ما خود را با طناب واژه
در کتابها دار زدهایم
Niyaz.h
با هم افتادن
بهتر از تنها برخاستن نیست؟
Niyaz.h
هیچ چشمه، چنین زلال نمیجوشد
که شعر تو،
از لب من
Niyaz.h
دراز دامنا، ای شب!
مرا چون درّه در خویش بفشر!
که دلم
آشنای باستانی توست!
Niyaz.h
آه ای شعر!
در تو کدام جادوست!
که در همنشینی تو،
تنهاییام به هم میرسد
و راه تو
شادترین پیچ و خم
که به کعبه غم میرسد
Niyaz.h