
کاربر ۲۴۵۹۹۰۹
۰
نسبتِ شیوههای گردآوری دادهها با سازمان و ساختارِ نظریِ حاکم بر متون و خودِ مسئلۀ مورد پژوهش در بسیاری از موارد نشان از ناکارآمدی عظیمی دارد که دادههای گردآوریشده نه مسئلهای را مشخصاً توضیح میدهند و نه نسبت مشخصی با نظریههای ذکرشده در متن به اصطلاح پژوهشی پیدا میکنند. این بحران تا به حدی در فضای رایج علوم انسانی در ایران ریشهدار است که میتوان ادعا کرد بخش بزرگی از رسالههای تحصیلات تکمیلی و همچنین مقالات پژوهشی، و اخیراً کتابهایی که در این حیطه منتشر میشوند، فاقد هرگونه بنیانی در علم به طور عام و علوم اجتماعی به طور خاص هستند.
