نياورد.   فردا صبح شد خورشيد ... خسته خسته بالا آمد بگويی نگويی انگار گريه کرده بود داشت زير لب می‌گفت: به خدا من مسئولِ بی‌چراغیِ شبِ نبوده‌ام هرگز!
azar
۱۰
اگر عشق آخرين بهانه بی دليلِ ما نيست پس آمده‌ايم اينجا چه خاکی بر سرمان بريزيم ...؟
azar
۱۰
زندانی مُرده وُ زندانبان همچنان باقی است. زندانی مُرده وُ زندان همچنان باقی است.   بشر موجودِ بی‌کاری‌ست. باور کن ...!
da☾
۱۰
وقتی واقعا نمی‌شود، حتما نمی‌شود که ... نمی‌شود!
Raha_thranii
۱۰
کاش اين سيگارِ لعنتی را ترک نمی‌کردم، به کارم می‌آمد همين اوقاتِ بی‌شرف!
💚 مـامـانِ آرمــان 💛
۹
من برای همين آمده‌ام تا عين از حروفِ الفباء بگذرد به عشق تو تا شين از تولدِ نوشتن بگذرد به عشق تو تا قاف از قوسِ آسمان بگذرد به عشق تو هی دخترِ دلنشينِ حَوّاها!
da☾
۹
همين‌جا همين الآن وسطِ همين واژه‌ها من بُريده‌ام ...
مَریچه
۸
به شما می‌گويم: او که منتظر است تا از اندوهِ ديگران ... به شادی اندر شود، به شقاوت اندر خواهد شد.
یك رهگذر
۷
به قولِ آقای علی اسفندياری من مولودِ اضطرابِ جهانم، نگرانت می‌شوم گاهی تند تند تماس بگير
azar
۶
می‌خواهم بروم زيرِ پوستِ پروانه پناه بگيرم، به نور ... چه ربطی دارد!
کاربر ۵۰۸۷۹۲۹
۶
نمی‌دانم واقعا به بهانه بيداری ... خوابم، يا بيدار مانده‌ام از دردِ اين همه خواب!   شاعری هم شد کار ...؟!
Raha_thranii
۶
هی مادينه هم خويش من، پيشِ من نه کم از تمام، يا هيچ ميا، يا تمام بيا ...!
phi.lo.bib.lic
۵
پيشِ من نه کم از تمام، يا هيچ ميا، يا تمام بيا ...!
علی
۵
نه ماهی ... آب را به دريا نشان خواهد داد نه من تو را به تنهايیِ آدمی!