جملات زیبای کتاب مردها آهسته می‌میرند | طاقچه
تصویر جلد کتاب مردها آهسته می‌میرند

بریده‌هایی از کتاب مردها آهسته می‌میرند

نویسنده:آرش آسترکی
امتیاز
۲.۳از ۳ رأی
۲٫۳
(۳)
اذان صبح با صدای ترمز ماشینی که درست روی خط عابر قفل شده بود بلند می‌شود. می‌رود سمت اتاق پدر. پدر را می‌بیند که روی عکس داریوش وسط جانماز خوابیده است. تکانش می‌دهد. صدایش می‌کند و پشت سر هم می‌گوید: «حاجی، خوبیت نداره سر جانماز. برو سر جات.»
Hakime Zare

حجم

۸۳٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۱۲۲ صفحه

حجم

۸۳٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۱۲۲ صفحه

قیمت:
۵۴,۰۰۰
۲۷,۰۰۰
۵۰%
تومان