آنچه سبب اعتقاد به حیات واپسین میگردد، ادله عقلی نیست، بلکه احساسات است. مهم ترین این احساسات، ترس از مرگ است که غریزی و از نظر زیست شناختی سودمند است. اگر حقیقتاً و با تمام وجود به حیات واپسین اعتقاد داشتیم، میبایست به طور کامل به ترس از مرگ پایان میدادیم و دیگر نمیترسیدیم؛ چرا که باور داشتیم که ما نمیمیریم.