پیرمرد و دریا

دانلود و خرید پیرمرد و دریا

۴٫۱ از ۴۶ نظر
۴٫۱ از ۴۶ نظر

برای خرید و دانلود   پیرمرد و دریا  نوشته  ارنست همینگوی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت
«به پسرک گفته بودم من یه پیرمرد غیر عادی ام، حالا زمانش رسیده که اینو ثابت کنم.» بارها این را ثابت کرده بود و الان دوباره می‌خواست ثابتش کند. هر بار برایش جدید بود و او به دفعه‌های قبلی که این کار را کرده بود فکر نمی‌کرد.
fuzzy
اگه جایی شانس بفروشند دوست دارم کمی بخرم.
Mitir
پسرک: «چیزی برای خوردن داری؟» «یه ظرف برنج زرد و مقداری ماهی. می‌خوری؟» «نه، من تو خونه غذا می‌خورم. می‌خواهی برات آتش روشن کنم؟» «نه، شاید بعدا خوردمش، شاید هم بعداً برنج را سرد خوردم.» «می‌تونم تور ماهیگیری را بردارم؟» «بله، حتماً» آنجا تور ماهیگیری وجود نداشت و پسرک به خاطر آورد که آن را فروخته اند. اما آنها هر روز این تخیل را داشتند. آنجا برنج سرد و ماهی هم وجود نداشت و پسرک این را هم می‌دانست.
فاطمه
پیرمرد متوجه شد که چقدر خوب است به جای حرف زدن با خودت یا با دریا کسی را داشته باشی که با او صحبت کنی.
Farnaz Bagherlou
«گالانو ها، بخوریدش و خواب اینو ببینید که یه انسان رو کشته اید.» او میدانست که شکست خورده است.
f.alishah
آدمیزاد برای شکست خوردن ساخته نشده، اون میتونه نابود بشه ولی شکست نمی‌خوره.
wilidev