جملات زیبای کتاب چشم | طاقچه
تصویر جلد کتاب چشم
off
٪۴۰

کتاب چشم

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۱۶ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
pejman
۱۰
انسان برای خوشبخت زندگی کردن، باید گهگاه لحظاتی سرشار از گنگی و پوچیِ کامل را تجربه کند
pejman
۴
شاید چیزی که برای یک نفر بی‌ارزش است، برای دیگری ارزشمند باشد.
haniy Kia
۱
اسکناس بیست مارکی را برداشتم و ریزریز کردم. ساعت مچی‌ام را درآوردم و آن‌قدر به زمین کوبیدمش تا از کار افتاد. به ذهنم خطور کرد که اگر دلم بخواهد، همان لحظه می‌توانم میان خیابان بدوم و کلمات وقیحی بر زبان بیاورم و از سرِ لذت، هر زنی را که می‌خواهم، در آغوش بگیرم؛ یا اولین کسی را که می‌بینم، با تیر بزنم یا شیشه مغازه‌ای را خرد کنم ... این‌ها تمام چیزی بود که آن لحظه از ذهنم گذشت: رؤیای قانون‌شکنی هم دامنه محدودی دارد.
haniy Kia
۰
اوج و قله معاشقه‌مان برای من چیزی نبود مگر تپه کوچک و غم‌زده‌ای با چشم‌اندازی یأس‌آور.
haniy Kia
۰
به هرحال کاشمیران تصویر دیگری از اسموروف را در ذهن داشت. چه تفاوتی می‌کند کدام تصویر؟ چرا که من وجود خارجی ندارم: فقط هزاران آینه وجود دارند که تصویر مرا انعکاس می‌دهند، من با هر که آشنا شوم، شمار اشباحی که به من شباهت دارند، افزایش می‌یابد. آنها درجایی زندگی می‌کنند و در جایی تکثیر می‌شوند. من به تنهایی وجود ندارم.