
کتاب شوخی جوهر(گزیده غزلهای بیدل)
پدیدآورندگان:
بیدل دهلویانتشارات:
انتشارات سوره مهر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
S
۵۴
نبری گمان که یعنی به خدا رسیده باشی
تو ز خود نرفته بیرون به کجا رسیده باشی
S
۳۲
عمریست که ما گمشدگان گرم سراغیم
شاید کسی از ما خبری داشته باشد
S
۲۳
اگر فانیام چیست این شور هستی
و گر باقیام از چه فانیستم من
S
۲۰
به هوای خودسریها نروی ز ره که چون شمع
سر ناز تا ببالد ته پا رسیده باشی
Akbar Ahmadi saray
۱۴
حلقهی دام گرفتاری دهن وا کردن است
ماهی لببسته را قلاب نتواند گرفت
S
۱۴
بوی گل عمریست خونآلودهی رنگست و بس
ناوکی از آه بلبل در جگر دارد بهار
لاله داغ و گل گریبانچاک و بلبل نوحهگر
غیر عبرت زین چمن دیگر چه بردارد بهار
S
۱۳
ساز عبرت
چنین کشتهی حسرت کیستم من
که چون آتش از سوختن زیستم من
نه شادم نه محزون نه خاکم نه گردون
نه لفظم نه مضمون چه معنیستم من
نه خاک آسمانم نه چرخ آشیانم
پری میفشانم کجاییستم من
اگر فانیام چیست این شور هستی
و گر باقیام از چه فانیستم من
بناز ای تخیل ببال ای توهم
که هستی گمان دارم و نیستم من
Ali Yeganeh
۳
بیدل از یاد خویش هم رفتم
که فراموش کرده است مرا؟
Ali Yeganeh
۳
منتکش نسیم نشد غنچهی حباب
ما را همان شکستهدلی دلگشا بس است
Ali Yeganeh
۲
نسبت خاصی است اهل عشق را با جور حسن
زخم ما و تیغ نازت ابروی پیوستهای است
زینب هاشمزاده
۲
پیوسته است سلسلهی موجها به هم
خود را شکسته هر که دل ما شکسته است
ghasem
۲
به هیچ صورت ز دور گردون نصیب ما نیست سربلندی
ز بعد مردن مگر نسیمی غبار ما را برد به بالا
زینب هاشمزاده
۲
به حرف آمدی و زخم کهنهام نو شد
به حیرتم چه نمک بود گفتوگوی تو را
Mina.
۲
پیوسته است سلسلهی موجها به هم
خود را شکسته هر که دل ما شکسته است
کاربر ۳۹۴۴۹۵۴
۱
بحر هم نتواند از ما کرد رفع تشنگی
جوهریم آب از دم شمشیر مینوشیم ما
گاه در چشم تر و گه بر مژه گاهی به خاک
همچو اشک ناامیدی خانه بر دوشیم ما
زینب هاشمزاده
۱
دشمنت گر شد ملایم احتیاط از کف مده
مکرها در پرده باشد آب زیر کاه را
fz
۱
بیدل چو سحر دم مزن از درد محبت
تا اینکه نبینی به نفس چاک جگر را
Mina.
۱
فکر شنبه تلخ دارد جمعهی اطفال را
عشرت امروز بیاندیشهی فردا خوش است
Ali
۰
منزل عیش به وحشتکدهی امکان نیست
چمن از سایهی گل پشت پلنگ است اینجا
زینب هاشمزاده
۰
میان سوخته و خام فرق بسیار است
سرشک تاک کجا، گریهی کباب کجا؟
مزخوری
۰
ندارم در دبستان محبت مشق بیکاری
به یادت سطر اشکی مینویسم ناله میخوانم
آقا
۰
ندانم گردباد از مکتب فکر که میآید
که این یک مصرع پیچیده موزون کرد صحرا را
Ali
۰
بیدل از بیدستگاهی سرنگون خجلتیم
دست ما از بس تهی شد آستین گردیده است
Mina.
۰
به دوست نامه نوشتن شعار بیگانه است
به شمع نامهی پروانه بال پروانه است
Ali
۰
صبا در این چمن از غنچهها نقاب مدر
سر همه به گریبان ماتم افتاده است
کباب آتش بیدردیام مکن یارب
به حق دیدهی بیدل که بینم افتاده است
Ali
۰
فهم ناقص رمز قرآن محبت درنیافت
ورنه یکسر نالهی دل مدّ بسمالله بود