
sina_m_farsakh
۵۵
«نقاشی سکوت عقل و موسیقی چشمهاست.»
ائمه
۴۹
مرحومه مادرم اگه بود و میدید که برا دوازدهتا تخممرغ باید سه سکه بدی حتماً میگفت: «اینجا دیگه جای زندگی نیست.»
ائمه
۲۸
«اولین مخلوقی که گفت "من" شیطان بود
ائمه
۱۶
یه نامه محتویاتش رو فقط با نوشتهها نمیرسونه که، یه نامه درست مثل یه کتاب با بو کردن و لمس کردن هم خونده میشه، برا همینه که باشعوراش میگن ببین تو این نامه چی هست و بیشعوراش میگن ببین تو این نامه چی نوشته. خوندن یه نامه که هنری نداره، شرط اینه که بتونی همهچیزش رو درک کنی
shadieh
۱۳
هنگامی که درختی را بلند
کوهی را باشکوه
و صخرهای را خطرناک میخوانیم.
هنگامی که مخلوقی را مرد
مخلوق دیگری را زن مینامیم.
صفاتی به آنها نسبت میدهیم که به ما تعلق دارند، نه به آنها.
و هنگامی که در این تعاریف غرق میشویم یک چیز را فراموش میکنیم
زندگی کردن را، زندگی کردن را، زندگی کردن را.
ائمه
۱۲
اصلاً یه سؤالی دارم از شماها، مگه این نقاشا ادعاشون نمیشه که دنیا رو با دید الهی میبینن نه با چشای خاکی؟ حالا شما بگین، کِی اوسکریم دوتا اسب رو مثل هم آفریده که اینا هر چی اسب میکشن عین همه؟ ها؟ جواب بدین خُب. اینا چرت میگن آقا، دید الهیشون کجا بود، بلد نیستن هر چی رو همونجوری که میبینن بکشن اونوقت میاندازن گردن خدا.
sina_m_farsakh
۱۲
میشه دنیا رو با همهی حقیقتش جدی نگرفت. میشه غرق خیالات شد و به پس و پیش دنیا هیچ اهمیتی نداد. حتا میشه به خیالات رنگ واقعیت داد و با اونا زندگی کرد.
فهیم
۱۰
عشقه که آدمها رو ابله میکنه یا فقط ابلهها عاشق میشن؟
ائمه
۶
یه شهر هر چی بزرگتر و وسیعتر باشه به همون اندازه تعداد کوچه پسکوچههاش که میشه توش هر گناه و اشتباهی رو پنهون کرد بیشتر میشه، هر چی شلوغ و پرجمعیت باشه به این معناست که تعداد آدمایی که میتونین بینشون مخفی بشین بیشتره. خوبیِ شهر به عالمهایی که پرورش داده یا به کتابخونهها و مدرسهها و خطاطها و نقاشهایی که داره نیست، بلکه به تعداد جنایاتی بستگی داره که همهروزه آروم و بیصدا تو کوچه پسکوچههای تاریک و سردش اتفاق میافته، که با این حساب بدون شک استانبول بهترین شهر دنیاست.
Hasib khyarkhah حسیب خیرخواه
۵
اگه خدا همهچیز رو از قبل برنامهریزی کرده و نتیجهی همهی کارها از اون اولش معلوم بوده اصلاً شماها چیکارهاین پس؟
کاربر ۲۳۷۶۴۵۰
۴
بیست و پنج سال پیش که پادشاه بزرگمون حضرت سلیمان فوت کردن شاه تهماسبمیرزا خیلی خوشحال شد چون سلطان سلیمان تو ده سال آخر عمرش سهبار تبریز رو اشغال کرده بود. یعنی تا تهماسبمیرزا دست از پا خطا میکرد سه روز بعدش سلطان سلیمان تبریز بود دیگه
کاربر ۲۳۷۶۴۵۰
۴
موضوع این نقاشی از اون چاخانهای مشهور عجمها بود، پادشاه عجم که هنوز شطرنج رو بهدرستی یاد نگرفته میتونه سفیر هند رو تو شطرنج ببره، در حالیکه در واقع اون داره شطرنج رو به این یاد میده
hanimani
۴
آدم بعد از مرگش میفهمه که پول تو زندگی هیچ ارزشی نداره؟ اینا همهاش شعار بوده، آدم حتا بعد از مرگش هم خوب میفهمه که پول تو زندگی چهقدر ارزش داره.
ائمه
۳
به همون اندازه که تو مرحلهی سومْ داشتن یه روحِ بدون جسم آدم رو خوشبخت میکنه، بهنظر من تو مرحلهی دوم هم داشتن یه جسم بدون روح میتونه آدم رو خوشبخت کنه.
MANA
۳
دلیل اصلی تنهاییم هم اینه که نمیدونم مال کدوم قصهام.
F.saljoughi
۲
عمیقترین نقشها اونایی هستن که تو تاریکی محض که به لطف کوری از طرف خدا هدیه میشه رسم میشن
sina_m_farsakh
۲
اگه قرار بود خدا همهچی رو به ما الهام کنه پس این چشمها رو برای چی داده به ما؟
مری
۲
اون نهرهای شیر و شراب رو هم که تو قرآن کریم نیست و این اِبن عربی نمیدونم از کجاش درآورده ندیدم
mojgan
۲
شرق و غرب رو خدا خلق کرده، خدایا خودت ما رو از شر کسانی که دنیا رو صاف و تخت و بدون پرسپکتیو میبینن حفظ کن.»
محمد جواد
۲
اولین مخلوقی که گفت "من" شیطان بود
F.saljoughi
۱
اگه دست خودم بود دوست داشتم از دریاها رد بشم و تو یه جزیرهی کوچیک سایهسار دوتا جوون عاشقپیشه که به همهی دنیا پشت کردن باشم با یه عالمه میوه و پرنده رو شاخههام، اون درختی که اسکندر بعد از فتح هند از گرمای زیاد خوندماغ میشه و زیرش جون میده هم بد نیست. شاید هم اصلاً قرار بوده که یه پدر مهربونی به هنگام نصیحت پسرش برا نشون دادن قدرتش تو همون نوجوونیم منو بشکنه. قرار بوده که من به کدوم قصه معنا و مفهوم بدم؟
F.saljoughi
۱
رفتارش درست مثل رفتار نقاشای قدیمی ممالک عجم بود، همونا که اونقدر نقاشی میکنن تا چشمهاشون کور میشه و اونقدر زنده میمونن که دیگه بهراحتی نمیشه گفت زندهان یا مرده و تازه اونوقت میشن خوراک مردم برا ساختن افسانههای بیشاخودم در موردشون.
حسین احمدی
۱
یه شهر هر چی بزرگتر و وسیعتر باشه به همون اندازه تعداد کوچه پسکوچههاش که میشه توش هر گناه و اشتباهی رو پنهون کرد بیشتر میشه، هر چی شلوغ و پرجمعیت باشه به این معناست که تعداد آدمایی که میتونین بینشون مخفی بشین بیشتره. خوبیِ شهر به عالمهایی که پرورش داده یا به کتابخونهها و مدرسهها و خطاطها و نقاشهایی که داره نیست، بلکه به تعداد جنایاتی بستگی داره که همهروزه آروم و بیصدا تو کوچه پسکوچههای تاریک و سردش اتفاق میافته، که با این حساب بدون شک استانبول بهترین شهر دنیاست.
کاربر ۲۳۷۶۴۵۰
۱
بیست و پنج سال پیش که پادشاه بزرگمون حضرت سلیمان فوت کردن شاه تهماسبمیرزا خیلی خوشحال شد چون سلطان سلیمان تو ده سال آخر عمرش سهبار تبریز رو اشغال کرده بود. یعنی تا تهماسبمیرزا دست از پا خطا میکرد سه روز بعدش سلطان سلیمان تبریز بود دیگه
dr. Zeynab Abedi
۱
آدم بعد از مرگش میفهمه که پول تو زندگی هیچ ارزشی نداره؟ اینا همهاش شعار بوده، آدم حتا بعد از مرگش هم خوب میفهمه که پول تو زندگی چهقدر ارزش داره.
Atena MP
۱
چرا وقتی چیزی رو که واقعاً اعتقاد داریم به زبان میآریم اونقدر لوس و دمدستی میشه؟ چرا وقتی رودرروی یکی وایسیم و بهش بگیم چهقدر تو کارش وارده چاپلوسانه بهنظر میآد؟
Atena MP
۱
«البته ممکنه آدم خوشبختی رو خوب بشناسه و بفهمه اما باز هم خوشبخت نباشه.»
الهه
۱
دیگه هیچ امیدی به ادامهی کار کتاب نداشتم و این حسابی عصبانی و ناراحتم میکرد. تو اینجور مواقع دوتا جن هستن که میآن سراغم، فکر کردن و مسخره کردن. البته نمیخوام که نقش شیطون رو این وسط نادیده بگیرم، چون این شیطونه که رئیس اون دوتاست. از یه طرف هم سگهایی که پشت در حیاط بودن انگار داشتن با زوزههاشون منو تشویق میکردن.
mojgan
۱
«برا اینکه استعداد ذاتی و هنر واقعی هیچوقت با شهوت طلا و نام و نشون قاطی نمیشه.»
mojgan
۱
باید یه چیزی از بین بره تا یه چیزی بهوجود بیاد که اگه این زندگی و مرگ نبود انسان هیچوقت متوجه چیزی به اسم زمان نمیشد و در اینصورت دنیا پر میشد از قصهها و نقاشیهای تکراری.
