
کتاب آشنایی با فلسفه هنر
پدیدآورندگان:
حسن بلخاریانتشارات:
انتشارات سوره مهر٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Fatemah Moshref
۸
لازم نیست یک مفسر فیلم، سازنده آن فیلم باشد زیرا تکرار میکنم ساحت شناخت از ساحت آفرینش متمایز است.
Fatemah Moshref
۲
هستند کسانی که معتقدند برای تحلیل فیلم الزاماً نباید کارگردان بود زیرا در این عرصه ابزاری به خدمت گرفته میشود که ماهیتاً متفاوت با ابزار به کار گرفته شده در خلق یک اثر هنری است.
Fatemah Moshref
۲
در فلسفه هنر قطعاً میبایست آشنا با موضوعی باشیم که قصد تفسیر آن را داریم اما ضرورت ندارد همان تخصص را همچون هنرمند آن رشته به کمال دارا باشیم.
hanieh
۱
از جمله مباحث کلیدی در فلسفه هنر، بحث و بررسی پیرامون ماهیت هنر است.
mina shirdell
۰
فلسفه مضاف به علومی اطلاق میشود که موضوع یا مبحثی را (غیر از فلسفه) با متد و اصول حاکم بر استنتاج و استنباط فلسفی مورد توجه و بررسی قرار میدهند. همچون فلسفه تاریخ، فلسفه علم، فلسفه فیزیک و... . به عنوان مثال منظور از فلسفه تاریخ نه صرفاً روایتهای تاریخی است و نه تاریخ بهماهو تاریخ، بلکه فلسفهای مضاف است که با متد و ابزار فلسفی به بررسی تاریخ و تحولات آن میپردازد.
mina shirdell
۰
در فلسفههای مضافْ موضوع نه وجود است نه ماهیت، نه وحدت است نه کثرت، نه عرض است نه ذات، نه حدوث است نه قدم و نه بسیاری از مفاهیم دیگری که در فلسفه محض مورد بررسی قرار میگیرند بلکه موضوع آن، یک رشته خاص علمی است که برای بررسی فلسفی برگزیده شده است.
mina shirdell
۰
در بررسی فلسفه تاریخ، از وجود نیز سخن گفته شود لکن این وجود ماهیتی تاریخی دارد و نه فلسفی. در فلسفه علم ممکن است از چیستی اشیاء سؤال شود لکن این سؤال، متفاوت با بحث ماهیت در فلسفه است. در فلسفه، «ماهیت» از ارکان بحث است لکن در علم، به عوارض و نتایج امور بیشتر توجه میشود تا ماهیت ذاتی آنها. بنابراین در ساحت فلسفههای مضاف، موضوع هر علم مورد کاوش و کنکاش فلسفی قرار میگیرد و بدین صورت، فلسفه آن علم خاص شکل میگیرد.
mina shirdell
۰
فیلسوفی که قصد تبیین یک رشته هنری را دارد و به یک عبارت میخواهد بنیانهای تئوریک آن را تبیین سازد الزاماً باید با آن رشته و تخصص هنری آشنا باشد. تصور کنید فیلسوفی بخواهد از ماهیت موسیقی سخن گفته یا آن را در یک دستگاه فلسفی به نقد بکشد. به طور منطقی وی باید با موسیقی آشنا بوده و گاه در عمل، تمریناتی انجام داده باشد و اگر چنین نبود آراءش پیرامون فلسفه موسیقی جدی انگاشته نمیشود
mina shirdell
۰
یک مفسر هرمنوتیک برای تفسیر پدیدههای هستی اینگونه نمیاندیشد که برای تفسیر هستی ناگزیر به آفریدن آن باشد (بر اساس این تز که تفسیر ما، همان آفرینش ماست). این مسئله یک سفسطه است زیرا هستی قائم به وجود مفسر نیست بلکه برای خود ساحتی مجزا و منفک دارد.
mina shirdell
۰
مقرر نیست مفسر یا فیلسوف اثری بیافریند بلکه باید بتواند آن اثر را تفسیر نموده و جایگاه هستیشناسانه آن را روشن گرداند. به زبان روشنتر ساحت آفرینش یک اثر با ساحت نقد و تفسیر آن متفاوت است و بنا به همین تفاوتْ ابزاری دیگر میطلبد. بر این اساس لازم نیست یک مفسر فیلم، سازنده آن فیلم باشد زیرا تکرار میکنم ساحت شناخت از ساحت آفرینش متمایز است.
خلاصه اینکه در فلسفه هنر قطعاً میبایست آشنا با موضوعی باشیم که قصد تفسیر آن را داریم اما ضرورت ندارد همان تخصص را همچون هنرمند آن رشته به کمال دارا باشیم.