
بریدههایی از کتاب روزی روزگاری فوتبال (فوتبال و جامعهشناسی)
۴٫۱
(۴۲)
وقتی کرهٔ شمالی بینام و نشان از اردوگاه کمونیسم در مرحلهٔ مقدماتی با دوندگی تمامنشدنی و نمایشی نامتعارفی با یک گل، میلیونرهای ایتالیایی را شکست داد، چپگراها در اوج جنگ سرد از ته دل خندیدند. لاجوردیپوشها هم به خانه بازگشتند تا با تخممرغها و گوجهفرنگیهای گندیده مورد استقبال قرار بگیرند. عنوان توفان زرد بر کرهٔ شمالی باقی ماند تا چند سال بعد تیم ایران، کرهٔ شمالی را در مسابقات مقدماتی جام جهانی ۱۹۷۴ به زانو درآورد و بر توفان زرد خط بطلان بکشد.
kafeil
رفقای سرخ و سیاهپوش میلانی،
بیایید در این روزهای تیره دست در دست یکدیگر دهیم.
رفقا، ما عازم ستیز هستیم، عازم جنگ؛
خون روی سکوها، روی جایگاهها موج میزند؛
ما را اسیر کردهاند ولی هنوز مغلوب نشدهایم.
امروز، زمان انتقام است، زمان مبارزه...
هادی محمودی
رویارویی شاهین و تاج، برای خیلیها مقابلهٔ دو رویکرد و دو تفکر متفاوت بود. نبرد مبارزهٔ یک معلم دوستداشتنی (اکرامی) با یک نظامی زورگو (خسروانی)
Zahra kazemi
«آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست...».
Zahra kazemi
. برای آنها، قومیت کُرد، جرم، اهانت و خفتی حقارتآمیز دارد و کردها مترادف با وحشیها هستند. بههمیندلیل، هرچند ترکها با اصرار خود را اروپایی قلمداد میکنند، اما تعصبات دیرآشنایی گریبانشان را چسبیده که راه رسیدن آنها به اروپا را طولانیتر کرد.
هادی محمودی
درگذر ایام بهنظر رسید با افسانهٔ دیو و پری روبهرو هستیم. با افسانهای که در آن شاهینیها زمینی و متعلق به مردم کوچه و بازار بودند و تاجیها خارجی و از آنِ بزرگان
Zahra kazemi
دریافتم قهرمانها هم گریه میکنند و برخی بازندهها از برندهها بالاتر میایستند. یاشین، سنگربان روس، شباهتی به ورزشکارها نداشت؛ کمی چاق بود، پابهسنگذاشته بهنظر میرسید و بیشتر شبیه معلمها بود، اما عنوان دروازهبان افسانهای همهٔ دورانها را گرفت.
کاربر ۲۳۴۰۸۱۶
کارناوالهای چند هزار نفری برزیل مبتنی بر سامبا چشمان جهانیان را خیره کرد. این یادگار بردگان افریقایی، دورنمای کلان تاریخ فوتبال و حکایت سیاهان تشنهٔ آزادی بود.
هادی محمودی
«سیاست پا به فوتبال گذاشته یا فوتبال یا سیاست؟»
کاربر ۱۵۷۶۰۵۷
بعدها دریافتم سردی و سکوت استادیومهای خالی، بسیار سردتر از سالنهای خالی سینماها است.
bilijacks
سیاهان برزیلی به سیاه بودنشان اشراف دارند اما سعی میکنند خود را با تقسیمبندیهای طبقاتی تعریف کرده و فاصلههای نژادی را نادیده بگیرند، که وجه مارکسیستی دارد، بی آن که اکثر سیاهان طبقهٔ کارگر برزیل، مارکس را بشناسند و بدانند مارکسیسم چیست.
هادی محمودی
باشگاه تاج طی دیدار نهایی جام قهرمانی باشگاههای آسیا ۱۹۷۰ ـ سال ۱۳۴۹ ـ در تهران هاپوئل اسرائیل را در شرایطی که یک بر صفر عقب بود، دو بر یک با ضربهِی پیروزی بخش مسعود معینی شکست داد.
حسین احمدی
نود دقیقه یا صد و بیست دقیقه، که بههرحال تمام میشد تا بازی بعد، تا فصل بعد، تا تورنمنت بعد. فاصلهٔ پیروزی و شکست، امید و ناامیدی در ضربههای پنالتی گاهی سر سوزنی میشد. سرنوشت بازیها گاهی با طرح و نقشه رقم خوردند و گاهی با تصادف و اقبال. گاهی با پشتکار، گاهی با فرصتطلبی. گاهی با ریاضت، گاهی با شکیبایی.
کاربر ۱۵۷۶۰۵۷
«فوتبال مسئلهٔ مرگ و زندگی نیست، از این دو موضوع بسیار مهمتر است.»
s.d.c
هویت ملی یا جمعی یک ملت معمولاً در قالب ورزشی بروز میکند که آن ورزش با اقبال یا توجه عمومی روبهرو شده باشد.
عبدالله قهری
وقتی بازیکنی را دوست دارید اشتباهاتش را میبخشید و برایش دل میسوزانید
bilijacks
بیتردید باشگاه بارسلونا برای مردم کاتالونیا، ارتشی بود که آنها هرگز نداشتند
bilijacks
کاری که کره شمالی با ایتالیا در ۱۹۶۶ کرد، ایران با اسکاتلند در ۱۹۷۸، الجزایر با آلمان در ۱۹۸۲، عربستان با بلژیک در ۱۹۹۴، سنگال با فرانسه در ۲۰۰۲ و یونان با همهٔ غولهای اروپا در ۲۰۰۴. اگر صبور میماندی فرصت ولو ناچیز چنگ زدن به پیروزی در فوتبال مهیا میشد. این همان آوردگاهی بود که خوشبختانه قویترها همیشه برنده نمیشدند. این همان آوردگاهی بود که کوچکها و بیمقدارها هم شانسی برای پرواز داشتند.
حسین احمدی
طرفداران تیمها هر هفته در مکان ثابتی گرد میآیند و در یک لحظه به نقطهٔ ثابتی مینگرند و کنار هم با بیم و امید، با شور و عشق فریاد میکشند. در غم و شادی شریک میشوند و به فاصلههای سنی، جنسی، قومی، فرهنگی، مالی و طبقاتی پوزخند میزنند. فوتبال به یمن باهم بودن و یکیشدن، با جادوی سحرانگیز غوطهور شدن در جمع، طراوتش را بهرغم صحنههای ظاهرا تکراری، حفظ کرد. در سینما فیلمهای مربوط به مشتزنی، جذابتر از آثار مربوط به سایر ورزشها هستند، چرا که شکل گلادیاتورگونهٔ مشتزنی و رویارویی تنبهتن در بدویترین شکل خود، درام اثر را در مقایسه با فوتبال که جمع اهمیت بیشتری دارد رقم میزند. سینما به فرد تمایل بیشتری دارد و فوتبال با جمع هم گره میخورد.
حسین احمدی
در امجدیه دیدی و دیدی و دیدی و جوانیات را جا گذاشتی. همانجا روی همان سکوهای چوبی که بعدها بتنی شدند. ته دلت آرزو میکنی وقتی از این دنیا رفتی، وقتی خداحافظی کردی، گاهوبیگاه بالای امجدیه پرسه بزنی. به جوانها نگاه کنی و روزهای شیرین را بهیاد آوری. آن ضربهها را. آن اشکها را. آن خندهها را.
حسین احمدی
هنوز گاهی در خواب دویدن جوان لاغراندامی را در زمین دانشگاه تهران میبینم. خودم را. تکاندهندهترین رؤیایم را. بلند شدن از آن خواب سخت است. عرق میکنم و نفسنفس میزنم. غمگین میشوم و گاهی آشفته. نه برای اینکه پا به سن گذاشتهام. نه برای اینکه پابهسن گذاشتگی را دوست ندارم (که دوست دارم). ولی آن رؤیا هنوز برایم غایت شور زندگی است.
فاروق
«فوتبال مسئلهٔ مرگ و زندگی نیست، از این دو موضوع بسیار مهمتر است.»
کاربر ۱۵۷۶۰۵۷
همان سالی که رئال با نتیجهٔ تکرارنشدنی یازده بر یک بارسا را له کرد تا برنابئو جای بیشتری در دل طرف داران رئال پیدا کند.
حسین احمدی
چهار سال بعد در جام جهانی ۱۹۳۸ که در فرانسه برگزار شد، پوتزو با یاران جدیدش در آستانهٔ جنگ دوم جهانی به پیروزی رسید. پیغام موسولینی به تیم ملی ایتالیا، پیش از دیدار نهایی، نمایانگر رویکردش به ورزش بود: «یا پیروز شوید یا بمیرید».
حسین میری
اگر صبور میماندی فرصت ولو ناچیز چنگ زدن به پیروزی در فوتبال مهیا میشد. این همان آوردگاهی بود که خوشبختانه قویترها همیشه برنده نمیشدند. این همان آوردگاهی بود که کوچکها و بیمقدارها هم شانسی برای پرواز داشتند.
niloufar.dh
فوتبال مسئلهٔ مرگ و زندگی نیست، از این دو موضوع بسیار مهمتر است.
bilijacks
اگر شغلت با فوتبال تداخل دارد، اونو رها کن!
bilijacks
ما باید همیشه و همهجا با همهچیز و همهکس بجنگیم، چرا که بهترین هستیم
bilijacks
سقوط کن و بلند شو. دوباره سقوط کن و دوباره بلند شو.
bilijacks
ترکیب پیراهن سرخ انگلستان یا جامهٔ سپید و سیاه آلمان در بستر چمن مخملگونهٔ ویمبلی با پسزمینهٔ غرش تماشاگران، میخکوبکننده بود.
blueboy
حجم
۴۴۱٫۱ کیلوبایت
حجم
۴۴۱٫۱ کیلوبایت
قیمت:
۲۳۷,۰۰۰
۱۱۸,۵۰۰۵۰%
تومان