جملات زیبای کتاب شلغم میوه‌ی بهشته | طاقچه
تصویر جلد کتاب شلغم میوه‌ی بهشتهsubscriptionAvailable

کتاب شلغم میوه‌ی بهشته

نوع کتاب
۳.۶ امتیاز(از ۴۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
علی‌محمد افغانی
انتشارات: 
انتشارات نگاه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
نسیم رحیمی
۱۳
اگر نصیحت اثری داشت، آن را مفت نمی‌دادند
نسیم رحیمی
۸
غصه نخور غم میاد - سوراخ روزیت هم میاد!
نسیم رحیمی
۶
فایده زندگی خود زندگی است، به‌خاطر لذت‌های کوچک و حتی دردهایش. زیرا اگر درد نباشد انسان در مقابل لذت بی‌تفاوت خواهد ماند.
حمید
۵
خودت می‌خواستی در حمام رخت بشوئی من پیشدتی کردم.
ملکوت
۴
یک وقت دیدی حرصم درآمد و متکا را از زیر سرش برداشتم و در دهانش گذاشتم. این مرد خیال کرده است زن سی ساله‌اش که سیزده سال است روی خشت نرفته بعد از این بچه می‌نشیند و یک پسر کاکل زری دیگر برایش می‌آورد. تهران چهار دروازه دارد از سه تای آن آدم نفهم وارد می‌شود.
AS4438
۴
البته که صبر خواهم کرد. خدا بنده صابر را دوست دارد.
نسیم رحیمی
۴
زیر دیوار شکسته مخواب و خواب آشفته مبین!
فریبا
۳
و آیا رنج‌های دوران کودکی نیست که سازنده یا ویران‌کننده عواطف لطیف روح انسانی است برای مابقی طول زندگی؟!
نسیم رحیمی
۲
عاقد مفت که گیرت آمد موش‌های خانه را هم عقد کن
Book
۲
فایده زندگی خود زندگی است، به‌خاطر لذت‌های کوچک و حتی دردهایش. زیرا اگر درد نباشد انسان در مقابل لذت بی‌تفاوت خواهد ماند.
nafis .shahamat
۲
هر کس بیاید تو خیال می‌کند اتاق من و ایوان جلوی آن میدان کهنه‌فروش‌ها یا مسجد شاه بازار است.
Shn_ahmadi
۲
یاد بگیر که چطور باید یاد بگیری، این اندرزی بود که همیشه از استادش می‌شنید.
Shn_ahmadi
۲
اگر نصیحت اثری داشت، آن را مفت نمی‌دادند.
نسیم رحیمی
۱
در زمستان سبزی نیست که بفروشم. باید یک چیزی بفروشم. من کاسبم برایم فرق نمی‌کند، سبزی نشد سیاهی، سیاهی نشد زردی می‌آرم. و همه اینها برای آن است که زنم توی خانه سرخ باشد و مثل طاووس جولان بدهد.
مهرسام
۱
اتاق ضلع شرقی با تیکه پاره‌های وسائل و خرت و پرت‌های بی‌ارزشی که اینجا و آنجا روی هم انباشته شده یا به در و دیوار آویخته بود، بلافاصله در بیننده این گمان را ایجاد می‌کرد که صاحب آن نمی‌باید از نظم و ترتیب یا ذوق و سلیقه که نام دیگرش هنر خوب زیستن است و به نظر برخی کسان آئینه شخصیت یا خود دوم وجود آدمی است بوئی برده باشد. اگر این موضوع درست باشد که سلیقه یعنی قلبی برای دوست داشتن و همیشه یک سلیقه بد بهتر است از بی‌سلیقگی، به سادگی نتیجه می‌گیریم که این خصوصیت جزئی است از غریزه آدمی برای بهتر زیستن که هر کس و هر خانواده متناسب با تربیت و امکانات خود کم و بیش از آن بهره‌ای دارد.
Book
۱
به خانه همسایه می‌روی تا طرز غذا پختن را به آنها یاد بدهی، آن‌وقت غذای خودت روی آتش می‌سوزد
elham
۱
فایده زندگی خود زندگی است، به‌خاطر لذت‌های کوچک و حتی دردهایش. زیرا اگر درد نباشد انسان در مقابل لذت بی‌تفاوت خواهد ماند.
Shn_ahmadi
۱
چون دنیا را جای وقایع عجیب و غریب می‌دید، هرگز از هیچ پیش‌آمدی متعجب یا برانگیخته نمی‌شد یا اگر می‌شد آن را قابل توجیه می‌دانست.
Shn_ahmadi
۱
در خانواده‌های فقیر مقدمه خطا همیشه با خود خطا یکی است.
نسیم رحیمی
۰
بیست نفر از کسانی که می‌خرند شلغم در تنگ کلاغ پر یا گاه صبحدم از سبزی‌فروشی مشدی محرم سرود می‌خواندند می‌گفتند با هم که در زندگی‌شان ندارند هیچ غم جز درد عشق نازنین شلغم چرا که او هست سینه را مرهم دافع سرفه رافع بلغم نبوده و نیست هیچ عضوی را سم حتی تفاله‌اش را می‌شود کرد دم هر کس بخورد نمی‌کند خم گردن در پیش مردم عالم ولو که باشد حریفش رستم آفت ندارد بادمجان بم آهای پول حلال سلیقه دار آدم «شلغمام داغه، داغه آی شلغم»
تپولی خواه
۰
دعا می‌کنم زبان تو کوتاه شود و عمر من دراز.
nz2000
۰
اگر... اگر... اگر تو پهلویم باشی چرا، آن وقت نمی‌ترسم و راحت می‌خوابم و خواب‌های خوش بهشتی هم می‌بینم. او بازوی زن جوان را گرفت و به طرف خود کشید. گل‌عنبر مقاومتی نکرد و حرفی نزد. در حالی‌که خودش را به او می‌فشرد اجازه داد تا لب‌هایش را با حرارت کامل ببوسد. آهسته گفت: - مثل اینکه خیلی زن دلت می‌خاد! با این گفته خود را از چنگ او رهانید. چنانکه گوئی آثار گناه را از خود دور می‌کند با پشت دست لب‌هایش را پاک کرد و هراسان گفت: - مشدی حالا برمی‌گردد. تو صلاحت این است که هرچه زودتر زن بگیری. تو خطرناکی!
Shn_ahmadi
۰
مثل گدای ارمنی نه دنیا را دارم نه آخرت.
Shn_ahmadi
۰
همیشه در انتظار بدترین حوادث بود. نسبت به خوبی و بدی، خوشی یا ناخوشی عکس‌العمل مساوی داشت و همه چیز همان قدر به نظرش جدی می‌نمود که مسخره و پوچ.