جملات زیبای کتاب وزیری امیر حسنک | طاقچه
تصویر جلد کتاب وزیری امیر حسنک

بریده‌هایی از کتاب وزیری امیر حسنک

۳٫۶
(۳۹)
احمق مردا که دل در این جهان بندد، که نعمتی بدهد و زشت باز ستاند.
آرش
حسنک گفت «سگ ندانم که بوده است... خاندان من و آن چه مرا بوده است از آلت و حشمت و نعمت، جهانیان دانند. جهان خوردم و کارها راندم و عاقبت کارِ آدمی مرگ است. اگر امروز اجل رسیده است، کسْ باز نتواند داشت که بر دار کُشند یا جز دار، که بزرگ‌تر از حسینِ علی نیم.
حمید جوانبخت
با کسان بودنت چه سود کند؟ که به گور اندرون شدن تنهاست
آذیــن؛
احمق‌مردا که دل درین جهان بندد که نعمتی بدهد و زشت بازستاند!»
آذیــن؛
گفتم «چنین بود. ولیکن خلیفه را چند گونه صورت کردند تا نیک آزار گرفت و از جای بشد و حسنک را قَرمَطی خواند. و در این معنی مکاتبات و آمد و شد بوده است... و امیر ماضی چنان‌که لجوجی و ضُجرتِ وی بود، یک روز گفت "بدین خلیفهٔ خرف شده بباید نبشت که من از بهرِ قَدرِ عباسیان انگشتْ در کرده‌ام در همه جهان و قَرمَطی می‌جویم؛ و آن چه یافته آید و درست گردد، بر دار می‌کشند.
Mehdi Behrouzi
«به سرای سپنج مهمان را - دل نهادن همیشگی نه رواست».
کاربر ۶۸۲۰۱۵۱
تنها ماند، چنان که تنها آمده بود از شکم مادر.
nana
و دو قباله نبشته بودند، همه اسباب و ضیاع حسنک را به جمله از جهت سلطان. و یک یک ضیاع را نام بر وی خواندند. و وی اقرار کرد به فروختن آن به طوع و رغبت. و آن سیم که معین کرده بودندْ بسْتَد و آن کسان گواهی نبشتند. و حاکم سجِل کرد در مجلس و دیگر قضات نیز عَلَی الرّسمِ فی اَمثالِها.
Mehdi Behrouzi
داستان حسنک، چون نیک بنگریم از نقطهٔ آغازِ به سزا رسیدن او آغاز نمی‌شود؛ بلکه بستر سرنوشت حسنک، پیش از داستان خاص او سر گرفته شده است که می‌توان نشانه‌های آن را به ترتیب برشمرد؛
Mehdi Behrouzi
بخل و سعایت، آری... این زشت‌ترین خصایص بشری، در خون مردمان - رقیبان جاری‌ست در نظام هِرمی قدرت، و یکی از علل آن‌همه در ما مردم، شاید سلطهٔ پیاپی بیگانگان رنگارنگ می‌بوده است و هنوز هم این زشت‌ترین خصلت (رشک و حسد) یکی از جنبه‌های غالب در مناسبات بین مردمان است از خُرد تا کلان.
کاربر ۳۴۶۷۷۹۴
باطنیان را به هروقتی که خروج کرده‌اند، نامی و لقبی بوده است، و به هر شهر و ولایتی بدین جهت ایشان را به نامی دیگر خوانند، ولیکن به معنی همه یکی‌اند. و به حلب و مصر اسمعیلیخوانند، و به قم و کاشان و طبرستان و سبزوار سبعی خوانند، و به بغداد و ماوراءِالنهر و غزنین قَرمَطی، و به کوفه مبارکی و به بصره راوندی و بُرقعی، و به ری خَلَفی، و به گرگان مُحمّره، و به شام مُبیضه، و به مغرب سعیدی، و به لحسا و بحرین جَنّابی، و به اصفهان باطنی، و ایشان خویشتن را تعلیمی خوانند و مانند این
Ebrahim Asadi
(اما) قضا در کمین بود، کار خویش می‌کرد!
nana
در همه کارها ناتمامی!
nana

حجم

۹۱٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۱۹۰ صفحه

حجم

۹۱٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۲

تعداد صفحه‌ها

۱۹۰ صفحه

قیمت:
۱۵۰,۰۰۰
۷۵,۰۰۰
۵۰%
تومان