جملات زیبای کتاب مجموع آثار جبران خیلی جبران؛ جلد اول | طاقچه
تصویر جلد کتاب مجموع آثار جبران خیلی جبران؛ جلد اولsubscriptionAvailable

کتاب مجموع آثار جبران خیلی جبران؛ جلد اول

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۸ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
YaSaMaN
۱۴
من به دنبال تنهایی نبودم تا دست به دعا گیرم و زندگی یک فرد راهب را دنبال کنم ... زیرا دعا، همانا ترانۀ قلب است که حتی اگر با فریادها و گریه‌های هزاران آوای گوناگون در هم آمیخته شده باشد، باز هم به گوش خدای متعال می‌رسد!
athenaeum2
۸
کاش ساقۀ ذرتی بودم که در خاک سرزمینم روییده بودم و کودکی گرسنه، مرا می‌چید و با جدا کردن دانه‌هایم دست‌ِ مرگ را از نزدیک روحش دور می‌کرد! کاش میوه‌ای رسیده در باغ سرزمینم بودم و زنی گرسنه مرا می‌چید و در قید حیات می‌ماند! کاش پرنده‌ای بودم که در آسمان سرزمینم پرواز می‌کردم و برادر گرسنه‌ام شکارم می‌کرد و با جدا کردن گوشت‌هایم، سایۀ گور را از کالبدش دور می‌کرد!
کاربر ۳۷۵۴۴۵۱
۶
به جستجوی تنهایی برآمدم، زیرا هرگز از نوع بشر، هیچ نوع مهربانی و محبتی دریافت نکرده بودم، مگر آن که هر بار با قلبم، ناگزیر از پرداخت بهایی گزاف برای آن می‌شدم ‌...
Dot
۶
بسیاری هستند که مانند غرش دریا سخن می‌گویند، اما زندگی‌شان بسیار تهی، سطحی و راکد است، درست مانند برخی باتلاق‌هایی که بدان‌ها می‌نگری ... بسیاری هم هستند که سرهای خود را بر فراز ستیغ قلۀ کوه‌ها قرار می‌دهند، حال آن که روح‌شان در تاریکی و ظلمت غارها، در حالت خواب،‌ باقی بر جای می‌ماند
Dot
۶
دورویی، همانا دین شماست!‌ و دروغ، حیات شما و نیستی، پایان شماست!
Dot
۵
و آن هنگام که تپه‌های سرزمینم مورد برکت بودند و در زیر نور خورشید، غرق می‌شدند ... ملتم از گرسنگی جان سپردند و کسی که از گرسنگی تلف نشد، همانا با ضربۀ شمشیر به هلاکت رسید!
Dot
۵
« مردن برای آزادی، شریف‌تر از زیستن در سایۀ تسلیمی ضعیفانه است!‌ زیرا کسی که با شمشیرِ حقیقت،‌ مرگ را به آغوش می‌کشد، با ابدیت‌ِ موجودِ در حقیقت،‌ جاوید خواهد شد، زیرا حیات، ضعیف‌تر از مرگ و مرگ، ضعیف‌تر از حقیقت است!
Dot
۴
بشر صرفاً در بدبختی و مصیبت، راضی و خوشبخت است
Dot
۳
آیا درنمی‌یابی که تنها حضور شیطان است که موجب می‌شود تا دشمن او، یعنی همانا « کلیسا » شکل گیرد و آفریده شود ...؟! این درگیری و خصومت دیرینه، همانا دست مرموزی است که زر و سیم را از جیب فرد مؤمن بیرون می‌کشاند و آن را تا ابد، در کیسه‌های پول واعظ و مبلغ مذهبی مسیحی قرار می‌دهد
Dot
۳
هموطنان من!‌ دوست‌تان می‌داشتم!‌ اما عشقِ به شما برایم دردناک است و برای شما، بیفایده!‌ و امروز، از شما بیزارم!‌ و نفرت، همانا سیلابی است که شاخه‌های خشک و خانه‌های لرزان را با خود همراه می‌برد. به ضعف‌تان رقت کردم، ای شما هموطنان من!‌ اما رقتم تنها به افزایش‌ِ ضعف و ناتوانی‌تان موفق شد و بس!
کاربر ۲۱۱۵۵۲۴S99VA2THVB16G
۳
دعا، همانا ترانۀ قلب است که حتی اگر با فریادها و گریه‌های هزاران آوای گوناگون در هم آمیخته شده باشد، باز هم به گوش خدای متعال می‌رسد!
Dot
۲
باور داشتن، چیز بسیار شایسته و نیکویی است، اما قرار دادن این باورها و عقاید به مرحلۀ اجرا، نوعی آزمون قدرت است
Dot
۲
« شما بیشمارید و من تنهایم ... گرگان، در تاریکی شب، در کمین بره‌های مظلوم و بیگناه نشسته‌اند. اما لکه‌های خون، همچنان روی سنگ‌ها و صخره‌های دره‌ها و دشت‌ها باقی می‌ماند، سرانجام سپیده‌دم از راه می‌رسد و خورشید، این جنایت وحشتناک را به همگان آشکار می‌کند ...
Dot
۲
روح انسان جز در هنگامی که روحی شریف و یاغی علیه استبداد و ستم، قد علم می‌کند تبعید نمی‌شود و بردگی هم منسوخ نمی‌شود جز با در نظر گرفتن آزادی، حقیقت و انسانیت
Dot
۲
لیاقت و شایستگی یک انسان، در دانش و اعمالی که به انجام می‌رساند نهفته است، نه در رنگ و ایمان و نژاد و خاندان و اصل و نسبی که دارد. زیرا به خاطر سپارید دوست من که:‌ پسر چوپانی که دانش دارد، از ارزش و لیاقتی به مراتب بالاتر از ولیعهد آن سرزمین،‌ اگر که نادان و جاهل باشد، برای ملت خود برخوردار است!
Mina.
۲
ما ارواحی اندوهگینیم و اندوه، بی‌اندازه عظیم است تا در قلب‌های کوچک بزید.
Dot
۱
من هم معتقدم که جامعه‌ای بیمار و آلوده، به شدت نیازمند پزشکی دلسوز و شایسته است! پزشکی که یا باید به مداوا بپردازد، یا بیماران خویش را به هلاکت رساند
Dot
۱
راهبی که در سکوت شب به عبادت می‌پردازد تا مرا از بستر خود دور نگاه دارد، مانند همان زن روسپی‌ای است که مرا به اتاق خود دعوت می‌کند. من شیطانم! شیطان ابدی و پایدار و همیشگی!
Dot
۱
من همانا شیطان پایدار و ابدی‌ام. من همانا پدر و مادر گناهم و چنانچه گناه از صحنۀ عالم محو شود، مبارزان علیه گناه هم، همراه با تمام خانوادۀ خود و ساختارهایی که برای خود شکل بخشیده بودند، محو خواهند شد
Dot
۱
با من اشکی فشان ... زیرا گریه مانند دعا و عبادت است و اشک‌های رقت و همدردی، مانند احسان و صدقه‌اند، زیرا از باطن‌ِ موجودی زنده، حساس و مهربان به بیرون تراوش می‌کنند و هرگز هیچ اشکی، بیهوده از چشم‌ها فرو ریخته نمی‌شود
Dot
۱
به یاد داشته باش کسی که خاضع و فروتن باشد، مورد ستایش قرار خواهد گرفت و کسی که به ستایش از خود زبان بگشاید، یقیناً پایمال خواهد شد
Dot
۱
به راستی چه دردناک است موعظه‌های موجودات خوشبخت، برای قلب‌ِ بینوایان! و چه سختگیر است فردی نیرومند و قوی، آن هنگام که همچون مشاور و پنددهندۀ مستضعفان،‌ به کار می‌پردازد!
Dot
۱
« جاه‌طلبی فراسوی حیات، هدف اساسی و اصلی موجودیت ماست
Dot
۱
قرن‌هاست که بشریت، به پرستش مستضعفان پرداخته است، آن هم ضعفایی که در شخص « ناجی بشریت ‌» متجلی شده‌اند.
Dot
۱
رحم و شفقتِ موقت ثروتمندان نسبت به فقرا بسیار تلخ است و به همان اندازه مهربانی و دوستی نیرومندان نسبت به مستضعفان هم هیچ چیز مگر نوعی یادآوری برتری آنان نیست
Dot
۱
سعادت و خوشبختی یک زن، از افتخار و شکوه یک مرد نشأت نمی‌گیرد
Dot
۱
هنگامی که انسانی، انسان دیگری را به قتل می‌رساند، مردم می‌گویند او قاتل است، اما هنگامی که امیری او را به قتل برساند، امیر، ماهیت عادل به دست می‌آورد! هنگامی که مردی اشیا صومعه‌ای را به سرقت ببرد، دیگران خواهند گفت: « او سارق است! » اما وقتی امیر، زندگی‌اش را از او بدزدد، وی با عزت و افتخار رفتار کرده است! یا در موقعیتی دیگر، هنگامی که زنی به شوهرش خیانت می‌ورزد، مردم می‌گویند او زنی زناکار است، اما در مقابل، هنگامی که امیر او را وادار می‌کند تا برهنه در خیابان‌ها راه برود و بعد او را سنگسار می‌کنند، امیر همچون نجیب‌زاده‌ای شریف رفتار کرده است!
Dot
۱
فرمانروا خود را به عنوان نمایندۀ قانون می‌نامد و کشیش‌ها هم خود را به عنوان نمایندۀ پروردگار می‌نامند ... در میان این دو، کالبدهای بشری از بین می‌روند و ارواح هم به سوی نیستی پیش می‌روند ...
Dot
۱
 ملت‌های نادان و جاهل، انسان‌های نیک‌کردار و شریف خود را دستگیر می‌کنند و آنها را تحت استثمار خود درمی‌آورند و کشوری هم که تحت حکومت مردی ظالم و ستمگر باشد، همواره به تعقیب و آزردن افرادی می‌پردازد که سعی دارند ملت را از یوغ بردگی برهانند
Dot
۱
« یک جنایتکار نباید توسط جنایتکار دیگری مورد قضاوت قرار گیرد! همان طور که یک کافر نباید در برابر گناهکاران، از خود دفاع کند.