جملات زیبای کتاب قصه‌ها و افسانه‌ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب قصه‌ها و افسانه‌ها
off
٪۲۰
subscriptionAvailable

کتاب قصه‌ها و افسانه‌ها

نوع کتاب
۳.۷(از ۱۹ امتیاز)
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
باران
۱۵
لئوناردو در رساله‌اش نوشت: «انسان مخرب تمام مخلوقات است.» و امروزه بیش از هر زمان دیگری در تاریخ طویل کره ما، این فکر قدیمی درست به نظر می‌آید و دارای نوعی واقعیت تراژیک روز است.
باران
۷
تو در جستجوی نور بودی اما سوختن را یافتی.
Abolfazl
۶
شیر در قفس بود. برایش بره‌ای آوردند تا بخورد. خُب. چه چیز لذیذتر و بهتر از یک بره مطیع و کوچولو. اما بره ما از شیر نترسید و انگار که شیر، مادرش باشد، به آرامی به طرف شیر رفت. شیر که از این‌همه صفا و سادگی برّه دلش به رحم آمده بود، پنجه‌هایش را بست و ترجیح داد گرسنه بماند تا این‌که برّه کوچولو را به دندان کشد.
باران
۶
قو، در سکوتی عظیم، ترانه سر داد.
باران
۵
«خلق را تقلیدشان بر باد داد.»
باران
۵
«بدی مکن تا مبادا خوب‌ها از تو کناره بگیرند و تنها و بی‌کس بمانی.»
باران
۴
«آدم‌های تن‌پرور هم مانند این تیغ هستند، به جای این‌که به کارشان مشغول باشند، بی‌حرکت می‌مانند، شکلشان را از دست می‌دهند و لطافتشان از بین می‌رود. زنگار می‌بندند؛ زنگاری که جهل و تنبلی نام دارد.»
باران
۳
«برای دام گستر راه فراری وجود ندارد. عاقبت در دام خودش گرفتار می‌شود.»
کاربر ۵۲۴۵۳۷۰
۲
«چه خوشمان بیاید، چه خوشمان نیاید، روباه حیله‌گر، همیشه حیله‌گر است.»
فازی
۱
لئوناردو در رساله‌اش نوشت: «انسان مخرب تمام مخلوقات است.»
che
۱
«راستی اگر خوابمان ببرد، چه کنیم؟» و در جواب این سؤال، یکی از کلنگ‌های پیر گفت: «وقتی داریم نگهبانی می‌دهیم باید روی یک پایمان بایستیم و با پایی که بالا نگه داشته‌ایم یک قلوه سنگ بگیریم. آن‌وقت اگر خوابمان ببرد، سنگ از پایمان می‌افتد آن‌چنان صدایی می‌کند که فورا بیدار می‌شویم.» این فکر از سوی دیگران پذیرفته شد و از آن به بعد آن را اجرا کردند. حتی گاهی دیده شده که موقع عوض شدن نگهبان‌ها، نگهبانی که کارش تمام شده، سنگش را به نگهبان جدید می‌دهد.   «مثلی است که می‌گویند: وقتی می‌خواهی انتظار بکشی، یاد کلنگ‌ها بیفت و یک پایت را مثل آن‌ها بالا نگهدار تا خوابت نَبَرد.»
che
۱
این بار از یک روستایی پیر پرسیدند: «غمگین‌ترین حیوان کدام است؟» و او جواب داد: «کلاغ. کلاغ به غم وفادار است، وقتی جوجه‌هایش از تخم بیرون می‌آیند و کلاغ می‌بیند که بچه‌هایش سفید سفیدند، غمگین می‌شود و می‌رود. از آشیانه می‌رود و به جوجه‌هایش غذا نمی‌دهد، ولی وقتی یک یا دو پر سیاه از بدن جوجه‌ها بیرون می‌زند به لانه بازمی‌گردد و به جوجه‌ها غذا می‌دهد.»   «کلاغ با دیدن پر سفید غمگین می‌شود.»
خوره‌ی‌کتاب
۰
«آزاد زیستن یا مردن.»
خوره‌ی‌کتاب
۰
«خلق را تقلیدشان بر باد داد.»
کاربر ۵۲۴۵۳۷۰
۰
لئوناردو در رساله‌اش نوشت: «انسان مخرب تمام مخلوقات است.» و امروزه بیش از هر زمان دیگری در تاریخ طویل کره ما، این فکر قدیمی درست به نظر می‌آید و دارای نوعی واقعیت تراژیک روز است.