جملات زیبا از متن کتاب منظومه‌ی بازگشت و اشعار دیگر | طاقچه
تصویر جلد کتاب منظومه‌ی بازگشت و اشعار دیگر
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب منظومه‌ی بازگشت و اشعار دیگر

۳.۵(از ۲۱ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
محمد شمس لنگرودی
انتشارات: 
نشر چشمه
categoryدسته‌بندی: 
شعر نو

۵۷,۰۰۰

۶۰٪

قیمت:

۲۲,۸۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

چه کسی ما را می‌نویسد چه کسی می‌خواند چه کسی پاک می‌کند.
سحری
۲۱
اتفاقی هستی که نمی‌افتی مگر به دست من و شعرهای من.
لاوین
۱۱
اتفاقی هستی که نمی‌افتی مگر به دست من و شعرهای من
farnaz Puresmaili
۶
ساعت چند بود خدای من آیا ساعت چند بود که مارماهی من به دانش زندگی مبتلا شد
لاوین
۶
ما چون شهاب رها‌شده‌ای در تاریکی به دنیا می‌آییم و راه افتادن خود را روشن می‌کنیم.
pejman
۶
صدای مادر را (بی‌آن‌که لب از لب بگشاید) (او همیشه بی‌سخن از رنج‌ها حرف می‌زد)
pejman
۳
ساعت چند بود خدای من آیا ساعت چند بود که نمی‌دانستیم عمر نه تیک‌تاک عقربه‌ها   تاک‌تاک سرخ خاطره‌هایی است که به صورت من روشنی می‌بخشد.
pejman
۳
ما چون شهاب رها‌شده‌ای در تاریکی به دنیا می‌آییم و راه افتادن خود را روشن می‌کنیم.
زرین
۲
یک، دو، سه آیا زندگی همین بود.   خواهر کوچکم! برای ادامه‌ی بازی دیگر مژه برهم نمی‌گذارم همه ناپدید شده‌اند در تاریکی هم که نمی‌شود کسی را پیدا کرد
atena
۲
نمی‌دانم چه اصراری بود که به دنیا بیاییم بعد بگذارد برود طوری که صدایش را حتا نشنویم.
لاوین
۱
تاریکی ابرت را دوست دارم که در ستایش روشنی می‌باری رودخانه‌هایت که به سنگ‌ریزه و خارهایم سلام می‌کنند.   دریایت را دوست دارم که فقط برای غرق کردن من آفریدی.
AλI
۱
عشق از خود گریختن و در خود ریختن و شکل اول آشنایی   با شکل‌های دیگر زندگی بود
pejman
۱
اتفاقی هستی که نمی‌افتی مگر به دست من و شعرهای من.
زینو♡
۱
ما چون شهاب رها‌شده‌ای در تاریکی به دنیا می‌آییم و راه افتادن خود را روشن می‌کنیم.
پاییز بانو
۱
روز با عصای گلی‌رنگش بر ساقه‌ی نیلوفر ایستاده است و لباس‌اش را از خرده‌ریزه‌ی شب می‌تکاند.
پاییز بانو
۱
گنجشک‌ها به زبان محلی خود غیبت می‌کنند
پاییز بانو
۱
از کودکی‌ات بگو مادر! یعنی روزگاری هم‌آشیانه‌ی مرغ‌های دریایی بوده‌ای
پاییز بانو
۱
به گربه‌ی ایران بگویم استخوان سگی شایسته‌ی نام‌تان نیست
پاییز بانو
۱
با موریانه نمی‌شود در خانه‌ی چوبی زندگی کرد.
پاییز بانو
۱
مادر برای چه هر چه درخت می‌نویسم شکل درخت خانه‌ی ما نیست می‌نویسم بام، در و شکل بام خانه‌ی ما نیست پس این الفباها به چه درد می‌خورند چه‌طور بنویسم نارنج تا ترشح نارنج را بر چهره‌ی سردم حس کنم.
پاییز بانو
۱
در برگ‌های دفترچه‌ی صد‌برگم قلب درخت بریده هنوز می‌تپید
پاییز بانو
۱
نمی‌دانم چه اصراری بود که به دنیا بیاییم
پاییز بانو
۱
اتفاقی هستی که نمی‌افتی مگر به دست من و شعرهای من.
پاییز بانو
۱
و دانستن رازی تلخ بود و مدرسه رازی تلخ بود.
88
۱
ما چون شهاب رها‌شده‌ای در تاریکی به دنیا می‌آییم و راه افتادن خود را روشن می‌کنیم.
فاطمه.💘
۱
عشق از خود گریختن و در خود ریختن و شکل اول آشنایی   با شکل‌های دیگر زندگی بود آتش‌نشانی که مرا از سرما رهانید و در آتش خود غرق کرد عشق بود که مرا با صورت‌های دیگر من در آینه آشنا کرد.
فاطمه.💘
۱
ما بچه‌ها که نمی‌دانستیم خون پیراهن سربازان واقعی است و گلوله‌ی مشقی ربطی به درس شبانه‌ی ما ندارد.
AλI
۰
چه کسی ما را می‌نویسد چه کسی می‌خواند چه کسی پاک می‌کند.
آرزو ایران‌مهر
۰
ما چون شهاب رها‌شده‌ای در تاریکی به دنیا می‌آییم و راه افتادن خود را روشن می‌کنیم.
آرزو ایران‌مهر
۰
عشق از خود گریختن و در خود ریختن و شکل اول آشنایی   با شکل‌های دیگر زندگی بود
آرزو ایران‌مهر
۰