جملات زیبای کتاب یک آسمان هیاهو | طاقچه
تصویر جلد کتاب یک آسمان هیاهوsubscriptionAvailable

کتاب یک آسمان هیاهو

بر اساس زندگی شهید علیرضا موحددانش رحیم مخدومی (قصه‌ی فرماندهان ۱۹)

نوع کتاب
۳.۰ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
رحیم مخدومی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ایران۹@
۱
الان هم تو را انتخاب کرده‌اند. اما بدان از انتخاب خود منظوری دارند. یک روز مرا هم انتخاب کردند. آن موقع نمی‌دانستم منظورشان چیست. بعد فهمیدم می خواستند مرا به خدمت خودشان بگیرند تا قصه هایشان را برای شما بنویسم. می خواستند نویسنده‌ام کنند. حالا برای تو چه خوابی دیده‌اند، من بی‌اطلاعم. فقط می‌دانم انتخاب شده‌ای. همین را غنیمت بشمار. یک وقت میبینی تو هم نویسنده شدی. مثل خیلیها که روزی خواننده بودند و حالا نویسنده. شاید هم خواب دیگری برایت دیده باشند. کسی چه می‌داند! اللّه اعلم!
ایران۹@
۱
منظورم از سربازی، دو سال خدمت زیر پرچم نیست، چون علی از آن گریخت، کسی که فرار می کند سرباز نیست، آن که سر میبازد سرباز است.