اتاق ضلع شرقی با تیکه پارههای وسائل و خرت و پرتهای بیارزشی که اینجا و آنجا روی هم انباشته شده یا به در و دیوار آویخته بود، بلافاصله در بیننده این گمان را ایجاد میکرد که صاحب آن نمیباید از نظم و ترتیب یا ذوق و سلیقه که نام دیگرش هنر خوب زیستن است و به نظر برخی کسان آئینه شخصیت یا خود دوم وجود آدمی است بوئی برده باشد. اگر این موضوع درست باشد که سلیقه یعنی قلبی برای دوست داشتن و همیشه یک سلیقه بد بهتر است از بیسلیقگی، به سادگی نتیجه میگیریم که این خصوصیت جزئی است از غریزه آدمی برای بهتر زیستن که هر کس و هر خانواده متناسب با تربیت و امکانات خود کم و بیش از آن بهرهای دارد.