
بریدههایی از کتاب کلاته گل: نمایشنامه در سه پرده
۴٫۷
(۱۲)
مقصود من اینست که بسیارند کسانی که مثل تو فکر میکنند، در عالم خیال برای خود افکار عالی پرورش میدهند، مثل جنین تو شکم مادر. اما در عمل وقتی با واقعیت سرسخت روبهرو میشوند، مجبورند همه چیز را زیرپا بگذارند و همه را فراموش کنند. در واقع ... بچه را سقط کنند و از خیرش در گذرند.
Nafiseh R
یعقوب: انسان باید تا میتواند خود را حفظ بکند، به هر وسیلهای شده، به هر حقهای شده باید زنده بماند. بالاخره دوست من، من که طبیبم به مسائل از نظر دیگری نگاه میکنم، فلسفه شغل من به من فهمانده است که به هر تمهیدی شده باید زنده ماند. زندگی آنچنان ارزشی دارد که نباید به سادگی آن را از دست داد. باید زنده ماند. باید زنده ماند.
مهدی: چه فلسفه خوبی چه فلسفه معقولی. به هر کثافتی شده باید زنده ماند. با پسگردنی خوردن، با خم شدن و زانو زدن
F.j
چه فلسفه خوبی چه فلسفه معقولی. به هر کثافتی شده باید زنده ماند. با پسگردنی خوردن، با خم شدن و زانو زدن. عاطفه و محبت و آنچه که برای زنده ماندن لازم است همه را زیر پا گذاشتن. واقعا عالی است عرض خدمتتان که من به این فلسفه شغل تو تف میکنم قربان.
AmirHossein
تو پوچی و بیهودگی زندگی را تا حال درک نکردهای و نفهمیدهای که زندگی آنچنان طولانی نیست که به این دردسرهایش بیارزد.
F.j
زندگی آنچنان ارزشی دارد که نباید به سادگی آن را از دست داد. باید زنده ماند. باید زنده ماند.
nazanin
برای زندگی کردن یک نوع غریزه مخصوص لازم است، غریزه فرار از خطر، غریزه تدبیر.
safa
از وقتی به تو علاقهمند شد، دیگر فکر و ذکرش تو هستی، همهاش را از تو حرف میزند. خواب تو را میبیند، به آنچه که تو علاقمندی، او شدیدتر از تو علاقمند میشود.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
اگر خشم نبود، اگر کینه نبود، آنوقت دیگر وجود آدمی چه ارزشی داشت؟
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
اما همیشه نباید شجاعت داشت، باید بعضی چیزها را درنظر آورد و از بعضیها هم صرفنظر کرد
کاربر ۷۹۳۶۰۴۰
یعقوب: انسان باید تا میتواند خود را حفظ بکند، به هر وسیلهای شده، به هر حقهای شده باید زنده بماند. بالاخره دوست من، من که طبیبم به مسائل از نظر دیگری نگاه میکنم، فلسفه شغل من به من فهمانده است که به هر تمهیدی شده باید زنده ماند. زندگی آنچنان ارزشی دارد که نباید به سادگی آن را از دست داد. باید زنده ماند. باید زنده ماند.
مهدی: چه فلسفه خوبی چه فلسفه معقولی. به هر کثافتی شده باید زنده ماند. با پسگردنی خوردن، با خم شدن و زانو زدن. عاطفه و محبت و آنچه که برای زنده ماندن لازم است همه را زیر پا گذاشتن. واقعا عالی است عرض خدمتتان که من به این فلسفه شغل تو تف میکنم قربان.
علی دائمی
شما اینجایی نیستید، اینجا مسافرخانه است، شماها موقتی هستید.
لنا
خوشا به حالتان. آنهایی که ذهن ساده دارند و در عمق زندگی فرو نرفتهاند،
لنا
تو تنها کسی نیستی که در این وضع قرار گرفته، اما شاید تنها ابلهی باشی که به خاک سیاهش نشانده باشند.
لنا
زندگی آنچنان طولانی نیست که به این دردسرهایش بیارزد.
لنا
زندگی آنچنان ارزشی دارد که نباید به سادگی آن را از دست داد. باید زنده ماند. باید زنده ماند.
لنا
یعقوب: انسان باید تا میتواند خود را حفظ بکند، به هر وسیلهای شده، به هر حقهای شده باید زنده بماند.
nazanin
پس تو هم مثل سایر جماعت کشور ما پیرو فلسفه «مایه عیش آدمی شکم است» هستی؟ چشم ما روشن
safa
الحق که شیر حلال خوردهای مادر که همچو زنی نصیبت شده.
مهدی: خوب دیگر ننه جون بسه، آنقدر که تو تعریفش میکنی یک دفعه خاطر خواهش میشوم
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
مگر اینجا اردستانه که ما بهر شغال از راه رسیده باج بدهیم؟
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
آنهایی که ذهن ساده دارند و در عمق زندگی فرو نرفتهاند، چیزی را میخواهند که از آن آویزان بشوند.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
تا هستی باید مقاومت کنی. اگر به زانو درآمدی، دیگر چه فایده دارد که باشی یا نباشی.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
یعقوب: تو پوچی و بیهودگی زندگی را تا حال درک نکردهای و نفهمیدهای که زندگی آنچنان طولانی نیست که به این دردسرهایش بیارزد.
مهدی: و تو جناب دکتر، به خاطر چنین پوچی و بیهودگی، حاضری روباهمنشانه جلو هر لئیمی خم بشوی و پیشانی به خاک بگذاری.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
گوشهایتان را باز کنید و خوب بشنوید، اگر به جای آب خون اینجا جاری بشود، کسی از کلاتهگل بیرون نمیرود.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
یعقوب: انسان باید تا میتواند خود را حفظ بکند، به هر وسیلهای شده، به هر حقهای شده باید زنده بماند. بالاخره دوست من، من که طبیبم به مسائل از نظر دیگری نگاه میکنم، فلسفه شغل من به من فهمانده است که به هر تمهیدی شده باید زنده ماند. زندگی آنچنان ارزشی دارد که نباید به سادگی آن را از دست داد. باید زنده ماند. باید زنده ماند.
مهدی: چه فلسفه خوبی چه فلسفه معقولی. به هر کثافتی شده باید زنده ماند. با پسگردنی خوردن، با خم شدن و زانو زدن. عاطفه و محبت و آنچه که برای زنده ماندن لازم است همه را زیر پا گذاشتن. واقعا عالی است عرض خدمتتان که من به این فلسفه شغل تو تف میکنم قربان.
ʀᴇʏʜᴀɴᴇʜ
برای زندگی کردن یک نوع غریزه مخصوص لازم است، غریزه فرار از خطر، غریزه تدبیر.
کاربر ۷۹۳۶۰۴۰
تو پوچی و بیهودگی زندگی را تا حال درک نکردهای و نفهمیدهای که زندگی آنچنان طولانی نیست که به این دردسرهایش بیارزد.
کاربر ۷۹۳۶۰۴۰
حجم
۶۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۱۲۸ صفحه
حجم
۶۹٫۲ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۱۲۸ صفحه
قیمت:
۳۸,۰۰۰
تومان